ائتلاف ابلهان؛ تقلای نافرجام سیاست‌گرانِ درحال احتضار

وینستون چرچیل گفته بود: «گاهی برای نابودی یک کشور نیازی به جنگ نیست. تنها کافی است جای افراد آگاه و برجسته آن کشور را با تعدادی سیاستمدار نادان و احمق عوض کنید». انتخابات، روند انتقال قدرت است. به عبارتی، پروسه‌ای که در آن، قدرت از یک فرد، گروه، و حزب سیاسی، به فرد، گروه و/یا حزب سیاسی دیگر منتقل می‌شود. با رویکردی نخبه‌گرایانه، می‌شود گفت که انتخابات، فرایند تعویض و جابه‌جایی نخبگان سیاسی یک جامعه است. در جهان امروز، این پروسه، به‌عنوان یگانه راه مشروع و پذیرفته‌شده‌ی انتقال قدرت، در بسیاری از کشورها، با کم‌و‌کیف‌های متفاوت، به‌رسمیت شناخته شده است. گروه‌ها، ائتلاف‌ها، و احزاب سیاسی، در انتخابات تلاش می‌ورزند تا با پیش‌کش طرح‌ها، سیاست‌ها و مکانیزم‌های اداره‌ی امور کشور، قناعت شهروندان و واجدین شرایط رأی‌دهی را به‌دست آورند و از این رهگذر، در انتخابات بیشترین رأی را به‌دست آورده، پیروز شوند.

انتخابات در افغانستان، اما، مایه‌های طنز، ابتذال و بلاهت سیاسی کم ندارد. این روزها، که کارزارهای انتخابات ریاست‌جمهوری در جریان است، شاهد فروپاشی، ائتلاف‌ها و اعلام حمایت‌های گوناگونی استیم. فروپاشی تیم پر سروصدای حنیف اتمر یکی از اتفاقاتی بود که در روزهای نخست شروع پیکارهای انتخاباتی، سروصدا به‌پا کرد. رحمت‌الله نبیل، در مصاحبه‌اش با روزنامه «صبح کابل»، فاتحه این تیم را خواند و گفت: «این تیم انتخاباتی خلاص شد. رفتند. حتا حالا دفترهای ‌شان بسته است. آقای اتمر چند روز پیش که اعضای تیم خود را برای برخاستن دوباره جمع کرده بود، اعضای تیمش گفته بود که بیشتر از این خود را نشرماند و از نامزدی انصراف دهد».

با فروپاشی تیم «صلح و اعتدال» به رهبری حنیف اتمر، معاون دوم آن، حاجی محمد محقق، به تیم «ثبات و همگرایی» به‌رهبری داکتر عبدالله عبدالله پیوست و رسماً‌ اعلام حمایت کرد. با پیوستن محمد محقق به این تیم، قطعه گم‌شده‌ی پازل «ائتلاف ابلهان» پیدا شد و پازل تکمیل گردید.

دانه‌درشت‌های تیم «ثبات و همگرایی»، شش نفر اند که عکس‌های‌شان در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شوند و جالب این‌جاست که معاونین تیم، بابر فرهمند و اسدالله سعادتی، در میان هیاهو و گردوخاکی که این سیاستمدارانِ درحال احتضار در اردوگاه تیم «ثبات و همگرایی» بر پا کرده‌اند، گم و کمرنگ شده‌اند. کسی به آن‌ها اهمیت نمی‌دهد، وزنی در تیم ندارند، و در دل ناظران پروسه

از میان شش دانه‌درشت «ثبات و همگرایی»، باسوادترین‌شان انوارالحق احدی است و پس از آن صلاح‌الدین ربانی، که لیسانس‌اش را در رشته «مدیریت و بازاریابی» و ماستری‌اش را در «مدیریت بازرگانی» به‌دست آورده است. بازاریاب و بازرگان اشراف‌زاده‌ای که به نام و نشان پدر جهادی‌اش، کار دیپلوماتیک می‌کند و وزیر خارجه کشور است! جنرال دوستم، کریم خلیلی و محمد محقق، کم‌سوادترین‌شان است که تا پیش از ۲۰۰۱، جنگ‌سالار بودند و پس از ۲۰۰۱، لباس عوض کردند و اهلی و شهرنشین شدند. خلیلی، بر سفره‌ی رنگینی که آمریکایی‌ها جلو حامد کرزی پهن کرده بودند،‌ نشست. کارنامه‌ی سیاسی‌اش سیاه است و کارنامه‌ی جهادی‌اش سیاه‌تر. شعور سیاسی این شیخ مکار درحدی است که در همایش حزبش در خیمه لوی جرگه، گفته بود:‌ مردم از کسانی که «مزاری» را آزار دادند، حمایت نکنند. درحالی‌که سردسته «ائتلاف ابلهان»، عبدالله عبدالله، یکی از کسانی بود که با مزاری جنگیده و در افشار جنایت کرده بودند.

کارنامه‌ی جنرال دوستم، در سیاهی، دست کمی از کارنامه‌ی جهادی خلیلی ندارد. رسوایی ایشچی، هرچند نتیجه‌اش هنوز از سوی نهادهای عدلی اعلام نشده است، اما تا اعلام آن لکه‌ی ننگ و بلاهت‌اش بر جبین جنرال دیده می‌شود.

مطالب مرتبط

شکست «سنگین» و «ننگین» جنگ‌سالاران در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۸

نام محقق، با طنز و جوک گره خورده است. سیاست و سرنوشت جمعی مردم را به بازی و شوخی گرفته است. جنگ‌سالار سابقی که پس از ۲۰۰۱، شهری شد و سیاست را با روضه‌خوانی و آیه و حدیث، درهم آمیخته است. در کنار چند و آیه و حدیثی که از دوران طلبگی‌اش به‌یادش مانده است و همه‌جا آن‌ها را تکرار می‌کند، فقط کتاب «آیین دوست‌یابیِ» دیل کارنگی را خوانده است. با «آیین دوست‌یابی»، سیاست نمی‌شود، اگر شود هم، پیامدش فضیحت و بلاهت سیاسی است. اوج بی‌خردی این شیخ درحال احتضار، در اظهارات او علیه «تظاهرات تبسم» بود که تا یادی از «شکریه تبسم» و تظاهرات تبسم است، اظهارات ابلهانه‌ی در این مورد، او در لایه‌های حافظه جمعی ثبت خواهد بود.

جالب‌ترین نکته در «ائتلاف ابلهان» این است که جمعی از ابلهان، پیرامون سیاست‌مدار شکست‌خورده‌ای که ابله‌تر از خودشان است، گرد آمده و رهبری او را پذیرفته‌اند: داکتر عبدالله عبدالله. کارنامه‌ی عبدالله، به‌عنوان سردسته‌ی «ائتلاف ابلهان»، ضعیف‌تر و فضیح‌تر از معامله‌گران سیاسی پیرامون‌اش است. داکتر چشم کم‌سوادی که نه‌تنها چشمی را تداوی نکرده است، که در فاجعه افشار، با باند جنایت‌کار شورای نظار، چشمان خیلی‌ها را بر جهان بست و حیات‌شان را ستاند. عبدالله، سیاستمداری شکست‌خورده و ناکام است. این را هم خودش می‌داند، هم دانه‌درشت‌های اطرافش، و هم کسانی‌که یا از سر نادانی و یا از سر ناچاری، از او اعلام حمایت می‌کنند.

فرض محال را بر این بگیریم که «ائتلاف ابلهان» در انتخابات پیشرو پیروز خواهد شد. صرف نظر از تقسمِ کیک قدرت (یا به قول محمد محقق، «پوچاق خربوزه») میان خود، کاری که این ائتلاف برای افغانستان و مردم خواهد کرد، چه خواهد بود؟ تا این دم، که همایش‌ها و کمپاین‌های این ائتلاف را دنبال می‌کنیم، واقعاً نفهمیده‌ایم که این‌ها، فردای پیروزی احتمالی‌شان، چه خواهند کرد و اولویت‌شان چه خواهد بود. اما بر هیچ‌کسی پوشیده نیست که ائتلاف این‌ها برای پیروزی نیست. برای امتیاز است؛ امتیازی در حد ریاست اجرائیه. بر ماست که سخن «وینستون چرچیل» را جدی بگیریم و اجازه ندهیم «ائتلاف ابلهان» روی کار آید.

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.