فهم پروسه‌ای است که در آن معرفت و شناخت از حقیقت شناور است. به فهم از نگاه‌های متفاوت نظراندازی شده است. اندیشمندان در دوره‌های مختلف در میسر ....
محمد زمان سیرت

نگاه گادامر به فهم

اما دومین منظر فهم از نظر گادامر منش زبانی آن است. گادامر با پیروی از اندیشه‌ی هایدگر بر دو نکته از این منظر توجه و تاکید دارد. نخست آن‌که همانند هایدگر فهم را همان تأویل می‌داند و سپس آن‌که اعتقاد دارد هر فهمی بر پایه‌ی گفتگو استوار است. در همین راستا ترجمه‌ی متنی از زبانی به زبان دیگر را نمونه‌ای از همین اعتقادش می‌آورد. در واقع گادامر می‌گوید که هر ترجمه، گفتگویی میان دو زبان بر سر یک امر واحد است. در اصل تأویل زبانی را می‌بایست شکل هرگونه تأویلی دانست. این زبان است که توانایی برقراری ارتباطات تجربه‌های مختلف را داراست و پس‌زمینه‌ی کنش فهم در هرگونه ارتباطی است.

طالبان می‌گفتند که شهروندان هندوی افغانستان بايد لباس زرد بپوشند و بر بام خانه‌های‌شان پرچم زرد نصب کنند تا تفاوت آن‌ها با «امت اسلامی طالبان» آشکارتر گردد.
زلمی کاوه

ناسیونالیسم قومی و اسلام سیاسی در افغانستان (۶)

در جنبش طالبان قومیت و رهبرْ رابطه‌ی نزدیک داشته و تعلق قومی رهبر که امیرالمؤمنین است و از جانب خدا به‌عنوان خلیفه‌ی مسلمانان منصوب شده است، مشخصه‌ی طالبان به‌شمار می‌رود. ایدئولوژی رهبر اسلام است و پایگاه مطلق آن قومیت و نقش آن مطلق بوده و مشروعیت دستورها ورهنمودهای آن قابل اجرا و تبعیت است. تأکید بر مطلقیت رهبر و مرکزیت رهبریت، این جنبش را با جنبش‌های نازیستی شبیه ساخته است.

با درنظرداشت تعریف هایدگر از شعر، به نظر می‌رسد، شعر، در همان ابتدا، در فراسوی زبان/کلمات قرار دارد. یعنی، کلمات به‌مثابه اجزای زبان، قایل به ذات است.
مهدی آرش

شعر بازی با کلمات نیست

در پاسخ به این پرسش که آیا در شعر از کلمات عبور می‌کنیم یا کلمات آخرین ایستگاه شعر است، نمی‌توان با اطمینان سخن گفت. مقوله‌ای هم وجود دارد که اساس آن به آموزه‌های افلاطون برمی‌گردد: این‌که شعر، و قاعدتاً هنر، با مسائل جدی و عقلانی سروکار ندارد. گرچند این دیدگاه راجع به شعر و هنر، طی سالیان متمادی، تحولات شگرفی را تجربه کرده، با آن‌هم، به نظر می‌رسد هنوز هم نمی‌توانیم افلاطون را فراموش کنیم. چنین است که هرازگاهی به ریشه‌های تعریف شعر دقت می‌کنیم و از خود می‌پرسیم، به کجا رسیده‌ایم؟

طالبان می‌گفتند که شهروندان هندوی افغانستان بايد لباس زرد بپوشند و بر بام خانه‌های‌شان پرچم زرد نصب کنند تا تفاوت آن‌ها با «امت اسلامی طالبان» آشکارتر گردد.
زلمی کاوه

ناسیونالیسم قومی و اسلام سیاسی در افغانستان (۵)

تیولوگ‌ها و نظریه‌پردازان ناسیونالیسم قومی با استفاده از آماری که مورد شک و تردیدند به دعواهای قومی و جدال‌های درون‌گروهی و نژادی دامن می‌زنند. استفاده از آمار سرشماری به‌منظور روشن‌شدن ابهام‌ها و یا حل مشکلات برنامه‌ریزی برای توسعه‌ی انسانی و برنامه‌های انکشافی امر درست می‌باشد. اما زمانی که آمار سرشماری جنبه‌های ایدئولوژیک می‌گیرند و در خدمت اهداف ناسیونالیستی قومی و نژادی قرار می‌گیرند خصلت‌های علمی و انسانی‌شان را از دست می‌دهند.

شلایرماخر باور دارد برای رسیدن به تأویلی صحیح از یک اثر که می‌خواهد طور قاعده‌مند بازآفرینی کرد و بایست آن اثر را با روش بازآفرینی به فهمی دقیق رسانید.
محمد زمان سیرت

افق فهم در اندیشه‌ی شلایرماخر

شلایرماخر معتقد است که فهم اصلی نویسنده‌ی یک اثر تنها نمی‌تواند تحت تأثیر ویژگی‌های معمول و خاص او باشد بلکه این فهم نیازمند فهم جزئی به‌منزله‌ی امر جزئی است. او این فهم شهودی را «پیش‌گویی» می‌نامد. اما تأویل از کجا شروع می‌شود؟ تأویل در فضایی میان امر پنهان و آشکار آغاز می‌شود و به همین خاطر من عنوان این مطلب را «افق فهم…» گذاشتم، چون افق پنهان‌کننده آشکار و آشکارکننده پنهان است. برای ورود به این فضا، راهی وجود دارد که از طریق آن می‌توان به سررشته‌ی مسیر ‌تأویل ورود کرد.

در تاریخ‌نگاری ناسیونالیستی افغانی همواره از مبارزات خوانین و سران اقوام و فیودال‌ها به‌ویژه علیه انگلیس‌ها تقدیس به عمل آمده و ستوده می‌شوند.
زلمی کاوه

ناسیونالیسم قومی و اسلام سیاسی در افغانستان (۴)

در فرایند ملت‌سازی در افغانستان، پا به پای گسترش دیگاه‌های ناسیونالیستی، اسلام به‌عنوان شاخص سیاسی و هویت مردم معرفی گردید. مذهبی‌بودن به‌سان تعلق ملی، هویت افراد را تعیین می‌کند. این تقسیم‌بندی و تمایز پایه‌هایش را از قوانین ملی نمی‌گیرد بلکه معنویت مذهبی نقش برجسته و بارز پیدا می‌نماید. انسان مسلمان از حقوق و مزایایی برخوردار می‌شود که فرد غیر مسلمان از آن محروم می‌گردد. این‌که افراد غیر مسلمان نجس تلقی می‌شوند در پایداری محرومیت کافرها و پیروان مذاهب دیگر از داشتن حق برابر و فروکاستی آن‌ها در اجتماع نوع بی‌ارزش‌انگاری حق انسانی بشر است که در نظام حقوقی اسلام انسان با گرایش‌های اعتقادی دیگر ارزش مساوی با انسان مسلمان ندارد. در این نگرش، ناسیونالیسم با اسلام وجه مشترک دارد که خودی‌ها به‌طور عام امتیاز بیشتر دارند نسبت به بیگانه‌ها.

بازنگری تاریخ هراس‌انگیز است؛ دیدن و بازدیدن اشتباهات، که در خصوص تاریخ معاصر چیزی جز اشتباه به‌چشم نمی‌خورد. یک حرکت درست و به‌موقع می‌توانست همگام‌شدن ...
مهدی آرش

از تاریکی تاریخ به تاریخ تاریک

بازنگری تاریخ هراس‌انگیز است؛ دیدن و بازدیدن اشتباهات، که در خصوص تاریخ معاصر چیزی جز اشتباه به‌چشم نمی‌خورد. یک حرکت درست و به‌موقع می‌توانست همگام‌شدن با جریانات فکری جهان را به ارمغان آورد اما ای دریغ و درد! به حاشیه کشانده شدیم و هیچ تمدن و بینش جدیدی سراغ‌مان را نگرفت. هدف از این جستارْ بازنگری سیاسی-اجتماعی تاریخ در دهه‌های هشتاد و نود میلادی است. پرسش این‌ست: آیا به ما هم سهمی از جریانات فکری جهان رسید؟

از داستان معراج بر می‌آید که منظور قرآن از آسمانْ طبقاتی دارای عرض و طول‌اند. چون در هر طبقه پیامبری از محمد پذیرایی می‌کند. در این‌جا هم کم‌دانشی خدای قرآن
عیسی بهشام

قرآن و چند ایراد علمی

از داستان معراج بر می‌آید که منظور قرآن از آسمانْ طبقاتی دارای عرض و طول‌اند. چون در هر طبقه پیامبری از محمد پذیرایی می‌کند. در این‌جا هم کم‌دانشی و بومی‌بودن خدای قرآن ثابت می‌شود. زیرا شاید باور بومیان عرب زمان محمد بر این بوده است، که در منظومه‌ی خورشیدی هفت سیاره وجود دارد. اما منجمان یونانی باور به یازده سیاره در این منظومه داشته‌اند. تا همین چند سال پیش باور به این بود، که منظومه‌ی خورشیدی ۹ سیاره دارد تا آن‌که ناسا دو سیاره‌ی دیگر را کشف کرد که یونانیان باستان حتا برای آن‌ها نام هم گذاشته بودند.

در جامعه‌ی افغانستان که روابط در هاله‌ای از پیچیدگی‌ها و محدودیت‌هاست، زنان از طریق شناخت، درک و آگاهی می‌توانند روابط و زندگی سالم داشته باشند.
بسگل نیکزاد

استقلال اقتصادی زنان؛ خوانشی از «جنس دوم»

چرا زنان از لحاظ جایگاه، مسؤولیت و صلاحیت پایین‌تر از مردان قرار دارند؟ زنان چگونه می‌توانند استقلالیت، خودکفایی و جایگاه بلند اجتماعی، اقتصادی و … را کسب کنند؟ زنان به‌رغم داشتن استعدادها و توانایی‌های همسان با مردان، از کارکرد و مؤثریت کمتر در جامعه برخوردار است. برای پی‌بردن به دلایل آن، زندگی زنان را به مراحل کودکی، بلوغ، نوجوانی، جوانی، مادری و کهن‌سالی مورد بررسی قرار می‌دهیم.

در تاریخ‌نگاری ناسیونالیستی افغانی همواره از مبارزات خوانین و سران اقوام و فیودال‌ها به‌ویژه علیه انگلیس‌ها تقدیس به عمل آمده و ستوده می‌شوند.
زلمی کاوه

ناسیونالیسم قومی و اسلام سیاسی در افغانستان (۳)

مضمون و محتوای پروژه‌ی دولتی سید جمال‌الدین افغانی همان برنامه‌هایی بود که هم‌زمان در کشورهای غربی تطبیق می‌گردید با این تفاوت که سید روی پروژه‌ی پان‌اسلامیسم تأکید می‌کرد و تلاش می‌کرد تا ارزش‌های ایدئولوژی ملی جدید را با فرهنگ و ارزش‌های اسلامی ادغام نموده و پان‌اسلامیسم را ابداع نماید. اما پروژه‌ی سید در تضاد با مضمون ضد مذهبی انقلابی ناسیونالیسم فرانسوی قرار داشت که در سال ۱۷۸۹ گردن شاه را زد و تلاش کرد دست مذهب را از زندگی مردم کوتاه نموده و پای فیودالیسم را از هژمونی اجتماعی قطع نموده و برای شهروندان حقوق شهروندی و بشر را به ارمغان آورد. اما در افغانستان از همان آغاز سنت‌هایی که در فضای سیاسی جامعه به‌وجود آمد، تلفیق مذهب و ناسیونالیسم زمخت محلی و قومی بود که متأسفانه این سنت‌سازی هنوز ادامه دارد.