بحثی در باب دیالکتیک روشنگری -قسمت دوم

ب) فلسفه روشنگری

«ارنست کاسیرر» روشنگری را عصری می‌داند که از بسیاری جهات با فرهنگ یونان در دوره‌ی ۴۰۰ ـ ۵۳۰ پیش از میلاد همانند است. در آن عصر از تاریخ فرهنگ یونان خِرد می‌کوشید تا فرمانروایی خود را بر همه‌ی قلمروها مستقر کند و با خرافاتی که از دوران‌های پیشین برای آن‌ها به‌ارث رسیده بود، به نبرد برخیزد. و در این کار موفق هم شد و شالوده‌ای عقلانی و فلسفی بنا نهاد که حتی علم و فلسفه‌ی جدید نیز بر آن استوارند. در واقع آن‌چه را بینش علمی و عقلی می‌نامیم، دستاورد یونانیان است و اگر امروزه همه‌ی اقوام می‌کوشند تا «علمی» بیاندیشند، در حقیقت می‌خواهند از چشم یونانی به جهان بنگرند. فرهنگ عصر روشنگری یونان و فرهنگ سده‌ی هجدهم با وجود بیست و دو قرن فاصله‌ی زمانی، همانندی‌های بسیاری دارند. این وجوه مشترک عقلانی عبارت‌اند از: چرخش اندیشه به‌سوی سرشت درونی نفس درک‌کننده و ارجحیت‌دادن به بررسی تکوینی و تجربه‌ی زندگی روانی انسان و پژوهش درباره‌ی امکان شناخت علمی و محدودیت‌های آن و علاقه‌ی پرشور به بحث درباره‌ی مسائل زندگی فردی و اجتماعی و نیز راه‌یابی فلسفه به فرهنگ عمومی و ترکیب جنبش علمی با جنبش ادبی.

شالوده‌‌ی روشنگری سده‌ی هجدهم، بینش این‌‌جهانی (سکولار) از زندگی است که طی رنسانس در هنر، دین، سیاست و علم طبیعی شکل گرفت. آغاز فلسفه‌ی روشنگری را باید در انگلستان جست‌و‌جو کرد. سپس این جنبش از انگلستان به فرانسه و نخست از فرانسه و بعد مستقیماً از انگلستان به آلمان راه یافت.

در نظر این عصر کارکرد و وظیفه‌ی اساسی اندیشه این است: شناخت فعالیت اندیشه، خودآزمونی عقلی و پیش‌نگری [در تقابل با واپس‌نگری و پرستش گذشته]. اندیشه نه‌تنها در جست‌و‌جوی هدف‌هایی نو است که تا کنون ناشناخته بوده‌اند بلکه هم‌چنین خواهان دانستن این موضوع است که به‌کجا می‌رود و می‌خواهد جهت سفر خویش را خود تعیین کند. اندیشه با شادی تازه‌ای و با شجاعت کشف‌کردن با جهان روبه‌رو می‌شود و هر روز در انتظار گشودن رازهای سربه‌مُهر است. اما تشنگی او برای دانستن و کنجکاوی عقلی او تنها به‌سوی جهانِ برون معطوف نیست، بلکه اندیشه در این عصر حتی با شوق بیشتری با پرسش مربوط به سرشت تفکر و توانایی‌های آن به پیش می‌رود. اندیشه بارها ازسفرهای اکتشافی به‌منظور وسعت‌بخشیدن به افق واقعیت عینی به مبدأ عزیمت خود برمی‌گردد. «پوپ» درباره‌ی این احساسِ ژرفِ عصر روشنگری گفته‌ای کوتاه و پرمغز دارد: «موضوع مطالعه‌ی درخور انسان، انسان است». آن عصر احساس می‌کند که نیروی تازه‌ای در درونش دست‌اندرکار است. اما آن عصر بیشتر شیفته‌ی شیوه و نوع فعالیت همین نیروست، تا آفرینش‌هایی که بر اثر این نیرو به‌وجود می‌آید. آن عصر نه‌تنها از آفرینش‌های خود شاد می‌شود بلکه درباره‌ی فرم فراگردی که چنین آفرینش‌هایی را موجب می‌شود تحقیق می‌کند و می‌کوشد تا آن را تبیین کند. مسأله‌ی «پیشرفت» عقلی در سراسر سده‌ی هجدهم در پرتو همین امر نمایان می‌شود. اما در مورد ماهیت اندیشه‌ی پیشرفت در اشتباه خواهیم بود اگر پیشرفت را صرفاً به‌معنای کمی و به‌منزله‌ی گسترش نامحدود علم درک کنیم. البته تعین کیفی همواره با بسط و گسترش کمّی همراه است و رجوع به مرکز شناخت مستلزم گسترش پژوهش به آن‌سوی مرزهای قلمرو شناخت است… همه انرژی‌های گوناگون روح در یک مرکز مشترک نیروها به‌هم می‌پیوندد. گوناگونی و تعددِ شکل‌ها صرفاً رهاشدن مرکز کامل یک قدرت اساساً فرم‌دهنده‌ی منسجم است. هنگامی که سده‌ی هجدهم می‌خواهد این قدرت را با یک کلمه مشخص کند، آن را «خِرد» می‌نامد. سده‌ی هجدهم از اعتقاد به یگانگی و تحول‌ناپذیری خِرد اشباع است.

روشنگری چیست؟

قرن هجدهم به قرن روشنگری (و نیز به عصر خِرد) مشهور است. به دشواری می‌توان این اصطلاح را تعریف کرد. زیرا هرچند ما از فلسفه‌ی روشنگری سخن می‌گوییم، مراد ما هیچ مکتب خاص یا نظریات فلسفی مشخص نیست. به هر حال این تعبیر نمودار نوعی موقف فکری ملکه‌ی ذهنی عام و رایج جهان‌بینی است که می‌توان آن‌ها را به‌نحوی کلی توصیف کرد.

اندیشمندان آن عصر معتقد به امکانات رهایی‌بخش عقل انسان و پیشرفت اجتماعی و منتقد جامعه‌ی زمان خود بودند. کانت در ۱۷۸۴م. روشنگری را چنین توصیف کرد: بلوغ انسان، دورافکندن قیمومیت خودخواسته و قبول مسؤولیت کامل در قبال آزادی خویشتن. از دیگر پیشروان روشنگری می‌توان از بیکن، مونتسکیو، دکارت، لاک، نیوتن، ولتر، روسو، دیدرو، دالامبر، هولباخ و کانت نام برد. کانت که از تأثیرگذارترین فلاسفه‌ی روشنگری به‌حساب می‌آید، این جریان را بلوغ انسان، دورافکندن قیمومیت خودخواسته و قبول مسؤولیت کامل در قبال آزادی خویش می‌دانست. وی معتقد بود از آن پس باید انسان با مسؤولیت خویش و شجاعت پرسش، به ادراک هستی بپردازد. در کنار این، روشنگری به‌عنوان فراگرد یا کل حاکم بر جامعه و فیلسوفان تجددگرا، اندیشمندان الاهی و ادیبان؛ بر جایگاه و حقوق انسان، خِرد خودبنیاد، خوداندیشی، نقادی، دانش تجربیِ بر پایه‌ی مشاهده و آزمایش و استقلال دو نهاد دین و سیاست از یکدیگر تأکید می‌کرد.

به‌شرط آن‌که کلمه‌ی «عقل‌گرایانه» ضرورتاً برای دلالت بر مذهب اصالت عقل اراده نشود، می‌توان گفت که روحیه‌ی کلی نهضت روشنگری دارای خصوصیات عقل‌گرایانه بوده است. به این معنی که متفکران و نویسندگان نمونه‌ی این دوره اعتقاد داشتند که عقل بشری ابزار خاص و یگانه‌ی حل مسائل مربوط به انسان و جامعه است. همان‌طور که نیوتن طبیعت را مورد تفسیر قرار داده بود و طرحی برای پژوهش آزاد و معقول و فارغ از تعصب عالم طبیعت فراهم آورده بود، انسان نیز باید عقل خویش را برای تفسیر حیات اجتماعی، سیاسی، دینی و اخلاقی به‌کار گیرد. البته می‌توان گفت که آرمان استفاده از عقل برای تفسیر زندگی انسان به‌هیچ‌وجه با تفکر حکمای مدرسی قرون وسطا بیگانه نبوده است. و این مطلب البته درست است. اما نکته این است که مقصود کلی نویسندگان عصر روشنگری از عقل، عقلی بود که اعتقاد به وحی، تسلیم در برابر قدرت مرجعیت، احترام به آداب و سنن و نهادهای تثبیت‌شده مانعی در راه آن نباشد. در حوزه‌ی دین برخی سعی می‌کردند تا مسأله‌ی دین را با نوعی تبیین طبیعت‌گرایانه منتفی سازند؛ اما حتی آن کسانی که اعتقاد دینی را حفظ می‌کردند، صرفاً آن را بر مبنای عقل صرف و بدون اتکاء به وحی الهی تردیدناپذیر و یا تجربه‌ی عاطفی یا عرفانی تبیین می‌کردند. در حوزه‌ی اخلاق این تمایل وجود داشت که اخلاق را از همه‌ی مقدمات مابعدالطبیعی و کلامی منفک کنند و از این حیث آن را علمی مستقل سازند. در قلمروهای اجتماعی و سیاسی نیز متفکران عصر روشنگری درصدد بودند تا مبنایی معقول و توجیهی برای اجتماع سیاسی بیابند.

نوشته‌های مرتبط

بحثی در باب دیالکتیک روشنگری -قسمت نخست

در واقع اختلاف فاحشی میان آرای فیلسوفان مختلف عصر روشنگری وجود داشت. بعضی معتقد به مبادی بدیهی بالذات بودند که صدق آن‌ها به‌وسیله‌ی عقل عاری از پیش‌داوری به‌نحو بی‌واسطه ادراک می‌شود. برخی دیگر از پیروان اصالت تجربه بودند. برخی معتقد به خدا بودند و برخی نبودند. به‌علاوه، در میان مراحل مختلف، نهضت روشنگری بریتانیا، فرانسه و آلمان از حیث روحیه اختلافات قابل ملاحظه‌ای وجود داشت. مثلاً در فرانسه متفکران مشخص این دوره نسبت به «آنسین رژیم» و کلیسا سخت خصومت می‌ورزیدند، اما در انگلستان انقلاب قبلاً روی داده بود و مذهب کاتولیک با نظریه‌ی صریح و اکید وحی و نیز مرجعیت‌‌مآبی آن ارزش و اعتبار چندانی نداشت و از هر حیث هنوز هم یک دین تحریم‌شده محسوب می‌شود. بنابراین انتظار نداریم که در میان فیلسوفان انگلیس در عصر روشنگری همان درجه از خصومت نسبت به کلیسای رسمی یا نسبت به قوای کشوری بیابیم که در میان برخی از معاصران فرانسوی آن‌ها می‌بینیم. و نیز تفسیرهای خام مبتنی بر مذهب اصالت ماده از ذهن انسان و اعمال نفسانی بیشتر از خصوصیات حوزه‌ی خاصی از متفکران فرانسه است تا از خصوصیات متفکران انگلیسی آن دوران.

به‌طور خلاصه آنان کم‌وبیش به معنای جدید کلمه عقل‌گرا بودند. عقل‌گرایان و آزاد‌اندیشانی بودند که اعتماد و اطمینان عمیقی به قدرت عقل برای ارتقا و اعتلای انسان و جامعه داشتند و معتقد به آثار زیان‌بار استبداد و مطلق‌گرایی سیاسی و کلیسایی بودند؛ یا به تعبیر دیگر، عقل‌گرایان آزاداندیش و انسان‌دوست قرن نوزدهم از اخلاف مشخص عصر روشنگری بودند.

این نهضت چگونه و از کجا شروع شد؟ پنج‌صد سال خاموشی و سیاهی اروپا را درنودیده بود. ظلم و تعدی به‌نام دین، زمینه را برای سایر نهادهای اجتماعی که باید در خدمت انسان و رهایی و رفاه او می‌بودند، مساعد ساخت تا داعیه‌داران هر کدام به‌نفع شخصی و اهداف خودکامه‌ی خویش از این آب گل‌آلود ماهی بگیرند. اما وقتی سلطه‌ی کلیسا بر افکار پایان یافت، بسیاری گمان بردند که می‌توان صرفاً از راه عقل به شناخت جهان دست یافت. این تحول، در فلسفه، خردگرایی خوانده می‌شود. بانی آن دکارت بود و پس از او اسپینوزوا و لایب‌نیتس در زمره‌ی با استعدادترین ریاضی‌دانان نیز بودند و به‌نظر آن‌ها ریاضیات نمونه‌ی آرمانی شناختِ به‌راستی قابل اعتماد بود. این دو می‌گفتند اگر بشر در مساعی خود برای فهم جهان از روش‌های ریاضی‌دانانی مثل خود دکارت و لایب‌نیتس استفاده کند که با استفاده از این روش‌ها به کشف‌های تازه و دانش جدیدی رسیدند، در آن‌صورت جهان را می‌شود کاملاً توضیح داد.

اما این خواستار استفاده از اصول و روش ریاضی‌وار به سلطه‌ی جزئی‌نگری و ابزاروارگی‌ای انجامید که جهان را در کام خود فرو برد و بانی خود -روشنگری- را به ضد اهدافش دچار ساخت. غلبه‌ی پوزیتیویسم بر حوزه‌های گوناگون از جمله علم و معرفت‌شناسی، پای خرد ابزاری را به هستی کشاند و سبب شد تا غایت‌نگری مبتنی بر اصول موضوعه‌ی روشنگری که برای آزادی و برابری بشر تعریف شده بودند، به ابزار صرف تبدیل شوند.

ادامه دارد …

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.