آرنت معتقد بود در تفکر، فرد «تمایل به زندگی مشترک روشن با خود» را ایجاد می کند و این به عنوان یک بازدارنده از انجام کار اشتباه عمل می کند.
محمد محمدی

هانا آرنت و مراتب کنش انسان (۲)

آرنت معتقد بود در تفکر، فرد «تمایل به زندگی مشترک روشن با خود» را ایجاد می کند و این به عنوان یک بازدارنده از انجام کار اشتباه عمل می کند: «بهتر است که رنج ناق بکشید تا این که عمل نادرست را انجام بدهید، زیرا شما می‌توانید با یک رنج‌دیده دوست باشید، اما چه کسی می‌خواهد با یک قاتل زندگی کند؟» آرنت تشخیص داد که تفکر فعالیت سیاسی نیست، اما دست‌کم، تفکر باید مانع نقض معاشرت انسانی شود. همان‌طور که تبادل نظر عمومی پیش از جهان واقعیت‌های خود تأیید‌کننده رسانه‌های اجتماعی کاهش می‌یابد، ممکن است تفکر زمینه‌ای برای ذهن شکاک و تمرین رابطه دیالوگ سازنده جامعه سیاسی ایجاد کند.

هاروکی موراکامی، یک صاحب سبک با ظرافت و یک مرد معمولی خودرأی، ارباب تعلیق و جامعه‎شناسی است، زبان او پرده‌ی ساده‌ی فریب‌دهنده با رمزی نهفته در آن سویش است.
مرتضی نیکزاد

دنیاهای زیرزمینی هاروکی موراکامی

از آخرین‌باری که مصاحبه داشتیم ده سال می‎گذرد و در مدت این ده سال چند اتفاق مهم افتاده است. برای مثال، من ده سال پیرتر شده‎ام. این بسیار مهم است -حداقل برای من. من روزبه‌روز پیرتر می‌شوم و هم‌چنان‌که پیرتر می‌شوم در مورد خود نسبت به روزهای جوانی متفاوت‎تر می‎اندیشم. این روزها تلاش می‌کنم یک «جنتلمن» باشم. همان‌طور که شاید بدانید جنتلمن‌بودن و رمان‎نویس‌بودن کار ساده‎ای نیست. به این می‎‎ماند که یک سیاست‌مدار بخواهد هم ترامپ باشد و هم اوباما. اما من تعریفی از یک جنتلمنِ رمان‎نویس دارم: یکم، او در مورد مقدار مالیات بر درآمد خود گپ نمی‎زند؛ دوم، او در مورد دوست‎دختر سابق و همسر سابق خود نمی‌نویسد؛ و سوم، او در مورد جایزه‌ی ادبیات نوبل فکر نمی‎کند. پس، دبورا، خواهشا از من در مورد این سه نپرس. وگرنه در بد مخصمه‌ای خواهم افتاد.

هانا آرنت در وضع بشر کنش انسانی را به سه سطح تقسیم می‌کند. پایین‌ترین سطح کنش، کار پرزحمت تبدیل محیط ارگانیک به تغذیه انسانی است.
محمد محمدی

هانا آرنت و مراتب کنش انسان (۱)

هانا آرنت کار را فعالیتی «بیان‌نشدنی» می‌خواند،‌ چرا که چیزی بیش‌تر از جاودان‌سازی زندگی فانی انجام نمی‌دهد،‌ و گواه آن جنبه از وجود انسانی است که در تمام موجودات ارگانیک دیگر مشترک می‌باشد. جایگاه پایین کار در یونان باستان چنین به‌نظر می‌رسد که کارهایی که بقا را تضمین می‌کنند، از چشم خانوار پنهان بودند و به‌دست کسانی (زنان و غلامانی)‌ که پایین‌ترین رتبه را در دولت ـ شهر یونانی داشتند، اجرا می‌شدند.

یک پروفیسور ادبیات ساعات زیادی را روی تحلیل صد سال تنهایی گذاشت و آخر به این نتیجه‌ رسید: این‌که این کتاب هیچ راه‌حلی پیشنهاد نمی‌کند.
مرتضی نیکزاد

تجربه‌های شاعرانه کودکان

من باید خواننده‌ی ساده‌دلی باشم چون هیچ‌گاه فکر نکرده‌ام که رمان‌نویس‌ها بیش از آنچه گفته‌اند، گفته باشند. آن‌گاه که فرانتس کافکا می‌گوید صبحی از روزها که گریگوری سامسا از خواب بلند می‌شود به یک حشره‌ی غول‌پیکر تبدیل شده است، تداعی هیچ نمادی در ذهنم مجسم نمی‌شود و تنها چیزی که همیشه برایم کنجکاوی‌برانگیز بوده این است که او به چه نوع حشره‌ای تبدیل شده است. به باور من روزگاری وجود داشته که قالین‌ها به پرواز در می‌آمده‌اند و جن‌ها در بوتل‌ها محبوس بوده‌اند. من باور دارم، چنانچه در انجیل هم آمده، باسن بلام حرف می‌زده است و تنها چیز پشیمان‌کننده این است که صدایش ضبط نشده است.

یافته‌های پژوهش «بررتون» در افغانستان، اواخر روز پنج‌شنبه به وقت آسترالیا زمانی‌که کشور از خواب بیدار شد، باعث شوک و خشم گردید.
اخگر رهنورد

«ما از آسترالیا انتظار بهتری داشتیم»

شواهدی وجود دارد که در برخی موارد، قتل‌های ادعاشده به دستور فرماندهان گشت، که به سربازان جوان می‌گفتند اولین قتل خود را با کشتن زندانیان انجام دهند، صورت گرفتند؛ عملی که به «خون‌ریزی» معروف بود. در گزارش آمده است که قربانیان ادعاشده، جنگ‌جو نبودند و هیچ تردید یا ابهامی درباره‌ی نیت سربازان نیروهای ویژه وجود نداشته است.

فمینیست‌‌هایی که آرزو دارند تا زنان را از تمام اشکال ستم پدرسالاری رهایی بخشند، نمی‌توانند از موانع ایجاد شده به وسطه سرمایه‌داری جلوگیری کنند. بازتولید
زلمی کاوه

تولید و تولید مثل؛ ستم مضاعف سرمایه‌داری بر زنان -قسمت دوم و پایانی

فمینیست‌‌هایی که آرزو دارند تا زنان را از تمام اشکال ستم پدرسالاری رهایی بخشند، نمی‌توانند از موانع ایجاد شده به وسطه سرمایه‌داری جلوگیری کنند. بدیهی است که امروز هشت مرد به اندازه ۳٫۵ میلیارد نفر که ۷۰٪ آن‌ها زن و دختر هستند، ثروت دارند. زنان به احتمال زیاد فقیر و شاغل در مشاغل عاریه‌ای، موقتی، نامشخص یا غیر رسمی هستند. این مساله جدا از شرایطی نیست که کارگران مولد کار بازتولید را انجام می‌دهند.

مارکس کار مولد را به‌مثابه کاری تعریف می‌کند که باعث ایجاد ارزش مبادله می‌شود .این تعریف کاملاً خاص و مبتنی بر تحلیل شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری است.
زلمی کاوه

تولید و تولید مثل؛ ستم مضاعف سرمایه‌داری بر زنان

سرمایه‌داری زنان را در وضعیت کار تولید مثل بدون مزد واگذار می‌کند، هرچند امروز درست‌تر است که بگوییم این شرایط، فشار اضافی کاری سنگینی برای اکثریت قریب به اتفاق زنان به‌وجود می‌آورد. سرمایه‌داری برای تولید مثل نیروی کار، به این وظایف ناعادلانه اتکاء دارد، اگرچه هیچ ارزش اضافی از این فعالیت‌ها استخراج نمی‌شود زیرا ارزش مبادله حاصل نمی‌شود (یعنی نمی‌توان در بازار مبادله کرد). کار تولید مثل حیاتی است، اگرچه ارزش یا ارزش اضافی ایجاد نمی‌کند. طبق منطق سرمایه، این‌ها کارهای غیرمولدند.

جیسون، دوستم، همیشه با طعن و کنایه می‌گفت: «علی‌رغم تمام پیشرفت‌های پزشکی، میزان مرگ و میر ثابت باقی مانده است -یک نفر در هر نفر».
اخگر رهنورد

دیر یا زود مرگ به سراغ ما می‌آید؛ آیا مرگ‌آگاهی کمکی به ما می‌کند؟

رابطه بین مرگ‌آگاهی و داشتن یک زندگی رضایت‌بخشْ دغدغه‌ی اصلی مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی، بود که کارهایش الهام‌بخش ژان پل سارتر و سایر متفکران اگزیستانسیالیست گردید. هایدگر تاسف می‌خورْد که بسیاری از مردم -با هم‌رنگِ «جماعت» شدن، به‌جای صادق‌بودن با خودشان- زندگی‌شان را بیهوده تلف می‌کنند. اما هایدگر عملاً تلاش کرد تا مطابقِ آرمان‌های خودش زندگی کند؛ در ۱۹۳۳، به امید پیشرفت شغلی‌اش، به حزب نازی پیوست.

ما دو نفرِ این‌چنینی در «انجمن نویسندگان ییدیش» در ورشو داشتیم. یکی، منهم راشبوم، پیش از سی سالگی، موفق به انتشار سه رمان شده بود.
اخگر رهنورد

پنجره‌ای به‌سوی جهان | داستان کوتاه

برخی از نویسندگانْ با استعداد خارق‌العاده‌ای شروع به نوشتن می‌کنند، به سرعت در میان خوانندگان و منتقدین کسب شهرت می‌کنند، و بعد ناگهان برای همیشه خاموش می‌شوند. ما دو نفرِ این‌چنینی در «انجمن نویسندگان ییدیش» در ورشو داشتیم. یکی، منهم راشبوم، پیش از سی سالگی، موفق به انتشار سه رمان شده بود. دیگری، زیمل هاشِلِز، در بیست‌وسه سالگی، یک شعر بلند نوشته بود. هر دو، در مطبوعات ییدیش مورد نقد و بررسی‌های مشتاقانه‌ای قرار گرفتند. اما پس از آن، به‌قول معروف، رحِم‌های ادبی‌شان بسته شد و دیگر هرگز باز نشد.

پرسشی که راه کامو و سارتر را از هم جدا کرد: چگونه آزاد باشیم؟
محمد محمدی

پرسشی که راه کامو و سارتر را از هم جدا کرد: چگونه آزاد باشیم؟

اندیشه‌ی آزادی مرزی میان سارتر و کامو کشید، اما مبارزه‌ برای عدالت از آن‌ها متحدان سیاسی ساخت. آن‌ها متعهد به مواجهه با و رفع بی‌عدالتی بودند. در چشم‌ آن‌ها هیچ گروهی بیش‌تر از کارگران (پرولتاریا) مورد بی‌عدالتی واقع نمی‌شدند. سارتر و کامو می‌پنداشتند که «کارگری» زنجیری است به پای کارگران که انسانیت را از آن‌ها سلب می‌کند. برای آزادیِ آن‌ها نظام سیاسی تازه‌ای باید برپا شود.