در جامعه‌ی افغانستان که روابط در هاله‌ای از پیچیدگی‌ها و محدودیت‌هاست، زنان از طریق شناخت، درک و آگاهی می‌توانند روابط و زندگی سالم داشته باشند.
بسگل نیکزاد

استقلال اقتصادی زنان؛ خوانشی از «جنس دوم»

چرا زنان از لحاظ جایگاه، مسؤولیت و صلاحیت پایین‌تر از مردان قرار دارند؟ زنان چگونه می‌توانند استقلالیت، خودکفایی و جایگاه بلند اجتماعی، اقتصادی و … را کسب کنند؟ زنان به‌رغم داشتن استعدادها و توانایی‌های همسان با مردان، از کارکرد و مؤثریت کمتر در جامعه برخوردار است. برای پی‌بردن به دلایل آن، زندگی زنان را به مراحل کودکی، بلوغ، نوجوانی، جوانی، مادری و کهن‌سالی مورد بررسی قرار می‌دهیم.

مسلمانان تا زمانیکه تروریستان را به بد و خوب تقسیم کنند، وضعیت همین است که هست. ما تروریست خوب نداریم. تروریستی که غیر مسلمان را می‌کشد تروریست است و بد.
علی جلالی تمرانی

ما چگونه به ترویج تروریسم کمک می‌کنیم؟

ما قربانی خشونتیم. در واقع قربانی نوع نگاه‌‌مان به خشونتیم. ما برخورد دوگانه‌ای با خشونت و عاملان آن داریم و مشکل همین است. زمانی که مسلمانی تندرو معلمی را در فرانسه که مهد آزادی بیان است، به‌خاطر نشان‌دادن کاریکاتوری از پیامبر اسلام که خودش نکشیده بود، سر برید، اکثر مسلمانان شروع کردند به تعریف و تمجید و تکبیر و ماشاالله گفتن! یعنی خشونت و عامل آن را تایید و تشویق کردند. اما زمانی‌که بر دانشگاه کابل حمله شد، تقریباً همه این عمل را تقبیح کردند و ناراحت شدند؛ حتی کسانی که حمله بر معلم فرانسوی را تایید و تشویق می‌کردند!

روز دوشنبه (۱۲ عقرب ۱۳۹۹) سه مهاجم مسلح از دروازه‌ی شمالی دانشگاه کابل وارد این دانشگاه شد و دست به تیراندازی زدند. پس از شش ساعت درگیری با نیروهای امنیتی
اخگر رهنورد

فاجعه دانشگاه کابل؛ درس‌هایی برای آینده

سیاست‌زدایی از دانشگاه به این معنای محافظه‌کارانه و سرکوب‌گرانه نیست که دانشجویان حق فعالیت‌های سیاسی، تشکیل اتحادیه‌های دانشجویی، راه‌اندازی نشریات دانشجویی و اعتراضات و اعتصاب‌های دانشجویی را نداشته باشند. این حقوق مدنی و سیاسی دانشجویان به‌هیچ‌وجه نباید سلب و محدود شوند. سیاست‌زدایی از دانشگاه‌ها، در زمینه‌ی مورد بحث ما، به‌معنای جلوگیری از دست‌اندازی و مداخلات احزاب و تنظیم‌های سیاسی و قومی و نیز کشورهای منطقه در دانشگاه‌ها است که در محیط‌های امن و مناسب دانشگاهی، به‌دنبال اهداف شوم و مبتذل سیاسی خودشان‌اند.

زنان افغانستان طی سال‌های متمادی، خشونت‌های گوناگونی از طرف خانواده‌ و جامعه متحمل شده‌اند. در افغانستان هویت زن‌ها با اعتبار مردهای خانواده گره خورده است.
رقیه صادقی

چالش لبخند و محرومیت زن‌ها

قوانین نافده کشور از تمامی حقوق زنان حمایت می‌کند و مراجعی‌ را نیز برای تطبیق آن مشخص ساخته است. اما، دیکتاتوری و سنتی بودن مردهای خانواده عامل عمده‌ی محرومیت زن‌ها است. زن‌ها نباید از اوامر مردها خاموشانه اطاعت کنند؛ بلکه از حق خود دفاع کرده و مانند هر مردی مستقلانه و آزاد به مبارزه خود در زندگی ادامه داده و بدون ترس از کسی لبخندِ پر از مهر نثار اطرافیانش بکنند.

کجروی اجتماعی به مفهوم رفتاری است که به‌طریقی با انتظار مشترک اعضای یک جامعه سازگاری ندارد و بیش‌تر افراد آن را ناپسند و نادرست می‌دانند
امان شادکام

کجروی و زایش آسیب‌های اجتماعی

یک؛ خانواده‌ها در زایش کجروی‌ها نقش بسزایی را بازی می‌کنند. زمانی‌که خانواده مواظب کودکش نباشد و به خواسته‌های ذهنی و فزیکی‌شان پاسخ‌گو نباشد، بدون شک آن کودک در زمان‌های مختلف با کجروی‌ها همگام می‌شود. دوم؛ مکتب در جامعه نقش مهم در آموزش و پروش اطفال دارد. از طریق آموزش پروش می‌توان به قله‌های مرتفع راه پیدا یافت. بنابراین، مکتب جایی است که کودک به‌سوی دو راه حرکت می‌کند یا خوب یا بد. سوم؛ گروه همسالان برای ساختن و گمراه کردن، نقش مهم و تأثیرگذار دارند. زمانی‌که گروه همسالان، ناباب و بزهکار باشند؛ بدون شک کودک به انحرافات روی می‌آورد.

بخش مهمی از انتقادات که بر مدرنیته وارد شده است از جانب مکتب انتقادی و نظریه‏های پست‌مدرن می‏باشد. از نظر مکتب انتقادی، دو نوع عقلانیت وجود دارد: عقلانیت ذاتی و عقلانیت صوری.
عارف وفایی

انسانِ در حال مسخ‌شدن

پیامد‏های مدرنیته در جنبه‏های مختلف بقای انسان‏ها را در روی زمین مورد حمله قرار داده است. الرشبیک معتقد است که پیشرفت بشر در عرصه‌ی زیست‌شناسی، به تولید ویروس‏های خطرناک که ژن‏ها و حیات بهداشتی انسان را تهدید می‏کند، منجر شده است. به نظر دانشمندان محیط‌زیستْ صنعتی‌شدن مشکلات محیط زیستی را به‌بار آورده است. ماکس وبر از پیامد‏های بروکراسی و نظام‏های عقلانی- قانونی جدید که باعث حبس انسان در درون قفس آهنین شده است، هشدار می‏دهد. گیدنز معتقد است که ابداع سلاح‏های هسته‏ای و گسترش دانش و افزایش تولید کلاهک‏های آن امنیت جهان را به چالش کشیده است.

همبستگی اجتماعی رابطه‌ای نزدیک با اعتقادات و تحمل تفاوت‌ها دارد. بنابراین، مردم بامیان صلح‌طلب و اهل تساهل و مدارا استند.
امان شادکام

تقویت توانایی‌ها و همبستگی‌های اجتماعی در بامیان

امروزه ما در بامیان بیشتر شاهد متلاشی‌شدن همبستگی اجتماعی هستیم. دولت محلی با مردم مدارا ندارد و فضای ولسوالی‌ها آکنده از فساد است و در دفاترْ روابط بر ضوابط استوار است. مکاتب و دانشگاه‌ها با وسایل و تجهیزات معیاری عیار نیستند و اساتید مجرب جود ندارند. قابل ذکر است که مدیریت درست و آموزش مسلکی در شگوفایی همبستگی مردم بامیان کمک شایان می‌کند که شوربختانه مردم بامیان از این‌گونه مزایا محروم‌اند.

کمونیسم یک مدینه‌ی فاضله و یک آرزوی شیرین و خیال‌بافانه نیست، بلکه ضرورتی تاریخی است که امکان اجتماعی تحقق آن در بطن همین نظام کنونی فراهم آمده است.
محمد زمان سیرت

ضرورت کمونیسم در افغانستان

کمونیسم یک جنبش اجتماعی عینی است. مبارزه‌ی کارگران بر علیه نظام سرمایه‌داری مبارزه برای پایان‌دادن به تبعیضات و ستمگری‌ها، مبارزه برای زدودن آثار آسیب‌های اجتماعی که نظام سرمایه‌داری بر پیکر افغانستان به‌نام کمک بشردوستانه وارد کرده است، مبارزه بر علیه عقب‌ماندگی‌ها و خرافات توجیه‌گر این نظام، مبارزه برای نجات محیط زیست افغانستان از چنگال سود‌جویی سرمایه‌داری، مبارزات اجتماعی همین امروز افغان‌ها بر علیه جنگ و بربریت که به افق اجتماعی کمونیسم نظر دارند، بخش‌های مختلف جنبش عظیمی هستند که در پهنای جهان جریان دارد.

در این‌جا هفت واژگونی واقعیت توسط نظام سرمایه‌داری توضیح داده خواهد شد. با کمی دقت متوجه خواهید شد که این واژگونی‌ها به‌خاطر از دست‌رفتن رابطه‌ی کل و جزء است.
امین قضایی

هفت واژگونی نظام سرمایه‌داری

شاید بارها از کارخانه‌داران شنیده باشید که می‌گویند اگر من نباشم، صدها کارگر زیر دست من بیکار می‌شوند. صدها نفر و خانواده‌شان با کسب‌وکار من ارتزاق می‌کنند. این یک واژگونی بی‌شرمانه‌ی واقعیت است. این کارفرما است که به کار کارگر نیاز دارد. کارگر بدون کارفرما می‌تواند کار کند، اما نظام سرمایه‌داری، این واقعیت منطقی و ساده را واژگونه می‌کند، یعنی آنچه در کل درست است در جزء برعکس دیده می‌شود: اکنون به‌نظر می‌رسد که کارگران هستند که به کار نیاز دارد.

مهاجرت فقط بخشی از یک پدیده‌ی بزرگتر یعنی آوارگی نیروی کار است. و این آوارگی نیروی کار، تاریخاً ناشی از خلع مالکیت انسان‌ها از زمین و ابزار تولید است.
امین قضایی

مهاجرت، کار و زمین

مهاجرت فقط بخشی از یک پدیده‌ی بزرگتر یعنی آوارگی نیروی کار است. و این آوارگی نیروی کار، تاریخاً ناشی از خلع مالکیت انسان‌ها از زمین و ابزار تولید است. اما کسی در این باره چیزی نمی‌نویسد، آوارگی نیروی کار و مستاجران، آوارگی در نوع کار (مانند دست‌فروشان، دوره‌گردها)، همگی بخشی ضروری و عادی از دینامیسم اجتماعی به نظر می‌رسد. اما وقتی همین آوارگی خود را به‌چشم آوارگی مهاجرین در مرزها نشان می‌دهد، برای همگان به چشم یک پدیده‌ی عجیب و یک مسئله بغرنج و غیرقابل درک جلوه می‌کند.