خرد و ایمان در دین زرتشتی

مقدمه

دین زرتشتی را مزدانستی mazda yasni هم می­گوید. این کلمه مرکب است از دو تکه‌ی مزده+یسنی. مزده یا مزدا به معنی پرستش است و با این ترتیب به معنی واژه اوستایی مزدیسنی می­شود. خداپرستی یا پرستش خدای بزرگ و دانا. زرتشتیان (پیروان دین زرتشت) پیام‌آور خود را به نام اشو زرتشت می­خواند. مهم­ترین کتاب زرتشتیان، اوستا نام دارد که به حیث کتاب مذهبی و مقدس آن­ها شناخته می­شود.

تحلیل رابطه عقل و ایمان از مباحث مهم در حوزه کلام و فلسفه در جریان تاریخ بوده است. پرسش­های مهم که در این رابطه مطرح می­شوند و پژوهش­گران دین و فلسفه را مشغول خویش نمودند، این است که: آیا خرد در قلمرو دین، نقل و شریعت جایگاهی دارد؟ چیست آن جایگاه؟ آیا خرد همتای ایمان است؟ آیا خرد در تبیین نظام­های دینی نقش ایفا نموده است؟ آیا خرد، مقدم بر ایمان است، یا برعکس آن؟ آیا داشتن ایمان منوط به آن است که شخص دلایل خوبی برای اعتقاد و صدق ایمانش داشته باشد؟

در پاسخ به پرسش­های بالا دیدگاه‌های متفاوت مطرح‌شده‌اند؛ اما گفتمان‌های کلامی و فلسفی که در رابطه به این بحث صورت گرفته‌اند، بیشتر در حوزه ادیان ابراهیمی بوده و در دیگر ادیان کمتر به چشم می­خورد. آغاز این گفتمان‌ها ریشه در فلسفه خردورزانه یونانی دارند. پژوهش­گران دین مسیحی و اسلام با ترجمه و تفسیر متون یونانی، به این مباحث دست یافتند.

در پژوهش حاضر، از افق دین زرتشتی به این بحث پرداخته می­شود؛ زیرا دین زرتشتی، کهن­ترین دین سرزمین پارسیان است که از خود دارای خدای واحد، آموزگار دینی و شریعت دارد. در این دین به خرد انسانی بسیار اهمیت داده‌شده است. لازمه این پژوهش روشن کردن رابطه خرد و ایمان یا همان ایمان دینی می­باشد تا از این طریق به شناخت بهتری آیین یکتاپرستی زرتشتیان دست‌یابیم؛ و از سوی دیگر ارزش این پژوهش در روشن نمودن تفکر کهن پارسی است که تاریخ خردورزی و ایمان دینی این تمدن بزرگ و قدیم را آشکار می­کند.

الف: دیدگاه‌­های مهم رابطه عقل ایمان

نسبت عقل و ایمان، یکی از مباحث زیبا و دل‌چسب در فلسفه و کلام می­باشد که از زمان‌های قدیم تا حال، مورد نزاع فیلسوفان و متکلمان بوده و با تمام کنجکاوی که انجام دادند، به یک نتیجه واحد نرسیدند و علت آن تفاوت در عقاید دینی آنان می­با­شد. در زیر به چند دیدگاه مطرح اشاره می‌کنیم.

یکم. عقل­‌گرایی حداکثری (strong rationalism)

مطابق این دیدگاه برای آن­که نظام اعتقاد دینی واقعاً و عقلاً مقبول باشد، باید بتوان صدق آن را اثبات کرد؛ یعنی صدق اعتقادی را چنان معلوم کنیم که همه خردمندانه قانع شوند. (پیتر سون، ۱۳۷۶، ص ۷۲) درواقع این نظریه در پی اثبات عقلی اعتقادات دینی، از راه عقل عرفی و همه‌شمول است. مثلاً همان­گونه که یک وکیل برای اثبات بی­گناهی موکلش باید ادله همه‌فهم و عقلانی ارائه کند، یک دین­دار نیز برای باورهای دینی خود بتواند ادله عقلانی و همه‌شمول ارائه کند.

دوم. ایمان­‌گرایی (fideism)

 طبق این دیدگاه نظام­های اعتقادی موضوع ارزیابی و سنجش عقلانی قرار نمی­گیرند و اساساً ایمان بدون هر نوع گواه و شواهد خردمندانه تحقق می‌یابد. ایمان­گرایی دو جریان؛ افراطی و دیگری اعتدالی دارد. جریان افراطی معتقد است که خرد نه‌تنها صلاحیت بررسی اعتقاد دینی را ندارد، بلکه در تقابل و تضاد با آن نیز هست. هرچند گواهان خردمندانه بیشتر باشد، ایمان ما ضعیف­تر است. کی‌یرکگارد نماینده این جریان می­باشد (جوادی، ۱۳۸۱، ص ۱۳۸-۱۴۳).

سوم. خردگرایی انتقادی (critical rationalism)

این رویکرد خردگرایی انتقادی است که نه خردگرایی افراطی را می­پذیرد و نه ایمان­گرایی را خردپسند می‌داند؛ بلکه باورمند است امکان نقد و ارزیابی خردمندانه نظام‌های اعتقادی وجود دارد؛ اما برخلاف خردگرایی حداکثری، مدعی است که نمی­توان از بررسی‌های خردمندانه انتظار داشت صحت یک نظام اعتقادات دینی را چنان قاطعانه اثبات کند که همگان مجاب شوند. در خردگرایی انتقادی به ما توصیه می­شود حداکثر توان خرد خویش را برای سنجش اعتقادات دینی به‌کارگیریم (علی زمانی، ۱۳۸۳، ص ۲۵۶). لازمه این امر بهترین براهینی است که می­توانیم در تأیید یک نظام اعتقادی عرضه کنیم و سپس براهینی که در تأیید نظام‌های رقیب عرضه کرده‌اند مقایسه کنیم. همچنین انتقادات واردشده بر نظام مدنظر را لحاظ کنیم. خردگرایی انتقادی به‌جای آنکه طالب اثبات قطعی صدق اعتقاد دینی باشد، بر نقش خرد در نقد یا سنجش نقادانه باورهای دینی تأکید می‌ورزد (پیتر سون، همان، ص ۸۶).

چهارم. خردگرایی اعتدالی (moderate rationalism)

با انکار خردگرایی حداکثری و ایمان­گرایی ضرورتا به خردگرایی انتقادی منتهی نمی‌شویم؛ زیرا گزینه دیگری نیز در پیش روی داریم که از آفت نسبیت و عدم قطعیت مصئون است. این رویکرد از تفکرات کانت و ویلیام جمیز متأثر است (طاهری، ۱۳۸۴، ص ۳۱۴). در خردگرایی اعتدالی بدیهیات که مورد اجماع عموم انسان‌ها هستند گزاره‌های پایه قرارگرفته و براهین اعتقادی بر مبنای آن‌ها اثبات می­شود. گزاره‌های که از این براهین نتیجه می­شود، خود پایه‌ای برای گزاره‌های دیگر تلقی می­شوند. این امر به اثبات بسیاری از گزاره‌های دیگر می‌انجامد. برخلاف خردگرایی افراطی که تمام گزاره‌های دینی را تنها به کمک خرد قابل‌اثبات می­دانستند. در خردگرایی اعتدالی ابتدا حقانیت وحی و عدم خطای پیامبران به کمک برهان خردمندانه اثبات می‌شود (جوادی آملی،۱۳۸۱، ص ۱۲۵-۱۳۱).

ب: خردگرایی در دین زرتشت

دین زرتشتی یکی از کهن‌ترین ادیان ایرانی است که توسط شخص بنام زرتشت بنیان­گذاری شده است. زرتشت را گاهی یک مصلح اجتماعی یا یک معلم اخلاق نیز عنوان کرده است. زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما گمانه‌زنی‌ها و اسناد، زمانی بین ۶۰۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح را برای او حدس زده‌اند و زادگاه وی را به مناطق مختلفی مانند ری، بلخ، خوارزم و سیستان نسبت داده‌اند. تعلیمات زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان ترکیب شد و آئین مزدیسنای کنونی که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده است را پدید آورد.

یکم. جایگاه خرد

خرد و خردورزی در باور زرتشتی، جایگاه محوری دارند؛ زیرا اهورامزدا، خدای بزرگ آیین زرتشتی خود مظهر خرد است و کل هستی را با خرد رهبری می­کند. مؤلف تاریخ کیش زرتشت دراین‌باره می­نویسد: جان کلام و هسته‌ی اصلی تعالیم زرتشت، معرفت به وجود یک نیکی مینوی است که ارباب خرد کل جهان هستی است. (بویس، ۱۳۷۴: ۲۷۱) این نقش برجسته در بخش­های مختلف اوستا نمود یافته است؛ در “هرمزد یشت”، اهورامزدا خود را چنین معرفی می­کند: «منم سرچشمه دانش و آگاهی… منم خرد… منم خردمند… منم دانایی … منم دانا…» (دوست­خواه ۱۳۷۰، ج ۱: ۲۷۲).

خرد، نقش مهمی در خوشبختی مینوی انسان­ها دارد؛ «ای مزدا اهوره! بی­گمان این “پاداش آرمانی” را به تن و جان کسانی ارزانی می­داری که با منش نیک کار می­کنند و در پرتو اشه، آموزش خرد نیک تو را به‌درستی پیش می­برند و خواست تو را برمی‌آورند و برای پیشرفت جهان می­کوشند» (همان:۱۳) در جای دیگر از گاهان اهورامزدا به زرتشت می­گوید: «به میانجی خرد و دانش من، دریاب که سرانجام زندگی و زندگی آینده چگونه است؟» (همان: ۲۷۶) در کتاب شناخت اساطیر ایران دراین‌باره آمده است: «نماد زمینی اهورامزدا، مرد پارساست که انسان می­تواند با پیروی از راه و اندیشه اهورامزدا، شریک او باشد» (هینلز، ۱۳۷۱: ۸۱).

گفتنی است که در اوستا و متون پهلوی از خرد، انواع و کارکردهای آن بسیار پرداخته‌شده است و همواره از آن در کنار دیگر قوای فکری انسان بنام نیروی گزیننده خوبی‌ها از بدی‌ها» یاد می­شود (راشد محصل، ۱۳۸۵: ۸۵). «آسن خرد» و «گوش سرود خرد» دو نمونه از مهم­ترین انواع خرد در متون زرتشتی هستند؛ آسن خرد، خرد غریزی انسان است که اورمزد، آفریدگان مینو و گیتی را با نیرو و کاردانی آن آفریده است (تفضلی، ۱۳۹۱: ۶۴). خرد اکتسابی و آموزشی انسان نیز گوش سرود خرد نام دارد، در متون پهلوی، از انواع دیگر خرد، به خرد ایزدی، خرد اهریمنی، خرد همه آگاه، خرد منوی، خوب خرد، دژ خرد، پیش خردی و پس خردی می­توان نام برد. برخی از این نام­ها باوجود تفاوت ظاهری، مفهوم واحدی را می­رساند (بهار، ۱۳۸۹: ۹۶-۹۷)..

دوم. جایگاه­ ایمان

زرتشت، پیامبر دین زرتشتی پیروانش را به دو امر مهم سفارش کرده است. نخست به خرد و دوم به پرستش یکتاپرستی اهورامزدا. ایمان به یکتایی اهورامزدا و پیروی از خرد که یکی از نام­های خدای آن­ها نیز می­باشد، در طی زندگی، از پایه‌های این دین به شمار می­رود (شهزادی، ۱۳۷۱: ۷۲). در ادیان مسیحیت و اسلام وحی یکی از راه‌های ارتباط خدا پیامبرانش می­­باشد (سعیدی مهر، ج ۲، ۱۳۹۲: ۶۳).

اما در دین زرتشتی مسئله وحی وجود ندارد، زیرا به نقل از “موبد کامران جمشیدی” در کتاب (پیام پاک زرتشتی)، آمده است که اهورامزدا به چم «هستی‌بخش» و خداوند جان خرد، آن نیروی که فراگیر می­باشد و همه‌چیز در اوست، به گفته‌ی دیگر تمامی آفریده‌ها نمودهای گوناگونی این نیروی کلی هستند (موبد جمشیدی، ۱۳۸۶: ۱۶) آنچه از گفته‌ی موبد جمشیدی برداشت می­شود، اهورامزدا دانای بزرگ هستی‌بخش است، دانایی و توانایی از فروزه‌هایی بوده که نیاز به جایگاه و مکان نشیمن ندارد، بلکه در همه ذرات هستی پایدار است.

زرتشت، آموزگاری بود که در برابر پندارهای نادرست زمان خود به طبیعت روی آورد، سپس با درون‌نگری و مشاهده فرایند هستی در آفرینش، بادل آگاهی و پیغام سروش (الهام) به راز هستی پی برد و به دنبال آنچه آموخته بود، راه درست زیستن و رستگارشدن را به مردم سفارش کرد. از همگان خواست تا از روی آزادی آنچه را که باخرد خود می‌پسندند بهترین‌ها را برگزینند.

ایمان به یکتای اهورامزدا و نیایش او یک امر درونی است، فرد باید ریشه‌ها و بنیان‌های این باور دینی خود را در دل گستره هستی و جهان بی­کران، پیدا کند. شناخت و آگاهی از دستورات خدای یکتا، در ساختار پیچیده هستی که مخلوق آن می­باشند، نهان است و فرد دین­دار باید به اندیشه و خردورزی نیک آن را بیابد. اوستا که کتاب مقدس و مهم زرتشتی محسوب می­شود، مجموعه از سروده‌های شخص زرتشت است که با خدایش گفتگو کرده است و از خدایش خواستار بخشش قدرت فهم و درک آفرینش وی شده است.

در هات ۲۸ بند یکم سروده‌های زرتشت آمده است که زرتشت اهورامزدا را خطاب کرده و می­گوید: «با دست­های برافراشته به‌سوی تو ای مزدا با فروتنی تمام پیش از همه‌چیز، خواستارم که بهره­ی از خرد مقدس خویش را به من بخشش‌کن تا به همراهی درستی کردار و ضمیر پاک بتوانم خوشبختی روان آفرینش همه جهان را فراهم کنم» (موبد شهزادی، ۱۳۹۵، هات ۲۸: ۴).

دین و باور دینی زرتشتیان در تمام نیایش‌هایشان معلوم می­شوند که با یک نوع خرد و نیک‌اندیشی پیوند خورده است. زرتشت: «ای مزدا! ای سپند مینو! اینک در آغاز با دست‌های برآورده، تو را نماز می­گزارم و خواستار بهروزی و رامشم، بشود که با کردارهای “اشه” و با همه خرد و منش نیک، “گوشورون” را خشنود کنم. ای مزدا! پاداش هر دو جهان استومند و مینوی را که از اشه است و دین آگاهان را گشایش و رامش می­بخشد، به من ارزانی دار» (دوست خواه ج ۱، ۱۳۷۱: ۷).

ج: بررسی رابطه عقل و ایمان

باور دینی پیروان دین مزدایسنا، با اندیشه نیک اندیشیده، هم­زمانی دارد؛ یعنی اگر کسی به دین مزدایسنا ایمان بیاورد، اما به اندیشه نیک، کردار نیک گفتار نیک ایمان نداشته باشد، محال است. درواقع این سه گزینه باایمان دینی زرتشتیان، دوروی یک سکه هستند (همان: ج ۲، ۵۲۸). همچنان زرتشت از خدایش می­خواهد که «مرا این کامیابی ارزانی دار که من گشتاسب» دلیر پسر «لهراسپ» را بر آن دارم که هماره دینی بیندیشد، دینی سخن گوید و دینی رفتار کند (همان: ج ۱: ۳۱۵).

در هات بیست‌ونه، بند هشت کتاب گات‌ها آمده است که: «یگانه کسی که آیین مقدس را پیروی می­کند و اندیشه راستین را می‌گستراند، همان زرتشت است» (موبد شهزادی، همان: ۲۲). این متن به ما می­رساند که آیین مقدس زرتشتی با اندیشه راستین، اتحاد دارد؛ زیرا گسترش اندیشه راستین، غیر از آیین مقدس شده نمی­تواند، زرتشت آیین مقدس را پیروی و اندیشه راستین که همان آیین مقدس باشد را، گسترش می­دهد. به‌بیان‌دیگر منطقی نیست که انسان چیزی را که باور ندارد و از آن پیروی نمی­کند، گسترش دهد؛ بنابراین مراد از گسترش اندیشه نیک، همان آیین مقدس است.

رابطه عقل و ایمان، در اینجا اعتدالی است، یعنی دیدگاه خردگرایی اعتدالی، در دین زرتشت وجود دارد. خرد، در قلمرو دین و شریعت زرتشتی از جایگاه خاص برخوردار است. اگر بخواهیم این جایگاه را به لحاظ منطقی بررسی نماییم، می­توانیم بگوییم که ایمان و خرد رابطه تساوی را دارد. زرتشت در هات ۳۱ بند هفتم از سروده‌های خویش، در خطاب به اهورامزدا او را «اندیشمند بزرگ» می­خواند و این به معنای «یکی بودن هستی بخشی او، با اندیشه و خرد» اوست. ایجاد و نظم دادن به جهان هستی، ریشه در خرد اهورامزدا دارد (شهزادی، همان، هات ۳۱: ۴۳).

دین و باورهای دینی زرتشتی، همتای خرد و با آن گره‌خورده‌اند؛ زیرا خدای آن، خدای خرد است. در کرده شانزدهم اوستا آمده که زرتشت می­گوید: «اهورامزدا، خرد از همه‌چیز آگاه را می‌ستایم» (دوستخواه­، همان، ج ۲: ۵۶۴). نیایش و پرستش اهورامزدا بستگی به میزان خرد نیک باورمندانش داشته و ایمان دینی‌اش با خردورزی آن رابطه دارد. در باور این‌ها؛ خردمند نیک‌اندیش کسی است که به دیگران می‌آموزد که اهورامزدا از همه بیشتر و بهتر سزاوار ستایش و پرستش است (شهزادی، همان، هات ۴۵: ۱۴۸).

نتیجه­‌گیری

نظریه‌های گوناگون پیرامون رابطه خرد و ایمان ارائه شده است و بنیان آن در عقاید دینی و رویکردهای فلسفی می­باشند. خردگرایی حداکثری بیشترین امتیاز را به اثبات خردمندانه‌ی گزار‌ه‌های دینی می­دهد و تأکید می­کند که باید مورد قبول اکثر خردمندان باشند؛ اما این دیدگاه نیز دارای نقد جدی است؛ زیرا اکثر خردمندان در یک‌زمان وجود ندارد و این استدلال استقرا ناقص است. ایمان گرایی افراطی نیز کارا نیستند، زیرا گزار‌ه‌های خردپذیر دینی یک واقعیت انکارناپذیر است. رویکرد انتقادیِ خردگرایان انتقادی به دین نیز مثمر ثمر به نظر نمی­رسد، با این گواه که لزوماً با انتقاد همیشه نمی­توان به اثبات مسئله رسید. اعتدال در اثبات خردمندانه گذار‌های دینی، احتمالاً کارآمد باشد.

 دین مزدایسنا، دینی خردگرا و به‌وجودآمده از خرد زرتشتی می­باشد. کردار نیک، گفتار نیک و اندیشه نیک از پایه‌های اصلی آن می­باشد. فروزه‌ی اهورامزدا خدای یکتای زرتشتی، خرد می­باشد. او هستی را بر مبنی خرد خویش ایجاد کرد و هستی در اوست. زرتشت اولین آموزگار و پیامبر این دین، آیین خویش را با تفکر و اندیشه نیک به وجود آوردند. ارتباط بین باورمندان این دین با خدایش، یک ارتباط خردمندانه هستند و شخص با تفکر نیک به هستی، پی به حقیقت آیین و خدای خویش می­برد. حقیقت آیین زرتشتی و یکتایی اهورامزدا در دل هستی نهفته است و باید باخرد نیک به دست آید. به‌صورت کلی، خرد و ایمان دینی همتای یکدیگر هستند. ایمان دینی نهفته در خرد و برعکس، نمی­شود این دو را از هم جدا کرد.

منابع و مأخذ
  1. پیتر سون، مایکل، ۱۳۸۶، عقل و اعتقاد دینی، احمد نراقی-ابراهیم سلطانی، انتشارات طرح نو.
  2. زمانی، علی، ۱۳۸۳، علم، عقلانیت و دین، انتشارات دانشگاه قم. چاپ اول
  3. جوادی آملی، عبدالله، ۱۳۸۱، دین‌شناسی، نشر اسرا، چاپ اول.
  4. بویس، مری، ۱۳۷۴، تاریخ کیش زرتشت اویل کار، تهران، انتشارات نقد کتاب، چاپ اول.
  5. دوستخواه، جلیل، ۱۳۸۵، اوستا، تهران، انتشارات مروارید، چاپ دهم.
  6. هینلز، جان راسل، ۱۳۷۳، شناخت اساطیر ایران، ژاله آموزگار- احمدتفضلی، تهران، انتشارات چشمه، چاپ اول.
  7. محصل راشد، محمدتقی، ۱۳۸۵، زند بهمن یسن، تهران، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ اول.
  8. تفضلی، احمد، ۱۳۹۱، مینوی خرد، ژاله آموزگار، تهران، انتشارات توس.
  9. مهرداد، بهار، ۱۳۸۹، ادیان آسیایی، تهران، انتشارات چشمه.
  10. رستم، موبد شهزادی، ۱۳۹۵، گات‌ها، انتشارات فردوس.


عصمت الله فیضی، ماستر فلسفه و کلام. استاد موسسه تحصیلات عالی ناصرخسرو.

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.