دانشگاه‌های افغانستان در جستجوی چیست؟ حقیقت، فایده، یا معنا؟

می‌گویند برای این‌که بتوانی کل جامعه را بشناسی، فقط کافی است سری به دانشگاه‌های آن بزنید، و می‌فهمید که روحیه‌ی حاکم بر جامعه چگونه است. این سخن یا باور را باید جدی بگیریم. به‌نظر من نهادهای آموزشی، در کنار سایر نهادهای اجتماعی (سیاسی، اقتصادی، مذهبی و خانواده)، از جمله مهم‌ترین نهادها در جوامع بشری محسوب می‌شوند. فلسفه‌ی وجودی هریک از نهادهای متذکره نظر به نیازمندی جامعه تعریف می‌شود و برخی از آن‌ها براساس روند طبیعی، پویایی خود را حفظ کرده است. به‌طور نمونه‌ی فلسفه‌ی وجودی نهاد خانواده «تداوم نسل» است؛ یا فلسفه‌ی وجودی نهاد مذهب، برآورده‌کردن نیازهای عاطفی و معنوی است؛ نهاد اقتصادی، رفع نیازهای مادی، و نهاد سیاسی هم حفط نظم و وضع قوانین و مقررات را به‌عهده دارد. همه‌ی این نهادها به‌عنوان نهادهای درجه‌یک یا اصلیِ اجتماعی قلمداد می‌شوند.

فلسفه‌ی وجودی نهادهای آموزشی هم چیزی نیست جز انتقال تجربیات گذشته برای نسل‌های بعدی. به‌عبارت دیگر، انتقال دست‌آوردهای نسل گذشته به نسل جدید. به‌گفته‌ی کارل مارکس: «شعایر و سنن تمام نسل‌های مرده چون کوهی بر مغز زندگان فشار می‌آورد» (هجدهم برومر لوئی بناپارت، ص ۲۸). نهادهای آموزشی، تجربیات جدید و دست‌آوردهای حال را برای نسل‌های بعدی انتقال می‌دهند. پس لازم است که دو پرسش عمده را طرح کنیم. جواب‌های‌شان ممکن است هرچیزی باشد، اما پرسش‌ها را باید جدی بگیریم. به‌گفته‌ی «آگنش هیلر»، هیچ پرسشی احمقانه نیست، ولی جوابات می‌توانند احمقانه باشند. بر همین اساس، در این مقاله، به دو سؤال پرداخته می‌شود: اول، نهادهای آموزشی کنونی چه چیزی را می‌خواهند به نسل‌های بعدی انتقال دهند؟ دوم، ماهیت و غایتمندی یا علل شکل‌گیری این نهادها چست؟ منظور من از نهادهای آموزشی در این‌جا می‌تواند هم دانشگاهای دولتی و خصوصی را در بر گیرد و هم مکاتب را.

سیر آموزش از گذشته تا امروز را می‌توان به سه مرحله تقسیم کرد. در یونان باستان، هر نهادی در جستجوی حقیقت بود. هدف دولت، عدالت بود. نهادهای آموزشیِ چون آکادمی و لیسه‌ی افلاطون و ارسطو، دانش را فضیلت می‌دانستند. انسان یونانی در جستجوی تکامل بود (حقیقت محور). در دوران مدرن، غایت آموزش به‌سوی لذت و سود دگرگون شد. «فرانسیس بیکن» گفت «دانایی، توانایی است». «جرمی بنتام» علم را ابزاری برای تسلط بر طبیعت و سودجویی از آن برای بشر تعریف کرد و گفت: علم چیزی نیست جز افزایش خوشبختی؛ زیرا علم امروز مریضی را مهار کرده، آسمان و زمین را تسخیر کرده است (سود/لذت/فایده محور). عصر پسا مدرن، علم را وسیله‌ای برای فهم تعبیر کرد (معنا‌محور).

حالا سؤال این‌جاست که نهادهای آموزشی کنونی، خود را با کدام یک از مراحل فوق نزدیک احساس می‌کنند؟ دانشگاه‌های ما اساساً دنبال چی هستند؟ حقیقت؟ فایده؟ یا معنی؟ امیدوارم که با این سؤالات به‌صورت تفننی و گزینشی برخورد نشود، چون هر یک از آن‌ها (حقیقت، فایده، معنی) می‌تواند ساختار و پیکربندی نهادهای آموزشی را توجیه کند.

نوشته‌های مرتبط

دانشگاه‌های عصر گذار

بستر تنگ دانشگاه‌های خصوصی در گسترش دانش

دانشگاه‌های خصوصی در تاریخ آموزش و پرورش افغانستان، یک «فاجعه» است!

افسانه‌ها و واقعیت‌ها درباره‌ی خصوصی‌سازیِ تحصیلات عالی

به‌نظرم آنچه که در دانشگاه‌ها دیده نمی‌شود، «غایت» است. اکثر دانشگاه‌های کنونی نقش تجارت را ایفا می‌کند؛ دانشجوی بیشتر، سود بیشتر. سود بیشتر، امتیاز بهتر (حرف با مشتری است). اما زمانی‌که دانشجویان وارد بازار کار می‌شوند، تقریباً به کالایی می‌مانند که بیش از نیاز عرضه شده است. یعنی تقاضا کم و عرضه بیشتر شده و به‌نحوی تورم دانشجویی در جامعه شکل می‌گیرد. زمانی‌که جوهر دانشگاه‌ها مبتنی بر سود -سود مادی اقلیت، نه اکثریت- استوار گردد و از آن‌طرف، بازار تقاضا در نظر گرفته نشود، دانشجویان، همانند عصر صنتعی‌شدن در انگلستان، «ارتشی از دانشجویان بیکار» را شکل خواهند داد. در این باب دیگر کسی حق ندارد که از کیفیت دانشگاه‌ها شکایت کند، چون بنیاد چنین نهادهایی مبتنی بر سود است. پارادوکسی که در این موضوع به‌وجود می‌آید، این است که هدف دانشجویان، ابزاری، ولی توقع‌شان حقیقت و معنامحوری‌یست. یعنی دانشجویان، دانشگاه را گذرگاهی به‌سوی پیداکردن شغل از طریق دریافت مدارک تحصیلی معتبر می‌پندارند؛ ولی توقع‌شان این است که هر دانشجو باید آگاه، دانا، حقیقت‌جو و معناگرا باشد. به‌نظرم این تناقض بین نظر و عمل، زمینه‌ساز گم‌شدن معنای نهادهای آموزشی می‌گردد.

اما در مورد سؤال اول. این‌که نهادهای آموزشی کنونی چه چیزی را می‌خواهند به نسل‌های بعدی انتقال دهند؟ «یووال نوح هراری» در کتاب «۲۱ درس برای قرن ۲۱» به نهادهای آموزشی هشدار می‌دهد که ممکن است تا سال ۲۰۵۰ کاری نباشد که با علم امروز قابل اجرا باشد؛ یعنی آینده، دانش جدید و پیچیده‌تری را می‌طلبد. به‌اصطلاح می‌گوید: «ممکن است ما برای آن‌ها (فرزندان‌مان) بگوییم کاری نیست که تو بتوانی انجام دهی!». اگر به مواد درسی و دانشکده‌هایی که در دانشگاه‌ها فعالیت می‌کنند، نگاهی بیندازیم، می‌بینیم که از لحاظ «زمان تاریخی» متعلق به قرون گذشته استیم، درحالی‌که از لحاظ «زمان تقویمی» در قرن ۲۱ زندگی می‌کنیم. مواد آموزشی، کمتر فنی و بیشتر کلی می‌باشند. از تکنولوژی گرفته تا ساینس، همه در قفس تئوری باقی مانده است. استراتیژیست‌ها باور دارند اگر می‌خواهید آینده‌ی یک کشور را در زمان حال بنگرید، فقط لازم است کتاب‌هایی را که در مکاتب و دانشگاه‌ها تدریس می‌شوند، ورق بزنید و خودتان خواهید فهمید که نسل امروز، فردا چگونه خواهد بود! آنچه امروز می‌خوانیم در حقیقت با آن آینده را ترسیم خواهیم کرد. علم امروز ترسیم‌کننده‌ی آینده ست.

در ۲۰۰۱، از جمله فیصله‌های «بُن»، بازگشایی نهادهای آموزشی برای همگان بود و ما امروز بعد از ۱۸ سال می‌بینیم که چه نفوس چشمگیری، توانایی خواندن و نوشتن را پیدا کرده‌ است. تا یک دهه‌ی گذشته ممکن بود در خانواده‌ای هفت‌نفره، یک دانشجو و دو متعلم بیشتر نباشد، ولی امروز ممکن است در یک خانواده‌ی هفت‌نفری، سه تن‌شان دانشجوی دانشگاه یا فارغ از دانشگاه باشند. پس امروز ما هم آیینه‌ی گذشته است و هم زمینه‌ی شکل‌دهی آینده خواهد بود. موفقیت چشمگیری که در عرصه‌ی تحصیلات عالی وجود دارد، این است که نسل جدید نسبت به نسل گذشته بیشتر در جستجوی مدارا و تساهل است. گرچه افکار گذشته، همانند شبح، بر جامعه حکمرانی می‌کند، ولی امیدواری به‌سوی انعطاف‌پذیری بیشتر است تا انتقام‌گیری. این پدیده را می‌توان هم به فال نیک گرفت و هم زنگ هشداری برای سیاست‌گذاران. به‌باور «هانتینگتون»: «شهرنشینی، افزایش میزان سوادی، آموزش و وسایل ارتباط جمعی، آرزوها و چشمداشت‌ها را می‌افزاید و اگر این آرزوها و چشمداشت‌ها برآورده نشوند، افراد و گروه‌ها را به صحنه‌ی سیاست می‌کشانند. در غیاب نهادهای سیاسی نیرومند و تطبیق‌پذیر، یک چنین افزایش‌هایی در اشتراک سیاسی، به نااستواری و خشونت می‌انجامند» (سامان سیاسی، ص ۷۴).

افزایش تعداد دانشگاه‌های خصوصی در افغانستان، از آن‌جا که زمینه‌ی دسترسی گسترده‌تری را به تحصیلات عالی فراهم کرده‌اند، مایه‌ی شادمانی و امیدواری است. اما ما همچنان نیاز داریم کیفیت تحصیلات عالی در این‌ها را به‌صورت مداوم، زیر تیغ نقد بگیریم و به بهبود کیفیت در این دانشگاه‌ها کمک کنیم.

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.