صلحِ واشنگتن؛ سقوط افغانستان در کام طالبان

پس از هجده ماه گفت‌وگو میان نمایندگان طالبان و آمریکا در قطر، سناریوی صلح آمریکا با طالبان به پایان رسید. این توافقنامه به روز شنبه (دهم حوت، ساعت ۵:۴۴ پس از چاشت به وقت کابل) با اشتراک نمایندگانِ بیش از سی کشور و با حضور مایک پمپئو وزیر خارجه‌ی آمریکا، توسط زلمی خلیل‌زاد و ملا عبدالغنی برادر نماینده‌ی‌ طالبان، در دوحه امضا شد.

در این سند، آمریکا تعهد کرده که در گام نخست، در حدود پنج هزار سرباز خود را از افغانستان خارج می‌کند و تا چهارده ماه، تمامی نیروهای آمریکایی، افغانستان را ترک خواهند کرد. طالبان نیز خواست آمریکا را پذیرفته که رابطه‌ی‌شان را با القاعده قطع می‌کنند و اجازه نمی‌دهند که از افغانستان، آمریکا و متحدانش تهدید شوند.

آزادی زندانیان طالبان و گفت‌وگو در مورد صلح از موضوعات دیگری در این توافقنامه است. عباس استانکزی یکی از رهبران طالبان هنگام امضای این توافقنامه گفت که آزادی پنج هزار زندانی طالبان و آزادی زندانیان حکومت در نزد طالبان، بخش دیگری این توافقنامه است که آمریکا به طالبان تضمین داده زندانیان آن‌ها تا آغاز «مذاکره بین الافغانی» آزاد شوند. او دولت افغانستان را « اداره‌ی کابل» نام برد و گفت؛ طالبان «اداره کابل» را به رسمیت نمی‌شناسند. در واکنش به این گفته‌ی طالبان یک روز پس از امضای توافقنامه‌ی امریکا با طالبان، اشرف غنی رهایی زندانیان طالبان را پیش از آغاز مذاکره با طالبان، رد کرد و گفت که دولت افغانستان هیچ توافقی با آمریکا در مورد رهایی زندانیان طالبان، نکرده است.

مذاکرات صلحی که آمریکا طراحی کرده، طوری است که پس از امضای توافقنامه‌ی آمریکا با طالبان، آن‌چه «مذاکره بین‌الافغانی» خوانده می‌شود باید تا ده روز دیگر آغاز شود و در فرایند آن توافق نهایی حاصل شود. در حالی که برای آغاز « مذاکره بین الافغانی» زمان محدود است، در کابل در مورد چگونگی مذاکره با طالبان، اختلافات شدیدی وجود دارد.

صدیق صدیقی سخن‌گوی ریاست جمهوری به روز جمعه (یازدهم حوت) به خبرنگاران گفت: به دلیل این‌که مخالفان حکومت به تشکیل دولت موقت پافشاری دارند آن‌ها در هیأت مذاکره با طالبان نقش نخواهند داشت. در واکنش به گفته‌ی او رهبران احزاب جهادی گفتند؛ اگر آن‌ها در هیأت مذاکرات صلح با طالبان، نقش نداشته باشند، این مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد.

از همین نویسنده

کابل؛ شهری در کام مرگ و فاصله‌ی طبقاتی

بستر تنگ دانشگاه‌های خصوصی در گسترش دانش

آن‌چه سبب اختلاف نظر در طرف مقابل طالبان شده، جدال برای حفظ قدرت و تداوم آن ا‌ست. رهبران قومی، جهادی و تکنوکرات‌هایی که در پنج‌سال گذشته‌یِ حکومت اشرف غنی، از قدرت برکنار، منزوی یا امتیازات شان را از دست داده اند، می‌خواهند از مذاکرات صلح با طالبان، برای کنار زدن اشرف غنی از قدرت کار بگیرند.

این اختلاف جدی است. در یک سال گذشته با آن که برای حل آن بعضی تلاش‌هایی صورت گرفت؛ اما نتیجه بخش نبود. بدون این که در جبهه‌ی مقابل طالبان، اختلاف حل شود، توافقنامه‌ی صلحِ امریکا با طالبان نهایی شد.

این درحالی است طالبان گام به گام به خواست‌های شان نزدیک می‌شوند. هیچ تغییری در موضع آن‌ها به‌وجود نیامده است. این گروه موفق شد که در توافقنامه‎‌ی شان با آمریکا، عنوان «امارت اسلامی» را که نام دولت آن‌ها است بگنجانند. هرچند که در این توافقنامه یاد آوری شده «ایالات متحده طالبان را به این نام به رسمیت نمی‌شناسد».

آمریکا به‌خواست خود رسیده، سناریوی صلح را طوری می‌خواهد ختم کند که قناعت طالبان گرفته شود. خواست اساسی طالبان رسیدن به قدرت و به‌وجود آمدن یک نظام مذهبی در افغانستان است که آزادی‌های اجتماعی، حقوق زنان و ارزش‌های جدید را نمی‌پذیرد.

از ابتدای مذاکرات آمریکا و طالبان، اختلاف نظر بر سر دور دوم گفت‌وگوهای صلح، وجود داشت. طالبان می‌گویند «مذاکره بین افغانی» به معنی مذاکره با دولت نیست. این عنوان چتری است که آن‌ها با نمایندگان احزابی که بازیگر سیاست و قدرت در افغانستان استند، مذاکره می‌کند؛ اما ریاست جمهوری همواره این نظر طالبان را رد کرده، می‌گوید که نقش دولت در این مذاکرات محوری است.

رهبران قومی و احزاب جهادی که اختلاف سیاسی با حکومت اشرف غنی دارند، به نحوی همسو با طالبان بوده‌اند هرچند به‌صورت علنی از موضع طالبان حمایت نمی‌کنند؛ اما در عمل خواهانِ انزوای نقش حکومت در روند صلح می‌باشند و از موضعِ طالبان حمایت می‌کنند.

اختلاف نظر در مورد هیأت مذاکره با طالبان، مقابله با خواست‌های این گروه را دشوار کرده است. احزاب و چهره‌های اسلام‌گرا و تکنوکرات‌های رانده شده از حکومت اشرف غنی، با طالبان در مورد تضعیف نقش حکومت در مذاکرات صلح، توافق نظر دارند؛ اما اهداف آن‌ها متفاوت است. طالبان به هدف پیروزی و زمینه‌سازی برای ایجاد یک نظام مذهبی‌ای مطلوب شان و از بین بردن نظام کنونی موضعی را اتخاذ کرده که با دولت مذاکره نکند؛ اما مخالفان اشرف غنی به‌ویژه جهاد گرایان سابق و لیبرال دموکرات‌های مذهبی که در تیم ثبات و همگرایی و در اطراف حامدکرزی جمع اند، تنها به منظور انزوای اشرف غنی از قدرت، آن‌چه را که طالبان می‌خواهند، دنبال می‌کنند.

حالا که نتیجه‌ی انتخابات جنجالی شده، تیم « ثبات و همگرایی» که بخشی از ساختار حکومت را تمثیل می‌کند، در آن، رهبران جهادی از اقوام تاجیک، هزاره، ازبیک و پشتون نقش دارند. «تیم دولت‌ساز» که حکومت را در اختیار دارد، متشکل از نسل دومِ این رهبران قومی و عناصر احزاب جهادی و شماری جوانان تکنوکراتِ هم تبار آقای غنی است که فاقد نفوذ اجتماعی می‌باشند. با چنین ساختاری که تیم حاکم و اپوزیسیون دارند؛ اگر اختلاف در مورد مواجه با طالبان و مقابله با خواست‌های استراتژیک این گروه و تشکیل هیأت مذاکره کننده، حل نشود، سناریوی صلح با طالبان، این گروه را برسر قدرت می‌آورد.

موضع طالبان که با هیأت دولتی مذاکره نمی‌کند، می‌تواند رهبران احزابِ جهادی و مذهبی را که در تیم « ثبات و همگرایی» و در محور «حامد کرزی» جمع اند، با این گروه نزدیک کند. در این صورت، هیأتی که از جانب حکومت معرفی شود، با مخالفت طالبان از بیرون و مخالفت رهبران جهادی و قومی در « ثبات و همگرایی» و در محور«حامدکرزی» مواجه خواهد شد. برایند این صف‌بندی انزوای بیشتر اشرف غنی، تکنوکرات‌ها و دموکرات‌هایی هوادار و مخالف حکومت، از مذاکرات صلح خواهد بود.

هرچه نقش دولت و تکنوکرات‌ها در روند مذاکرات تضعیف شود، سناریو را به سمت از داست دادن نظام کنونی و در نهایت به قدرت رسیدن طالبان، به‌وجود آمدن یک دولت عقب‌گرای اسلامی که مخالف حقوق زنان، تجدد و آزادی‌های انسانی و حقوق بشری باشد، نزدیک می‌سازد.

چند پارچگی و اختلافی که درکابل حاکم است و نیز نیروهای دموکرات و لبیرال فاقد انسجام و قدرت سیاسی و اجتماعی اند. اگر دولت نتواند اتفاق نظری را برای مواجه با خواست‌های طالبان و حفظ دستاوردهای دو دهه‌ی گذشته، به‌وجود بیاورد؛ امکان قدرت‌گیری طالبان را به گونه‌ی دیگر با نام «حکومت اسلامی» که اسلامیست‌ها با آن مخالفت نخواهند کرد، تحقق می‌بخشد. نتیجه‌ی پروژه‌ی صلح آمریکا برای افغانستان چنین خواهد بود.

با آن که تکنوکرات‎های حکومتی و بیرون از حکومت، از توافقنامه‌ی صلحِ آمریکا با طالبان، استقبال کردند؛ اما واقعیت این است که این پروژه افغانستان را در کام طالبان و یک نظامِ عقبگرایی مذهبی سقوط می‌دهد. نقش تکنوکرات‌هایی که در دو دهه‌ی گذشته به قدرت رسیده اند یا زمینه‌ی حضور آن‌ها در سیاست فراهم شده را از بین خواهد برد. این نظام مذهبی را آمریکا در توافقنامه خود با طالبان حمایت کرده است و حتی به بر قراری آن متعهد شده است. این نظام نه مانندِ «نظام جمهوری» کنونی که انتخابات آن تقلبی است و تعهد به آرای مردم ندارد، و نه مانند نظام قرون وسطی طالبان خواهد بود؛ اما بدون تردید یک نظامِ مطلق مذهبی، خواهد بود که آزادی‌های اجتماعی و حقوق زنان را نفی خواهد کرد.

برای مقابله با این نظام، دو راهکار وجود دارد. یکی آن ‌است اشرف غنی با تکنوکرات‎هایی که حیات سیاسی و بودن آن‌ها در افغانستان به این نظام وابسته است، برای تقابل با خواست طالبان یک قدرت سیاسی و اجتماعی را ایجاد کنند و نیز بعضی از مخالفان خود را در این صف بکشاند تا زمینه‌ی مقابله با خواست طالبان و دیگر اسلام گرایان همسو با طالبان، شکل بگیرد. هرچند دشوار است که موفق شوند؛ اما می‌تواند موثر بیفتد و مقاومت ایجاد کند. راهکار دوم این است که نیروهایی چپ متشکل شوند و نیروهای دموکراتیک دیگر را در محور خود جمع کرده تا جبهه‌ی سوم را ایجاد کند و یک مقاومتِ جدی و دوامدار به‌جود آید. اگر هم چنین نظامی به‌وجود آید، تنها این جبهه می‌تواند، آدرسی برای نیروهای پراکنده شود و برای نجات افغانستان از کام این نظام عقب‌گرا و تفکر طالبانی نقش ایفا کند.

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.