«چیزی به‌نام سند بودجه ۱۳۹۹ تصویب نشده است»

گفتگو با عطامحمد دهقان‌پور، عضو مجلس نمایندگان

اشاره: مجلس نمایندگان افغانستان، روز چهارشبنه، ۲ دلو سال روان، بودجه‌ی ملی سال ۱۳۹۹ را با اکثریت آراء تصویب کرد. نشرات زنده‌ی تلویزیون مجلس در روز رأی‌گیری قطع شد و تصویب بودجه از سوی سخن‌گوی وزارت مالیه اعلام شد. در پی تصویب بودجه‌ی ۱۳۹۹، بسیاری‌ها نسبت به رعایت‌نشدن اصل توازن در این سند، به آن اعتراض کردند. مردم غور، در اعتراض این بودجه، تمامی ادارات دولتی را بستند و گفته‌اند تا خواسته‌های‌شان برآورده نشود، دست از اعتراض بر نمی‌دارند. هفته‌نامه‌ی پیرامون در همین زمینه، با عطامحمد دهقان‌پور، عضو مجلس نمایندگان و رئیس مؤقت مجلس هفدهم، گفتگو کرده است. آقای دهقان‌پور در این گفتگو، از چگونگی تصویب بودجه‌ی ۱۳۹۹ پرده برداشته است.

بودجه‌ی سال ۱۳۹۹ را به‌صورت کلی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تشکر. در مورد بودجه‌ی سال ۱۳۹۹ باید بگویم که در حقیقت چیزی به‌نام بودجه تصویب نشده است. جریان از این قرار است که هر سندی وقتی به ولسی جرگه می‌آید، یک پروسیجر کاری دارد. اول می‌آید در مجلس، به رئیس ولسی جرگه تسلیم داده می‌شود. رئیس ولسی جرگه سند را به کمیسیون مربوطه (کمیسیون تخصصی) می‌فرستد. بعد از آن، کمیسیون تخصصی روی آن کار و دقت می‌کند، آن را تحلیل و تجزیه می‌کند، کارشناسی و ارزیابی و وارسی می‌کند. یک نقل آن را به کمیسیون‌های مربوطه روان می‌کند. این بحث خواه قانون باشد، خواه بودجه باشد، در کمیسیون مربوطه مورد تحلیل و تحزیه قرار می‌گیرد. وکلا چون افراد متخصص نیستند، مشاورین دارند، کارشناس دارند. آن‌ها می‌آیند و این سند را تشریح می‌کنند. اگر ضرورت باشد، پریزینتیشن برگزار می‌شود. بعد از این، در جلسه‌ی کمیسیون روی آن رأی‌گیری می‌شود. به‌اتفاق آراء یا با اکثریت آراء رد یا تأیید می‌شود.

این بحث، پس می‌رود به کمیسیون مربوطه یا کمیسیون تخصصی. کمیسیون تخصصی همه‌ی این نظرات را جمع‌بندی می‌کند و به جلسه‌ی عمومی پیش می‌کشد. کمیسیون آن‌جا می‌نشیند، جریان را می‌گوید که فرضاً این قانون یا سند چه وقت آمد، براساس چه آمده، چند ماده دارد، چند فصل است یا مسائلی از این قبیل. بعد از آن، از هر کمیسیون یک نفر گزارش‌گر است؛ گزارش‌گر نظرات کمیسیون خود را می‌گوید، از سند دفاع می‌کند یا آن را می‌کند و استدلال‌هایش را مطرح می‌کند. بعد، روی آن رأی‌گیری می‌شود. در همین جریان، گروپ‌های پارلمانی هم است. گروپ‌های پارلمانی هم نماینده و گزارش‌گر دارند. آن‌ها هم نظرات خود را می‌گویند. رأی‌گیر می‌شود و به اکثریت آراء تصویب یا رد می‌شود. این، جریان و پرسیجر کاری است.

اما به ارتباط بودجه، امسال چه کار شده است. اول که حکومت تلاش می‌کند بودجه را در روزهای آخر بیاورد که وکلا به رخصتی می‌روند. وقت‌شان کم است. ضیق است. از همین مسأله یک استفاده می‌کند. بودجه را که روان کرد، چند روز در کمیسیون بودجه بود. چندین جلسه برگزار شد. جلسات مشترک می‌گیرند. در جلسات مشترک، از هر کمیسیون یک نفر می‌آید و نظرات خود را می‌گوید. نظرات کمیسیون خود را می‌گوید. دلایل خود را می‌گوید. یا رد یا قبول، یا نواقص یا اصلاح؛ چیزهایی که لازم است، را می‌گویند.

دو روز پیشتر از این‌که این سند تصویب شود، در کمیسیون ما آمد. و یک چت‌گروپ است، به‌نام «دارالانشاء ولسی جرگه». در این چت‌گروپ ماندند که فردا این سند به‌خاطر رأی‌گیری در جلسه پیش می‌شود. ما هنوز آن را دقیق نخوانده بودیم. هنوز روی آن کار نکرده بودیم. هنوز کارشناسی نکرده بودیم. هنوز خبر نیستیم. در این حالت، در جلسه‌ی ولسی جرگه جنجال و غالمغال زیاد شد که این بودجه قابل قبول نیست، این بودجه باید رد شود. و آخر این بودجه عوض این‌که رد شود، به شکلی از اشکال هیأت اداری گفتند باید «تصحیح» شود. عوض این‌که رد کنیم، دوباره همین را تصحیح کنیم. وکلا بروند، بنشینند، گپ بزنند. یک تا سه روز برای این کار زمان دادند. در این دو-سه روز زمان، فرصت برای کسانی مناسب شد که از این بهره‌برداری کنند. هرکس رفت با وزیر مالیه، با رئیس بودجه و دیگران نشستند و برای خود پروژه گرفتند؛ پروژه‌ی شخصی.

باز اعلان کردند که فردا این سندِ (گویا) اصلاح‌شده، سند دومی، باز به جلسه می‌رود. همان روز من دست‌یارم را به دارالانشاء روان کردم که برای من یک ورق/نسخه از این سند را بدهد که شب بخوانم. اگر چه این کار، کار یک شب نیست. کار تخصصی است. بخش اقتصاد است. کار ما نیست. دارالانشاء به دست‌یارم گفته بود که شصت جلد بوده و تسیلم وکلا کرده است. دستیارم را به کمیسیون بودجه فرستادم. کمیسیون بودجه گفته بود حالا شام است.

صبح وقتی که ما به جلسه رفتیم، آن‌جا یک ساعت امتیازی دارد که در آن وکلا مشکلات خود را می‌گویند. من آن‌جا صحبت کردم. خیلی سخت هم صحبت کردم که من هنوز این بودجه را نخوانده‌ام. من به رئیس گفتم که اولاً غور، ولایتی است که در طی هژده سال، در آن یک متر اسفالت نشده است. یازده واحد اداری دارد. ششمین ولایت از نظر مساحت است. بالای یک میلیون نفوس دارد. این مردم از همین وطن است. تبعه‌ی همین وطن است. قسم می‌خورم که من تذکره‌ی همین وطن را دارم. و من هنوز این سند بودجه را نخوانده‌ام. اگر تو به‌جای من باشی، چگونه به این سند رأی می‌دهی؟ به چه رأی می‌دهی؟ چه رأی می‌دهی؟ وقتی یک چیزی را نمی‌فهمی. و این، چیز ساده‌ای هم نیست.

هیأت کمیسیون تخصصی می‌خواست برود در آن‌جا بنشیند و همین پروسیجر را طی کند. این‌که پروسیجر گذشته‌اش طی نشده است؛ هیچ به هیچ. وکلا مخالفت کردند. گفتند ما که نه از بودجه خبریم، نه از مسوده خبریم. نه آن را دیده‌ایم، نه شنیده‌ایم. در ضمن، می‌فهمیم که فلانی بودجه متوازن نیست، عادلانه نیست، منصفانه نیست، با قانون هماهنگی و هم‌خوانی ندارد. مانع تصویب آن شدند. جلسه مشتنج شد و جنجال شد. رئیس جلسه گفت که روی این موضوع رأی‌گیری می‌کنیم که این بودجه امروز معطل شود و وکلا بروند، ببینند، بودجه را متوازن بسازند، قناعت خود را فراهم کنند؛ و فردا آن را به رأی‌گیری می‌گذاریم. بازهم مجلس متشنج شد. جنجال شد. گفتند ما قبول نداریم.

خلاصه بحث این است که باید تصویب بودجه معطل شود. ولی رئیس اعلان کرد: تأیید یا رد؟ صدا کردم که ما نمی‌فهمیم چه را تأیید یا رد کنیم، به چه رأی بدهیم. کارت‌ها بالا شد. موافق و مخالف. ما مخالف معطلی تصویب بودجه برای فردا بودیم و کارت سرخ بالا کردیم. کارت‌های سرخ زیاد بود. باز سروصدا شد. کارت‌ها را پایین کردند. دفعه‌ی دوم، کارت‌های سبز بالا شدند. کسانی که کارت سرخ داشتند، هیچ کارت‌شان را بالا نکردند. هیچ کس نمی‌فهمید. باز وضعیت متشنج شد و رئیس پس از آرام‌کردن وکلا، بدون این‌که بگوید چه شد، چه نشد، چقدر رأی مثبت بود، چقدر منفی، چکش‌اش را زد و فرار کرد. گفت: به اکثریت آراء تصویب شد. حالا ما نمی‌فهمیم چه تصویب شده است. همین لحظه من نمی‌فهمم چه تصویب شده است. بودجه‌ی ۱۳۹۹ از نظر من تصویب‌شده نیست.

در هرصورت، چیزی به‌نام سند بودجه‌ی ۱۳۹۹ تصویب شده است. حتماً در جریان استید و حتماً مرعی‌الاجراء هم است. نقاط قوت و کاستی‌های این سند چیست؟

روز اول یک متن و یک مسوده بود که به کمیسیون آمد. بعد از آن یک ضمیمه همراهش شد. در آن جلسه وکلا گفتند که شب، این هم تغییر خورده است. یعنی سه تا شد. از این سه تا ما نمی‌فهمیم کدامش را مطالعه کنیم. روی کدام‌یک از این‌ها، رئیس رأی‌گیری کرده است، نمی‌فهمیم. ما در این نه نقطه‌ی ضعف می‌بینیم، نه نقطه‌ی قوت. چیزی اصلاً وجود ندارد که ما نقطه‌ی ضعف و قوت‌اش را ببینیم. یک متن ثابت و مشخصی به‌نام سند بودجه‌ی ۱۳۹۹ اصلاً وجود ندارد. آن‌ها می‌گویند تصویب شده است، حالا هرچیزی که خواستند در آن می‌نویسند.

دیده‌بان شفافیت افغانستان، بودجه‌ی تصویب‌شده‌ی ۱۳۹۹ را «غیرمتوازن و نامتناسب» خوانده است. دیدگاه شما، به‌عنوان عضو مجلس نمایندگان، چیست؟

این نهاد گفته «غیرمتوازن و نامتناسب» است. یک واقعیت است. من می‌گویم اصلاً کفر متوازن و کفر غیرمتوازن است. هیچ چیزی نیست به‌نام توازن. در بودجه‌سازی، دو تا معیار است. دو تا معیار واضح و روشن که حکومت این را به زبان خود می‌گوید، رعیت می‌گوید، شما می‌گویید، من می‌گویم. بودجه‌سازی دو تا معیار و شاخص دارد. یکی درجه‌ی فقر است، دیگری‌اش نفوس است. این بودجه علیه درجه‌ی فقر است، علیه نفوس است. در شبکه‌های اجتماعی نوشته‌اند، نمی‌دانم چقدر دقیق است، که بودجه ننگرهار، ۶۲ برابر بودجه‌ی غور است. مساحت غور، شش برابر مساحت ننگرهار است. نفوس غور، بالاتر از یک میلیون است، و نفوس ننگرهار هم ممکن یک میلیون و دوصد هزار باشد. تفاوت نفوس‌شان ممکن است یک صد هزار یا یک‌صد و پنجاه هزار باشد. اما سقف بودجه، ۶۲ برابر غور است. در این‌جا، شما بیایید درجه‌ی فقر را محاسبه کنید، و درجه‌ی نفوس را محاسبه کنید.

در غور چه می‌گذرد؟ مردم غور نسبت به چه اعتراض دارند؟

غوری‌ها ساعت ده-یازده بجه‌ی شب خبر شدند که بودجه به پارلمان می‌آید و نماینده‌های‌شان آن را نخوانده‌اند. از همان لحظه رفتند دروازه‌های ادارات دولتی را بستند. تا همین لحظه‌ای که با شما حرف می‌زنم (سه‌شنبه، ۷ دلو)، هفتمین روز است که دروازه‌های دفاتر دولتی در غور بسته‌اند. مردم غور، بر سر این مسأله اعتراض دارند که ما شامل جغرافیای افغانستان باید باشیم، باید آدم حساب شویم. آن‌ها اعتراض دارند که ما تذکره‌ی تابعیت افغانستان را داریم، [اما نسبت به ما تبیعض روا داشته شده است]. ماده ۲۲ قانون اساسی همین کشور می‌گوید که تبعیض زبانی مجاز نیست، تبعیض بر اساس رنگ مجاز نیست، تبعیض منطقوی مجاز نیست، تبعیض مذهبی مجاز نیست. تبعیض براساس قد و اندام و چشم و ابرو مجاز نیست. در مورد حقوق شهروندی غوری‌ها، که آن‌ها می‌گوید در حق‌شان ظلم شده است، قانون‌شکنی شده است، در حق‌شان ستم شده است؛ ماده پنجم، ششم، چهاردهم، شانزدهم، هفدهم، بیست و دوم، چهل و سوم، چهل و چهارم، چهل هفتم، پنجاهم، پنجاه و دوم و پنجاه و سومِ قانون اساسی، به‌مثابه قانون مادر، نقض شده است. غوری‌ها می‌گویند که سر تا پای قانون در برابر حقوق شهروندی‌شان نقض شده است و مورد ستم قرار گرفته‌اند، دیگر توان بردن این بار ستم را ندارند و بنابراین، دست به نافرمانی مدنی زده‌اند.

موضع وکلای غور در تالار نسبت به تصویب بودجه چه بود؟ و اکنون نسبت به اعتراضات در غور چه موقفی دارند؟

از شش وکیل غور، دو تن‌شان در روز جلسه‌ی عمومی نبودند. رقیه نایل در هند است، کرام‌الدین رضازاده در غور بود. از چهار وکیل غور که در تالار حضور داشتند، سه نفرشان (دهقان‌پور، نایب، تمیم) رأی مخالف دادند؛ فاطمه کوهستانی به همین ستم ملی، رأی موافق داد. نسبت به اعتراضات هم، ما سه نفر موافق اعتراضات استیم و فاطمه کوهستانی، مخالف آن. شروع کار از همین‌جا بود، ختم‌اش هم همین‌جا است.

در بودجه‌ی ۱۳۹۹، یا قسمت‌های همان متنی که به‌عنوان سند بودجه در رسانه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شوند، برخی از پروژه‌های خیلی جزئی و پیش‌پاافتاده دیده می‌شود. مثلاً اعمار تشناب برای یک مسجد، حفر یک چاه در یک ولسوالی یا منطقه، اعمار یک محراب برای یک مسجد. واقعاً این‌ها پروژه‌های انکشافی/توسعه‌یی‌اند یا صرفاً به‌خاطر فریب مردم، طرح‌ریزی شده‌اند؟

سر تا پای این بودجه، خاک‌زدن به چشم مردم است. در همین کتاب/سند، اگر نزدتان باشد، شما هیچ چیزی از آن نمی‌فهمید. در جای ما، در گرگگ، دو سال است که یک کلینیک ساخته شده است. همان را در بودجه‌ی سال ۱۳۹۹ آورده‌اند. هیچ چیزی از آن سر در نمی‌آورید. چیزی دیگری را گنگ نوشته می‌کنند؛ گنگ مطلق. چیزهایی در آن است که هیچ چیزی از آن نمی‌فهمید. من که بودجه را نمی‌فهمم، اقتصاد را نمی‌فهمم؛ اما از این که هیچ چیزی نمی‌فهمم. من نمی‌فهمم که سال ۱۳۹۹ این دولت چقدر پول مصرف می‌کند و چقدر بودجه می‌سازد. من نمی‌فهمم. در سال ۱۳۹۸ و ۱۳۹۷، این دولت چه داشته و چه می‌کرده است. من نمی‌فهمم. یک چیز چتیات، بی‌معنی، گدود، و یک چیز مسخره‌ای که آدم از آن شاخ در می‌‌‌آورد. دو سال پیش ساخت آن کلینیک خلاص شده است، در بودجه‌ی ۹۹ نامش را نوشته است. نمی‌فهمم که در این وطن چه می‌گذرد، این‌ها در این وطن چه می‌خواهند. ما که سر در نمی‌آوردیم.

تصویب بودجه‌ی ۱۳۹۹ از سوی پارلمان در یک معامله‌ی پشت پرده با حکومت، آن‌گونه که دیده‌بان شفافیت ادعا می‌کند، حقیقت دارد؟

اگر حقیقت ندارد، چرا این‌طور است. حالا که یک حقیقت را برایش بگوییم، می‌گوید برای من سند بده. این‌طور سند بده که وزیر مالیه بیاید، با وکیل بنشیند، بگوید که ما این‌جا معامله کرده‌ایم، تلویزیون طلوع هم آن را در کلیپ خبری بگیرد. آن‌ها این را می‌خواهند. اگر این را نمی‌خواهند، تصویب بودجه به همین شیوه، کدام منطق قبول می‌کند که در آن معامله نیست. باور کنید، روزی که وزیر مالیه می‌آمد به جلسه، برای استیضاح می‌آمد. ما یک گروپ پارلمانی داریم. به گروپ پارلمانی گفته بودیم که ما وزیر مالیه را می‌بینیم، یک تعارف همراهش صورت بگیرد. ما وزیر مالیه را بشناسیم، خواسته‌های خود را بگوییم، او خبر شود که ما وکیلیم، خبر شود که ما یک گروپ پارلمانی استیم. فردا وزیر مالیه استیضاح می‌شود. ما چهارده نفر در گروپ پارلمانی، رفتیم؛ دیدیم که وکیل است، که وکیل است؛ در هر اتاق که داخل می‌شویم، مگر روی سر وکیل می‌نشستیم، در زمین که جای نبود. آخر ما برآمدیم و در اتاق دیگری رفتیم؛ من به اعضای گروپ خود گفتم که این‌جا ملاقات تعارفی نیست، من از همین لحظه این تعارف را قبول ندارم، اگر شما به‌صفت عضو گروپ با ما استید، بیایید که برویم؛ تعارف از خود زمان و وقت دارد. آن‌ها هم به حرف من لبیک گفتند. همین چهارده نفر برآمدیم.

صبح هم که آمدیم، یکی [از وکلا] بالا شد که قانون اطفال مخالف اسلام است، یکی گفت مخالف دین است، یکی گفت مخالف باورها است؛ غالمغال، زدن، کشمکش، رسوایی، بی‌نظمی، تشنج. وزیر مالیه برخاست و رفت. این‌ها همه بیان‌گر معامله است. همه پیام معامله را برای مردم دارد. ما که همین‌طور می‌فهمیم.

چرا نشرات زنده‌ی نشست تصویب بودجه از تلویزیون مجلس قطع شد؟

چه می‌کرد که قطع نمی‌کرد؟ آن‌ها در برابر مردم جواب ندارند. مجبورند، راه آخری‌شان قطع‌کردن است. دیگر راهی برای‌شان نمی‌ماند. چرا تو از مردم‌ات می‌ترسی؟ تو نماینده‌ی مردم استی. تو هیچ‌کاره استی. من مردم نیستم، من نماینده‌ی مردم استم. مردم گفتند تو برای پنج سال عوض ما باش. من یک سخن‌گو استم. برای خواسته‌های مردم. چرا باز از مردم بترسم؟ من وقتی که برای مردم راست گفته نتوانم، عیب‌های خود را برای مردم گفته نتوانم، از دیده‌شدن عیب‌های خود بترسم، دیگر نماینده نیستم. باید قبول کنیم که ما نماینده‌ی مردم نیستیم. خدا شاهد است که ما نماینده‌ی مردم نیستیم. اگر نماینده‌ی مردم باشیم، بودجه همین‌گونه تصویب می‌شود؟ ما به وزارت می‌رویم، قسم به خدا اگر وزیر بیاید و با ما ملاقات کند. ما نماینده‌ی مردم استیم؟ یک ملاقات را با وزیر نمی‌توانیم. پس ما نماینده‌ی مردم استیم؟ وزیری که من برای او رأی می‌دهم، او را وزیر می‌سازم که تا او وزارت کنید، مدیریت کند، خدمت کند، خیانت کند؛ همین وزیر به ملاقات ما حاضر نمی‌شود. وزیری که من با دست‌هایم می‌سازم. همین گِل و کوزه‌ای که من با دست‌هایم می‌سازم، از من اطاعت نمی‌کند. باید این گِل و کوزه‌ای که از من اطاعت نمی‌کند، را به دیواز بزنم. اما نمی‌توانم. پس من وکیل نیستم. حقیقت این است که ما وکیل نیستیم. به هر شکلی که [به پارلمان] آمده‌ایم: ذریعه‌ی پول آمده‌ایم، ذریعه‌ی زور آمده‌ایم، ذریعه‌ی تفنگ آمده‌ایم، ذریعه‌ی فریب آمده‌ایم، ما نماینده‌ی مردم نیستیم. این مردم، از این پارلمان توقع خدمت را نداشته باشند. دل‌شان جمع باشد. دوره‌ی هفدهم، این‌ها وکیل ندارند، ولو که من باشم.

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.