گاهی، مؤثرترین شیوه مقاومت، دست زیر الاشه نشستن است

Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on print

وظیفه‌ی سلبی نهایی، عدم همکاری با سازمان‌هایی است که مقاومت را سرکوب می‌کنند. اگر ما نباید ناخواسته مانع مقاومت شویم، نتیجه‌اش این می‌شود که نباید فعالانه به سرکوب آن کمک کنیم. سازمان‌هایی که در کار سرکوبِ مقاومت هستند، اغلب به کمک شخص ثالثی تکیه می‌کنند. همان‌گونه که «خوان اسپیندولا» در تحقیقاتش درباره‌ی «جمهوری دموکراتیک آلمان»، ۱۹۹۰-۱۹۴۹، دریافت، شبکه‌ی گسترده‌ای از «همکاران غیررسمی»، که درباره‌ی مخالفان، خبرچینی و برای «اشتازی» (وزارت امنیت آلمان شرقی) حمایت لوژستیکی فراهم می‌کردند، به‌عنوان «ارگان‌های تنفسی» دولت تلقی می‌شدند. بدون همکاری ما، رژیم‌های ناعادلانه، دچار نفس‌تنگی می‌شوند.

مقاومت، حق بشری است. به همین دلیل، در مقدمه‌ی «اعلامیه جهانی حقوق بشر» آمده است که در صورت عدم رعایت حقوق بشر، مردم «مجبور به توسل به قیام، به‌عنوان آخرین علاج» خواهند شد؛ و نیز به همین دلیل، دفاع از حقوق بشر که در بسیاری از قطع‌نامه‌های سازمان ملل متحد آمده است، از مقاومت در برابر استعمار و آپارتاید حمایت می‌کند. جز این نمی‌تواند باشد. وقتی حقوق شما نقض می‌شود، باید چاره‌ای داشته باشید. معمولاً این چاره، در قانون و دادگاه‌ها یافت می‌شود، اما وقتی با بی‌عدالتی شدید و بی‌امان مواجه می‌شوید، مقاومت همان چاره است. اما وقتی دیگران مقاومت می‌کنند و ما با اهداف‌شان موافقیم، چه باید کرد؟ پاسخ، شگفت‌آور است.

از خزان ۲۰۱۸، به‌مدت حدود یک سال، گروهی موسوم به «شورش علیه انقراض»[۱] چندین اعتراض مختل‌کننده را در انگلستان، بر پل‌های لندن و در چندین مرکز شهر سازمان‌دهی، و خیابان‌ها را مسدود کرد. معترضان خواستار توجه به لزوم اقدام فوری نسبت به وضعیت اضطراری اقلیمی بودند. از دیدگاه آن‌ها، این اعتراضات، اقداماتی در راستای مقاومت بودند و توجه [دولت] را به بی‌عدالتی و بی‌عملی جلب می‌کردند. کسی که با این هدف و اقدامات آن‌ها نظر موافق دارد، باید چکار کند؟ در صورت امکان، دست زیر الاشه بنشیند. اما روش‌های مختلفی برای دست زیر الاشه نشستن وجود دارد. مهم است که شما به روشی درستی و به دلایل درستی، دست زیر الاشه بنشینید. بگذارید توضیح بدهم.

حقوق، مستلزم وظایفی است. اگر نسبت به چیزی حقی دارید، افراد دیگری وظایف خاصی را به شما بدهکارند. دست‌کم سه وظیفه‌ی سلبی وجود دارد که به‌وسیله‌ی حق مقاومت ایجاد می‌شود: عدم مداخله، عدم ممانعت و عدم همکاری.

ساده‌ترین این‌ها، وظیفه‌ی عدم مداخله است. اگر شخصی، حق انجام کاری را داشته باشد، وظیفه‌ی ابتدایی ما این است که نباید مانع‌شان شویم. پس اگر کسانی، از حق مقاومت‌شان کار می‌گیرند، تماشاچیان موظف‌اند که دست نگهدارند و مداخله نکنند. به نظر بدیهی می‌رسد، اما در جریان اعتراضات «شورش علیه انقراض» در لندن، جایی که این وظیفه لحاظ نشده بود، نمونه‌ی نسبتاً تکان‌دهنده‌ای وجود داشت. در اکتبر ۲۰۱۹، معترضان با بالارفتن از واگن‌های قطار، کار قطارهای لندن را متوقف کردند. در «کانینگ تاون»، در شرق لندن، یکی از معترضان، از سوی مسافران، از پشت بام یک واگن کشیده شده و مورد حمله قرار گرفته بود. این کار، نقض وظیفه‌ی عدم مداخله است. ممکن است مردم از مختل‌شدن فعالیت‌های روزانه‌ی‌شان عصبانی شوند، اما این، رفتار آن‌ها را توجیه نمی‌کند. ممکن است کار معترضان اعصاب‌خردکن باشد، اما ما وظیفه داریم کاری نکنیم.

با این حال، فقط دخالت‌نکردن در کار افراد کافی نیست. مقاومت در برابر بی‌عدالتی، غالباً سازمان‌یافته است. علاوه بر وظیفه‌ی ما مبنی بر عدم مداخله در کار افراد، وظیفه‌ی عدم ممانعت در کار سازمان‌ها نیز باید لحاظ شود. این مهم، غالباً نادیده گرفته می‌شود، اما روش‌های بی‌شماری وجود دارد که مردم می‌توانند ناخواسته مانع مقاومتِ سازمان‌یافته شوند. «هنری باکس براون»، در ۱۸۴۹، با ارسال پستی خودش در جعبه‌ای، از ویرجینیا به پنسیلوانیا، از بردگی گریخت. این کار او، سروصدایی را در رسانه‌ها برانگیخت، واقعیتی که باعث تأسف «فردریک داگلاس»، از رهبران ضد برده‌داری، گردید، زیرا سروصداهای رسانه‌یی این مسیرِ فرار از برده‌داری را کاملاً بست: اگر ژورنالیست‌ها دوراندیش‌تر می‌بودند، احتمالاً افراد بیشتری از طریق پست، از برده‌داری نجات پیدا می‌کردند.

در عصر توییتر، اسنپ‌چت، فیسبوک و تیک‌تاک، به‌راحتی می‌توان ناخواسته مانع سازمان‌های مبارزه با بی‌عدالتی شد. ارسال یک ویدیو یا تصویر در رسانه‌های اجتماعی می‌تواند منجر به شناسایی یک معترض از سوی پلیس یا بسته‌شدن مسیرها شود. ما نباید از کار کسانی که مقاومت می‌کنند، جلوگیری کنیم. عمل به وظیفه‌ی عدم ممانعت، ما را ملزم می‌کند که نسبت به شیوه‌های برقراری ارتباط، دقت و هشیاری بیشتری به خرج دهیم.

ترجمه‌های دیگر

«چارپایی بر او کتابی چند»

سکس‌شناسی اسلامی

وظیفه‌ی سلبی نهایی، عدم همکاری با سازمان‌هایی است که مقاومت را سرکوب می‌کنند. اگر ما نباید ناخواسته مانع مقاومت شویم، نتیجه‌اش این می‌شود که نباید فعالانه به سرکوب آن کمک کنیم. سازمان‌هایی که در کار سرکوبِ مقاومت هستند، اغلب به کمک شخص ثالثی تکیه می‌کنند. همان‌گونه که «خوان اسپیندولا»[۲] در تحقیقاتش درباره‌ی «جمهوری دموکراتیک آلمان»، ۱۹۹۰-۱۹۴۹، دریافت، شبکه‌ی گسترده‌ای از «همکاران غیررسمی»، که درباره‌ی مخالفان، خبرچینی و برای «اشتازی» (وزارت امنیت آلمان شرقی) حمایت لوژستیکی فراهم می‌کردند، به‌عنوان «ارگان‌های تنفسی» دولت تلقی می‌شدند. بدون همکاری ما، رژیم‌های ناعادلانه، دچار نفس‌تنگی می‌شوند.

ممکن است فکر کنیم که ما امروزه تحت فشار نیستیم که این‌گونه با سازمان‌های سرکوب‌گر همکاری کنیم، اما ممکن است نگاهی بیندازیم به تصمیم شرکت «اپل» در ۲۰۱۹ مبنی بر حذف اپلیکشنی که به‌دنبال خبرچینی درباره‌ی معترضان طرف‌دار دموکراسی در هانگ‌کانگ بود؛ جایی که پلیس‌ها در آن تمرکز کرده و از گاز اشک‌آور استفاده می‌کردند. این امکان وجود دارد که، با رشد و گسترش مقاومت در برابر تغییر اقلیم، کشورهای «لیبرال دموکراتیک» ممکن فشارهای مشابهی را اعمال کنند. قاعده، ساده است: خبرچینی نکنید.

بنابراین، ما دست‌کم این سه وظیفه را داریم که کاری انجام ندهیم. آیا کار دیگری هم وجود دارد که وظیفه داریم انجام ندهیم؟ یک گزینه این است که از الگوی فیلسوف «هنری دیوید ثورو» پیرویم کنیم؛ او در ۱۸۴۶، در واکنش به جنگ بی‌دلیل دولت ایالات متحده با مکزیک و حمایت دوام‌دار از برده‌داری، از پرداخت مالیاتش امتناع ورزید. ثورو از حمایت از کشوری که تا آن‌حد در بی‌عدالتی فرو رفته بود، امتناع ورزید. آیا ما در رابطه به وضعیت اضطراری اقلیمی نیز همین کار را کنیم؟ در این مرحله، می‌گویم نه. دولت‌های دموکراتیک هنوز از حقوق بشر به‌قدر کافی حمایت می‌کنند تا حمایت‌های دوامدار [مردمی] را تضمین کنند، هرچند که با تشدید وضعیت اضطراری اقلیمی، می‌تواند کاهش یابد.

پس، اکنون که می‌دانید چگونه وظیفه‌ی خود (دست زیر الاشه نشستن) را انجام ندهید، باید شروع کنید. اکنون که ما به استقبال دهه‌ی جدیدی از «آنتروپوسِن»[۳] رفته‌ایم و منطقه‌ای تقریباً به‌اندازه‌ی انگلستان، که به‌خاطر میزان پایین رطوبت در سراسر جهان، آتش گرفت و با افزایش دمای ناشی از تغییرات اقلیمی تشدید شد، شکی نیست که فرصت‌های زیادی خواهیم داشت. در این اواخر، چشم جهان به‌‌سوی آسترالیا دوخته شده است، زیرا این نخستین کشور پیشرفته‌ی پساصنعتی است که شدیداً از وضعیت اضطراری اقلیمی متأثر شده و قادر به مهار (یا، در حلقه‌ی رهبری‌اش، حتی تأیید) آن نیست.

آدم امیدوار است که دولت‌ها در سراسر جهان متوجه این تهدید حیاتی شوند، اما دروغ‌گویی، خشونت و خوش‌بینی غیرمنطقی‌ای که در واکنش به بیماری واگیردار کووید-۱۹ در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته تبلور یافت، امید چندانی خلق نمی‌کند. اگر اوضاع کنترل نشود، اثرات تغییرات اقلیمی هم‌چنان گسترده خواهد شد و هزاران آسترالیایی که در جنوری ۲۰۲۰ برای اعتراض به خیابان‌ها سرازیر شدند، دیگران را به اقدامات مقاومت‌گرانه، در صورت ادامه‌ی وضعیت اضطراری، تحریک خواهند کرد. اگر نمی‌توانیم به معترضان بپیوندیم، هنوز وظایفی داریم که با بی‌عملی آگاهانه‌ی خود از آنها حمایت کنیم. فقط آنچه که انجام می‌دهید مهم نیست، [گاهی] آنچه که انجام نمی‌دهید هم مهم است.


[۱] Extinction Rebellion (XR)

[۲] Juan Espíndola

[۳] «آنتروپوسن» را مسامحتاً می‌توان «دوره‌ی انسان‌محوری» ترجمه کرد. منظور از آنتروپوسن، دورانی است که با تأثیرات عمده‌ی فعالیت‌های انسان‌ها بر اکوسیستم، مشخص می‌شود.

پانوشت ۱: «گوئیلا دیوید بلانت» استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه لندن، و نویسنده‌ی کتاب «فقر، بی‌عدالتی و مقاومت جهانی» است.

پانوشت ۲: مقاله‌ی فوق، با عنوانِ «Sometimes the most powerful act of resistance is to do nothing»، به‌تاریخ ۳۰ مارچ ۲۰۲۰ در سایت «ایان» (Aeon) نشر شده بود. برای خوانش متن اصلی، روی عنوان انگلیسی فوق کلیک کنید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on print

نوشته‌های مرتبط:

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.