شناخت نگرش­­های سیاسی شهروندان، برای درک مسائل عمده جامعه و رصدکردن روند تغییرات و تحولات فرهنگی و سیاسی افق تازه را­ می­‌گشاید.
رضا فرزاد

به راه بادیه رفتن؛ «فرود و فراز نگرش‌های سیاسی شهروندان افغانستان»

شناخت نگرش­­های سیاسی شهروندان، برای درک مسائل عمده جامعه و رصدکردن روند تغییرات و تحولات فرهنگی و سیاسی افق تازه را­ می­گشاید. شناخت این نگرش­ها، نه‌تنها برای فهم واقع‌بینانه وضعیت موجود سیاسی کشور پرتوافکنی می­نماید؛ بلکه در تصویرسازی آینده نیز رهنمون می­سازد؛ زیرا ارزش­ها و نگرش­های سیاسی از یک­سو پیوند وثیق با رویدادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کنونی جامعه دارد و از سوی دیگر نقشه کنش کنشگران سیاسی است که بر اساس شناخت آن‌ها، پیگیری تحولات آینده میسر می­شود.

فرهنگ حاکم بر جامعه‌ی سنتی شهر تالقان، مرکز ولایت تخار زن‌ها و دختران جوان را وادار به پوشیدن چادری (برقع) کرده است؛ به‌گونه‌ای که نباید صورت‌های‌شان دیده شوند.
رقیه صادقی

زنان تخار و حجاب اجباری

در یکی از روزهای زمستان ۱۳۹۹ با شماری از هم‌کارانم کوله‌بارِ سفر بستیم و از بدخشان به مقصد تخار در حرکت شدیم. پس از گذشت دو و نیم الی سه ساعت به شهر تالقان رسیدیم. تالقان را متفاوت‌تر از فیض‌آباد یافتم: شهرِ بزرگ‌تر، پر جمع‌و‌جوش‌تر و شاید این‌همه تفاوت به‌دلیل وسعت جغرافیایی و شمار نفوس آن بود. اما وقتی به مقصد رسیدیم و از موتر پیاده شدیم هر فردی که با ما روبه‌رو می‌شد نگاه‌های عجیب‌و‌غریبی به من و هم‌کارانم‌ می‌انداخت. این‌که چرا چنین بود، همه‌ی ما را کنجکاو کرده بود. فردای آن روز، مادر یکی از هم‌کارانم‌ که از تخار بود به ما گفت وقتی بیرون می‌رویم صورت‌های‌مان را با ماسک و یا چادرمان بپوشانیم، چون در آن‌جا هیچ زنی بدون پوشیدن ماسک، حجاب و یا چادری بیرون نمی‌روند.

بر گفته‌ی اوری، در روستای‌شان دختران تا زمانی‌که خردسن هستند می‌توانند به مکتب بروند، ولی وقتی که پا به نوجوانی نهادند دیگر اجازه‌ی رفتن به مکتب را ندارند.
رقیه صادقی

دختران روستایی در بدخشان از آموزش ‌و پرورش باز مانده‌اند

«پروین» یکی از دخترانی است که قربانی رسم و رواج روستای‌شان شده است. او ۲۱ سال سن دارد و مادر یک فرزند است. پروین می‌گوید شاگرد صنف هشتم بوده که خانواده‌اش دیگر اجازه‌ی رفتن به مکتب را به او ندادند و او را به شوهر دادند. پروین با چشمان پر از اشک و آه عمیق به حرف‌هایش ادامه داد:‌ «مردم قریه‌ی ما به حق دختران‌شان بسیار ظلم می‌کنند، آن‌ها را در خردسالی به شوهر می‌دهند و بیشتر خانواده‌ها حتا عدم رضایت دختر هم برای‌شان اهمیت ندارد و شماری هم دختران‌شان را به مردهای پیر می‌دهند».

کتاب «رقص در مسجد؛ نامه یک مادر افغان به پسرش» امروز (دوشنبه، ۲۰ دلو ۱۳۹۹) در تالار بین‌المللی مطبوعاتِ وزارت اطلاعات و فرهنگ رونمایی شد.
هفته‌نامه پیرامون

«رقص در مسجد» در کابل رونمایی شد

آقای ناجی گفت کتاب دو بخش دارد: بخش اول انتقال تجربه‌ی مادربزرگ به حمیرا قادری از طریق قصه‌ها و روایت‌ها؛ به‌گفته آقای ناجی، حمیرا قادری در این بخش «بک‌گروند»ش را روایت می‌کند. بخش دوم، انتقال تجربه‌ها و گفته‌های خود حمیرا قادری به پسرش، سیاوش، است که به‌گفته‌ی آقای ناجی رنگ قلم حمیرا قادری در این بخش تیره‌تر شده است. داوود ناجی گفت حسن کتاب در این است که تقلبی در آن نیست. حمیرا قادری خشم‌گین است، اما خشم‌اش از فرد نیست؛ از سیستم است. او با تمام خشم خود علیه سیستم می‌نویسد.

صالح نوشته است: «به وزارت ترانسپورت هدایت داده می‌شود که در دروازه‌های ورودی از ۷۰۰ افغانی که فیصله کابینه است بالاتر نگیرید».
هفته‌نامه پیرامون

صالح به وزارت ترانسپورت: اضافه‌ستانی در دروازه‌های کابل تا فردا متوقف شود

امرالله صالح، معاون نخست ریاست‌جمهوری می‌گوید اسنادی به‌دست آورده است که نشان می‌دهند مأمورین ترانسپورت و دروازه‌های کابل از راننده‌ها اضافه‌ستانی می‌کنند. آقای صالح گفته است ۷۰۰ افغانی فیصله کابینه است و هیچ مأموری حق ندارد اضافه‌تر از ۷۰۰ افغانی از راننده‌ها اخذ کند. صالح نوشته است: «به وزارت ترانسپورت هدایت داده می‌شود که در دروازه‌های ورودی از ۷۰۰ افغانی که فیصله کابینه است بالاتر نگیرید».

فقر و بی‌کاری و تنگ‌دستی‌ نه‌تنها که دامن‌گیر خانواده‌های پرجمعیت است، بلکه خانواده‌های کم‌جمعیت را نیز با مشکلات زیادی روبه‌رو ساخته است.
رقیه صادقی

فقر در فیض‌آباد بدخشان بیداد می‌کند

بی‌بی راضیه، خانم ۵۹ ساله‌ای است که ۴۵ سال می‌شود نانوایی می‌کند و تنها نان‌آور خانواده ۱۲ نفری‌اش است. این خانم نانوا هنگامی که در مورد وضعیت زندگی، رنج‌ها و مشقت‌هایی که در طول زندگی‌اش متحمل شده برایم می‌گفت چهره‌اش پر از درد و اندوه بود و اشک‌هایش جاری شده بود. با گلوی پر از بغض گفت: «خواهر جان، مردم بدخشان در غم می‌سوزد، تباه شده است، کسب‌و‌کار نیست، شوهرم و فرزندانم همگی بی‌کارند و فقط خودم نان می‌پزم و بچه‌هایم می‌فروشد و چند افغانی که به‌دست آوریم مصرف خرج و خوراک خود می‌کنیم». راضیه افزود: روزانه حدودِ ۶۰ الی ۷۰ نان می‌پزم و پسرم به بازار می‌برد، اما بیشتر روزها نان‌ها مکمل فروخته نمی‌شوند و دوباره به خانه می‌آورد.

رهنورد زریاب، از آن‌جایی که فردی اجتماعی و خوش‌مشرب بوده، با بسیاری‌ها دوستی و آشنایی داشته است و همین دوستی و آشنایی سبب شده است
علی جلالی تمرانی

«یادش باقی‌ست، چنان که کلام و کلماتش باقی‌ست»

محمد اعظم رهنورد زریاب، نویسنده‌ی پرکار و مشهور کشور، جمعه‌ی هفته‌ی پیش (۲۱ قوس ۱۳۹۹) در سن ۷۶ سالگی، در شفاخانه‌ی چهارصد بستر شهر کابل، درگذشت. گفته می‌شود که رهنورد زریاب، بر اثر ابتلا به بیماری کرونا فوت کرده است. او در روزهای پیش از فوت‌اش بیمار و در شفاخانه بستری بود.
زریاب ده‌ها داستان کوتاه و چندین رمان نوشته است. مشهورترین رمان آقای زریاب، «گلنار و آیینه» است. «گلنار و آیینه»، اولین و بهترین رمان وی است.

در تازه‌ترین اقدام، وزارت معارف و تحصیلات عالی برای جلوگیری از شیوع موج دوم ویروس کرونا، مکتب‌ها و دانشگاه‌ها را برای سه ماه رخصت کردند.
رقیه صادقی

به بهانه‌ی یک‌سالگی ویروس کرونا

وزارت صحت عامه کشور چندی پیش اعلام کرد که با سردشدن هوا، موج دوم ویروس کرونا آغاز شده و تمامی هوتل‌های عروسی تا آخر ماه قوس اجازه فعالیت ندارند و باید بسته بمانند. همچنان وزارت صحت گفته است که پس از این آزمایش کرونا برای ورود به افغانستان اجباری است. این گفته‌ها را وزیر صحت عامه در حالی ابراز کرده است که از شروع شیوع ویروس کرونا تا کنون آزمایش کرونا برای ورود به کشور اجباری نبوده و ممکن شمار زیادی مبتلاهای ویروس کرونا این ویروس را با خود به کشور منتقل کرده باشند. اما وزارت صحت درست یکسال پس از شیوع ویروس کرونا این موضوع را درک کرده است.

کمیسیون حقوق بشر گفته است که میزان خشونت‌ها علیه اطفال در دوره‌ی قرنطین (شش ماه اول سال ۱۳۹۹)، نسبت به شش ماه اول سال گذشته ۱۳.۵ درصد کاهش را نشان می‌دهد.
هفته‌نامه پیرامون

کرونا بر وضعیت حقوق بشری اطفال تأثیر بسیار جدی گذاشته است

کمیسیون مستقل حقوق بشر گفته است که میزان خشونت‌ها علیه اطفال در دوره‌ی قرنطین (شش ماه اول سال ۱۳۹۹)، نسبت به شش ماه اول سال گذشته ۱۳.۵ درصد کاهش را نشان می‌دهد. اما کمیسیون گفته است که «این کاهش ممکن به‌دلیل محدودیت رفت‌وآمد در دورەی قرنطینه باشد که در نتیجه‌ی آن، قربانیان فرصت مراجعه به نهادهای عدلی و قضایی و ثبت قضیه را نداشته‌اند در حالی‌که اصل آمار خشونت علیه اطفال ممکن به‌مراتب بیشتر بوده باشد».

زنان افغانستان طی سال‌های متمادی، خشونت‌های گوناگونی از طرف خانواده‌ و جامعه متحمل شده‌اند. در افغانستان هویت زن‌ها با اعتبار مردهای خانواده گره خورده است.
رقیه صادقی

چالش لبخند و محرومیت زن‌ها

قوانین نافده کشور از تمامی حقوق زنان حمایت می‌کند و مراجعی‌ را نیز برای تطبیق آن مشخص ساخته است. اما، دیکتاتوری و سنتی بودن مردهای خانواده عامل عمده‌ی محرومیت زن‌ها است. زن‌ها نباید از اوامر مردها خاموشانه اطاعت کنند؛ بلکه از حق خود دفاع کرده و مانند هر مردی مستقلانه و آزاد به مبارزه خود در زندگی ادامه داده و بدون ترس از کسی لبخندِ پر از مهر نثار اطرافیانش بکنند.