زنان افغانستان با کارنامه‌های خود، در دوره‌های مختلف تاریخی و همکاری‌های‌شانْ هم‌ردیف مردان همواره دست‌آوردهای چشمگیر داشته‌اند که نباید نادیده گرفته شوند.
پروانه کریمی

سهم ناچیز زنان در روند صلح افغانستان

امروزه بحث گفتگوهای صلح بسیار داغ است. صلح آرزوی دیرینه‌ی مردمان کشور ما به‌عنوان مردمان یک کشور جنگ‌زده بوده است اما این گفتگوهای صلح بدون حضور زنان و مد نظر گرفته‌شدن حقوق آن‌ها هرگز به نتیجه نخواهد رسید. تحقیقات نشان می‌دهد که در کشورهایی با تجربه‌ی جنگ، نقش زنان همواره ارزنده و تأثیرگذار بوده است. آنان به‌عنوان کسانی که بیشتر از سایر اقشار قربانی این جنگ‌ها شده‌اند، نیاز است تا حضور پررنگ در این مذاکرات داشته باشند.

زندگی در عصر طالبان برای مردان و پسران هم عاری از مشکلات نبود. با این وجود قوانینْ برای پسران و مردان به‌اندازه‌ی زنان سختگیرانه نبوده است.
پروانه کریمی

نگرانی‌های یک دانش‌آموز از بازگشت امارت اسلامی

طالبان از زمان ورودشان تا شکست‌شان و تشکیل دولت انتقالی، جز تباهی، ویرانی و خرابکاری چیزی به‌جا نگذاشتند. چنانچه آنان با اعدام‌نمودن داکتر نجیب، رئیس‌جمهور آن زمان، به حکومت‌شان نقطه‌ی آغازین بخشیدند. با آمدن طالبان ترس و وحشت همه‌جا را فرا گرفته و آرامی و خوشبختی از کشور رخت بسته بود. آن‌ها در سال ۱۳۷۹ با منفجرساختن مجسمه‌های بودا در بامیان نه‌تنها یکی از میراث‌های تاریخی و فرهنگی کشور را از بین بردند بلکه هویت یک نسل را نیز با آن با خاک یکسان کردند.

بر عهده‌گرفتن مسوولیت ضمنی سقوط هلیکوپتر توسط خودِ علیپور، نشان‌دهنده‌ی نادانی سیاسی او می‌باشد که بهانه‌ی لشکرکشی حکومت را فراهم کرد.
حمزه واعظی

بحران بهسود و ضرورت دوراندیشی سیاسی

بر عهده‌گرفتن مسوولیت ضمنی سقوط هلیکوپتر توسط خودِ علیپور، نشان‌دهنده‌ی نادانی سیاسی او می‌باشد که بهانه‌ی لشکرکشی حکومت را فراهم کرد. علیپور نه از هوش سیاسی برخوردار است و نه آن استعداد مدیریتی و ظرفیت فکری لازم را دارد که بتواند به یک محور قدرتمند سیاسی-نظامی تبدیل شود تا بدین‌وسیله قادر گردد در درازمدت، آرزوهای سیاسی و غرور اجتماعی عقیم هزاره‌هارا برآورده نماید. به همین خاطر، هزینه‌کردن سیاسی برای اسطوره‌ساختن او، نه معقول است و نه مبتنی بر درک منافع استراتژیک جامعه هزاره.

هشت مارچ هیچ‌گاه ربطی به موفقیت‌های فردی چند زنی که همیشه از آن‌ها به‌نام زنان برتر یاد می‌شود، ندارد. هشت مارچ روز جهانی‌ زنان توده است.
فرید ارشاد

هشت مارچ؛ تجلیل از زنانِ بی‌چهره

هشت مارچ روز زنان کارگر است که در کارگاه‌های کارآفرینان و نیکوکاران و خیّرها استثمار می‌شوند. روز زنانی است که در مناسبات سرمایه‌داری نه انسان به حساب می‌آیند و نه صاحب حقوق انسانی‌اند. روز زن روز یادآوری ضرورت مبارزه با احقاق حقوق زنان با حرکات‌های جمعی و رهایی از ساختارهای سلطه و ستم است نه لبخندِ پسا-موفقیت فردی یک زن.

زنانِ هزاره هم بیکار ننشسته و برای دختران که هم به مسجد می‎روند و هم در کارهای خانه هم‎کاری می‎کنند، رسم و هنر پشینیان را می‎آموزد.
پورپامی ابدی

زمستان هزاره‎ستان

در میانِ مردان بزرگ‎سال و میان‎سال «شاهنامه‎خوانی» با جوش و خروشی ویژه اجرا می‎شود. طوری که یکی با صدای رسا آن را می‎خواند و دیگری از پشتِ او داستان را به نثر قصه می‎کند. به‌جز شاهنامه، حملۀ حیدری، بیاض، ورقه و گل‎شا و… نیز خوانده می‎شوند. در میانِ کودکان و نوجوانان در مسجد/نِمبَر «بَچکِیچَه‎خوانی» بود. قاعدۀ بغدادی/آفتِیَک، قرآن، مقدمات، کتاب‎های اخبار و… خوانده می‎شدند. جوانان هم به مدرسه می‎رفتند. تعدادی جوانانِ خانه‎نشین، میان‎سالان و مزدوران به بازی‎هایی می‎پرداختند. کودکان هم در وقتِ تفریح بازی‎هایی را می‎کنند. از مشهورترین آن‎ها می‎توان از: شیر و بز، کَتار، شِیغَی‎بازی، چهل بز، گوش‎خر، لَنگَک/ اَقُم‎سَیا، بالتی‎بازی و در میانِ مسجد از خط‎بَرجنگی نام برد.

در جامعه‌ی افغانستان که روابط در هاله‌ای از پیچیدگی‌ها و محدودیت‌هاست، زنان از طریق شناخت، درک و آگاهی می‌توانند روابط و زندگی سالم داشته باشند.
بسگل نیکزاد

استقلال اقتصادی زنان؛ خوانشی از «جنس دوم»

چرا زنان از لحاظ جایگاه، مسؤولیت و صلاحیت پایین‌تر از مردان قرار دارند؟ زنان چگونه می‌توانند استقلالیت، خودکفایی و جایگاه بلند اجتماعی، اقتصادی و … را کسب کنند؟ زنان به‌رغم داشتن استعدادها و توانایی‌های همسان با مردان، از کارکرد و مؤثریت کمتر در جامعه برخوردار است. برای پی‌بردن به دلایل آن، زندگی زنان را به مراحل کودکی، بلوغ، نوجوانی، جوانی، مادری و کهن‌سالی مورد بررسی قرار می‌دهیم.

از دید من «پیراهن گلدار» یکی از بهترین داستان‌های زریاب است. او در این داستان جامعه‌ی طبقاتی و وضعیت یک خانواده‌ی فقیر شهری را به تصویر کشده است.
عظیم بشرمل

رهنورد زریاب و آرزوی جامعه بی‌طبقه

از دید من «پیراهن گلدار» یکی از بهترین داستان‌های زریاب است. او در این داستان جامعه‌ی طبقاتی و وضعیت یک خانواده‌ی فقیر شهری را به تصویر کشده است. داستان بر محور یک خانم فقیر و دختر ریزه‌گک‌اش می‌چرخد. آن‌ها در خانه‌ی کرایی زندگی می‌کنند. صاحب خانه از آن‌ها می‌خواهد تا خانه را ترک کنند. مادر و دختر در کوچه‌ها به‌دنبال خانه‌ی کرایی می‌گردند. به‌خاطر وضعیت فقیرانه و روزگار بد‌شان به‌حدی تحقیر و توهین می‌شوند که در پایان داستان هردو به گریه می‌افتند.

سلیمان لایق، صدای ستم‌دیده‌ها و غریبان افغانستان بود. لایق به بامیان رفت، جلو مجسمه بودا در وصفش شعر دکلمه کرد. شعری هم تحت عنوان «دریای پنجشیر» دارد.
معصومه شریفی

در سوگ یک سوسیالیست انقلابی

تاریخ در حق حزب دموکراتیک خلق افغانستان قضاوت نامنصفانه‌ای کرده است. چون دوره‌ی حاکمیت این حزب در افغانستان تحت‌الشعاع پروپاگندهایی قرار گرفت که جهادی‌های (به‌اصطلاح) فاتح از یک‌سو و اربابان اروپایی-آمریکایی‌شان از سوی دیگر، از تریبیون رسانه‌ها و مساجد و منابر در اذهان عامه تزریق کردند. اکنون مسعود، قهرمان ملی خوانده می‌شود؛ مزاری، شهید وحدت ملی؛ گلبدین حکمتیار نماینده‌ی خدا بر روی زمین؛ ولی بنیانگذاران حزب دموکراتیک خلق، جنایت‌کار و وطن‌فروش.

دوم اسد، یادآور تلخ‌ترین و فاجعه‌آمیز‌ترین راهپیمایی مدنی است که به شکل بی‌رحمانه‌ای به خاک و خون کشیده شد. راویان روشنایی می‌گفتند و می‌نوشتند؛
قربان دانش

دوم اسد؛ روز سیاه در مسیر روشنایی

در آن‌روز جوان‌های زیادی کشته‌ شدند.‌ بعدها گزارش‌ها می‌گفتند هشتاد و شش جوان تحصیل‌کرده در آن‌روز قربانی شدند‌. دوم اسد، یادآور تلخ‌ترین و فاجعه‌آمیز‌ترین راهپیمایی مدنی است که به شکل بی‌رحمانه‌ای به خاک و خون کشیده شد. راویان روشنایی می‌گفتند و می‌نوشتند؛ از آن حادثه غم‌انگیز به مادری که تنها کیف‌پول و عکسی از فرزندش به یادگار ماند. به کودکی که تنها شناسنامه‌ی پدرش‌. به زنی تنها دست سوخته‌ی بی‌بدن شوهرش. به دختری دستمال‌گردنی که به دوست‌پسرش هدیه داده بود.