توافق‌نامه آبراهام و آرایش جدید استراتژیک در خاورمیانه

 عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسراییل، در قالب توافق‌نامه آبراهام (ابراهیم)، یکی مهم‌ترین تحولات بین‌المللی سال ۲۰۲۰م. تلقی می‌شود. کشورهایی چون بحرین، سودان و مراکش بعد از امارات متحده یکی در پی دیگر به عادی‌سازی روابط با تل‌آویو اقدام نمودند. در حال حاضر، در حدود شش کشور عربی علاوه بر مصر در ۱۹۷۹ و اردن در ۱۹۹۴م. اسراییل را به‌رسمیت می‌شناسند. اگرچه گفته می‌شود عادی‌سازی روابط تلاش‌های وافر دیپلومات‌های کاخ سفید به‌ویژه جرد کوشنر است؛ اما این کشورها قبل از اعلام عادی‌سازی روابط نیز با اسراییل ارتباط داشتند. آقای ترمپ در تلاش بود تا از این موضوع به‌عنوان جهت‌دادن افکار عمومی به‌نفع خویش در انتخابات ریاست‌جمهوری استفاده نماید.

روابط برخی کشورهای عربی قبل از اعلام عادی‌سازی روابط

برخی از کشورهای عربی توافق‌نامه عادی‌سازی روابط را منوط به تعلیق در آوردن برنامه‌ی الحاق کرانه‌ی باختری، رسماً به امضا رسانیدند.  روابط کشورهای فوق با تل‌آویو به قبل از اعلام توافق‌نامه آبراهام برمی‌گردد. بارها رسانه‌های بین‌المللی از دیدارهای رهبران عربی با مقامات اسراییل خبر داده‌اند. نتانیاهو نیز در برابر فضای عمومی از تقویت و گسترش روابط با کشورهای عربی سخن می‌گفت. امارات و اسراییل از سال ۱۹۹۳م. باهم همکاری داشتند. در سال ۲۰۱۵م امارات به اسراییل اجازه داد تا دفتر دیپلوماتیک‌اش را در ابوظبی جهت سهل‌سازی مشارکت در سازمان/ آژانس بین‌المللی انرژی تجدیدپذیر، تأسیس نماید. بحرین در سال ۲۰۱۹م در کنفرانس کارآفرینی، کنفرانسی با محوریت دریانوردی و نشست اقتصادی برای معامله‌ی قرن، با هیئت‌های اسراییلی در راستای عادی‌سازی روابط تلاش می‌نمود. مراکش و تل‌آویو در دهه‌ی ۱۹۹۰م روابط مخفیانه‌ی دیپلوماتیک داشتند. عمان در سال ۲۰۱۸م میزبان نخست‌وزیر اسراییل بود. عربستان سعودی به پروازهای تجاری اسراییل از حریم فضایی ریاض موافقت نمود. این کشور در اقدام دیگری با تصمیم ترمپ مبنی بر انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به اورشلیم (بیت‌المقدس) همراه شد.

موارد فوق دال بر وجود روابط میان برخی کشورهای عربی با اسراییل قبل از توافق‌نامه‌ی آبراهام است. اگرچه گمانه‌هایی وجود داشت که گویا عمان و عربستان سعودی کاندیداهای بعدی برای امضای توافق‌نامه‌ی صلح اند؛ اما در نتیجه‌ی انتخابات آمریکا و انتخاب بایدن به‌عنوان رییس‌جمهور، عمان و سعودی از امضای علنی توافق‌نامه تا اکنون ابا ورزیده‌اند.

دلایل عادی‌سازی روابط
۱. اقتصاد

اسراییل واردکننده‌ی نفت است. کشورهای نفت‌خیز حاشیه خلیج فارس می‌توانند نفت اسراییل را تأمین کنند. از سوی دیگر اسراییل ذخایر بزرگ گاز را در اختیار دارد. در سال ۲۰۱۸ حدود ۱۱ میلیون متر مکعب گاز تولید کرده است. کشورهای فوق با خرید گاز از اسراییل بازار گاز را که قبلاً از ایران خریداری می‌کردند، متحول و متنوع می‌سازند. اسراییل عضو سازمان همکاری و تجارت جهانی است و با بسیاری از  شرکت‌های تجاری چون اپل و مایکروسافت و کشورهای بزرگ چون آمریکا قراردادهای اقتصادی دارد. بنابراین، تمام این امیتازات اقتصادی در قالب عادی‌سازی روابط برای کشورهای فوق میسر است.

۲. به‌رسمیت‌شناختن اراضی و بیرون‌شدن از فهرست تروریستی آمریکا

سودان یکی از دشمنان بالقوه‌ی اسراییل و از هم‌پیمانان ایران بود. سطح خصومت‌ها میان دو طرف درحدی بلند بود که اسراییل به نیروهای سودان جنوبی برای جدایی کمک‌های تسلیحاتی می‌نمود. وعده‌های آمریکا، امارات و عربستان گردشی ۱۸۰ درجه‌ای را در سیاست خارطوم در برابر اسراییل به‌وجود آورد. واشنگتن وعده داده است در زودترین فرصت نام سودان را از فهرست تروریستی پاک خواهد کرد. امارات و عربستان وعده‌های هنگفت مالی برای بیرون‌آمدن سودان از فقر شدید داده‌اند. آمریکا نیز اذعان کرده است که در وهله‌ی نخست، حدود ۹۰ میلیون دالر به سودان کمک می‌کند. اسراییل هم گفته است که هیئت‌هایی را برای بررسی کمک به خارطوم می‌فرستد. سودان در برابر بیرون‌شدن از فهرست تروریستی آمریکا و کمک‌های مالی با اسراییل توافق‌نامه امضا کرد.

در مقابل، تل‌آویو در خارطوم حضور نظامی خواهد داشت که حضور اسراییل را در شمال آفریقا تضمین می‌کند. آمریکا در بدل عادی‌سازی روابط مراکش با اسراییل، حاکمیت مراکش را بر اراضی صحرای غربی به‌رسمیت می‌شناسد. مراکش نیز اعلام نمود که آمریکا کنسولگری‌اش را در صحرای غربی باز خواهد کرد. صحرای غربی در جریان درگیری‌های میان موریتانی، جبهه‌ی پولیساریو و مراکش به‌دست رباط افتاد. که به‌رسمیت‌شناختن این اراضی از سوی آمریکا برای مراکش امر مهم تلقی می‌شود.

۳. امور اطلاعاتی و نظامی

بحرین با استفاده از عادی‌سازی به‌عنوان امتیاز، در صدد است تا با آمریکا جهت خرید جنگنده‌های F-35 و هواپیماهای بدون سرنشین، قرارداد عقد کند. این کشور نیز در تلاش است تا با خرید سیستم‌های دفاعی، امنیت فضای هوایی خویش را تأمین نماید. از سوی دیگر آمریکا برای اماراتی‌ها وعده‌ی تسلیحات پیش‌رفته داده است. این تسحلیات شامل جنگنده‌های F-35 و هواپیماهای جنگی الکترونیکی است. از این‌رو این کشورها توافق‌نامه آبراهام را فرصتی برای تجهیز نیروی دفاعی و خرید جنگده‌های پیش‌رفته آمریکایی می‌دانند. همکاری اسراییل در موضوع امنیت سایبری که از تجارب زیادی نیز برخوردار است، برای کشورهای عرب از اهمیت بالایی برخوردار است.

اسراییل می‌تواند از امارات به‌عنوان پایگاه اطلاعاتی استفاده نماید. احتمال این‌که اسراییل در امارات حضور نظامی داشته باشد، خیلی محتمل به‌نظر نمی‌رسد. ولی در صورت حضور اسراییل در همسایگی ایران، منجر به حداقل رسیدن تهدیدات از سوی حزب‌الله در برابر اسراییل خواهد شد. همکاری‌های اطلاعاتی و نظامی در قالب عادی‌سازی روابط صورت می‌گیرد.

۴. موزانه‌سازی در برابر ایران

در سال‌های اخیر روابط میان کشورهای عربی و اسراییل وجود داشت که یکی از دلایل آن خصومت با حزب‌الله و ایران بود. گسترش حضور ایران در کشورهایی چون سوریه، عراق، لبنان و یمن بعد از تحولات بهار عربی ۲۰۱۱م احساس تهدید مشترک را برای عربستان و کشورهای هم‌سوی ریاض به‌وجود آورد. برتری نیروهای مقاومت در سوریه و پیشتازی حوثی‌ها در یمن، روند ائتلاف‌سازی عربستان را در منطقه تسریع بخشید. نزدیکی کشورهای عربی با اسراییل به صف‌آرایی جدیدی در مقابله با ایران منتج شده است. برخی کشورهای عربی در تلاش‌اند تا از ظرفیت‌های نظامی و تسلیحاتی اسراییل به‌عنوان ابزار فشار در برابر ایران استفاده نمایند. از سوی دیگر، در صورت محتمل‌شدن حضور پایگاه‌های اسراییل در امارات، تل‌آویو در برابر حضور نیروهای حزب‌‌‌ الله لبنان هم‌پیمان ایران در همسایگی اسراییل به موازنه‌سازی و خنثی‌سازی‌‎ تهدیدات از سوی حزب‌الله می‌پردازد. صف‌بندی‌های جدید در خاورمیانه و عادی‌سازی روابط در کنار دلایل دیگر احساس تهدید مشترک و موازنه‌سازی در برابر ایران است.

۵. بیرون‌شدن اسراییل از انزوا

اسراییل در تلاش است تا در قالب عادی‌سازی روابط به انزوای خویش در منطقه پایان دهد. و این فرصت بزرگ و تاریخی برای تل‌آویو است. در واقع به‌رسمیت شناختن اسراییل از سوی برخی کشورهای عربی، استراتژی «دیوار آهنین» را محقق ساخت. این استراتژی در سال ۱۹۲۰م مطرح شد و هدف اصلی آن حامل این پیام بود که گویا سرانجام  قدرت اسراییل باعث می‌شود تا کشورهای عربی راهی جز به‌رسمیت شناختن اسراییل نداشته باشند.

آینده‌ی مبهم خاور میانه

اعلام عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسراییل منتج به صف‌آرایی‌های جدید در منطقه شده است. فروش جنگده‌های پیش‌رفته‌ی آمریکایی برای امارات و بحرین، روند نظامی‌سازی را در منطقه تسریع می‌بخشد. اسراییل تلاش می‌کند تا با نزدیکی به مرزهای ایران از طریق همسایگانش موازنه‌ی تهدید را برقرار کند. بنابراین در صورت گسترش جبهه‌ی عبری-عربی در برابر ایران، این احتمال را بیشتر می‌سازد که تهران با به‌کارگیری از توانمندی‌های نظامی چین و روسیه برای توازن‌بخشی در منطقه استفاده نماید. در صورت محتمل‌شدن این گرینه؛ کشورهای همسو با عربستان و اسراییل به پشتیبانی آمریکا در یک‌سو، و در سوی دیگر ایران و جبهه‌ی مقاومت با پشتیبانی روسیه و چین معادله را در منطقه پیچیده‌تر خواهد ساخت. به اعتقاد برخی از پژوهشگران حوزه‌ی خاورمیانه، صف‌بندی‌های فوق سطح تنش در منطقه به‌خصوص در مقابل ایران را بیشتر خواهد کرد.

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.