مشعل تغییر؛ «سازمان جوانان مترقی افغانستان»

«سازمان جوانان مترقی افغانستان» نام آشنا و جریان تأثیرگذار در راستای نهادینه‌سازی مارکسیسم-لنینیسم در افغانستان می‌باشد. سازمان جوانان مترقی از جریان‌هایی به‌نام محفل محمودی، محفل یاری و محفل باختری، که در کنار اعتقاد به مارکسیسم-لنینیسم پیرو اندیشه‌های مائو تسه‌تونگ هم بودند و افکار رویزیونیستی حزب دموکراتیک خلق را رد می‌کردند، در اوایل دهه‌ی چهل شمسی به‌رهبری اکرم یاری عرض وجود کرد. مجموع این محافل در خزان ۱۳۴۴ «سازمان جوانان مترقی» را بنیاد نهادند. بنیانگذاران این جریان را اکرم یاری، داکتر صادق یاری، عبدالرحیم محمودی (برادر داکتر عبدالرحمن محمودی، بنیان‌گذار حزب خلق)، هادی محمودی و تعدادی دیگر از طرفداران باقیمانده از «حزب خلق» به رهبری داکتر محمودی تشکیل می‌دادند.

اکرم یاری کی بود؟

اکرم یاری در ۱۳۲۰ خورشیدی، در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی، در خانواده‌ی عبدالله، پسر یار محمد، که یک متنفذ محلی بود، به دنیا آمد. پدر اکرم یاری از پیش‌گامان معارف عصری جاغوری بود که اکرم یاری دوره‌ی ابتدائیه تحصیل خود را در محل تولد خود سپری کرده است.

محمدسرور یاری، بزرگترین پسر عبدالله و برادر بزرگ اکرم یاری، از طریق بورسیه تحصیلی به آمریکا رفت که بنا بر تحریکات عوامل دربار در جریان تحصیل به قتل رسید. جنازه‌ی محمدسرور در یک تابوت سربسته، بدون این‌که خانواده‌اش فرصت دیدن چهره او داشته باشد، در کارته سخی به خاک سپرده شد. در میان مردم کابل این افواه پخش شد که محمد سرور به دستور پسر ظاهرشاه توسط یک موتر به‌قتل رسیده است و چون جنازه‌اش فقط توته‌های گوشت و استخوان بوده، به خانواده‌اش نشان داده نشد.

ظاهرشاه به‌خاطر این‌که بتواند از شورش در منطقه جلوگیری کند به نفوذش گسترش داد و به اکرم یاری لقب شهزاده را داد. اکرم یاری در دربار به‌حیث گروگان نگهداری می‌شد به‌قول خودش «مثل برده بودم». بعد اکرم خلاف خواست شاه از دربار خارج شد و به زندگی در بین توده‌ها رو آورد و بعد از فراغت از لیسه حبیبیه به دانشگاه کابل، دانشکده ساینس، راه یافت. وقتی دانشگاه را تمام کرد در لیسه نادریه کابل به تدریس مشغول گردید.

اکرم یاری وقتی هنوز جوان و متعلم مکتب بود، با تأثیرپذیری از برادر بزرگترش (صادق علی یاری)، با آثار مارکسیستی-لنینستی آشنا شد. در آن موقع، یعنی دهه ۳۰ شمسی، که دوره‌ی صدارت استبدادی سردار دیوانه (داوود خان) بود، محافل کوچکی از روشنفکران چپ در کابل شکل گرفته بود که به مطالعه‌ی آثار مارکسیستی-لنینیستی می‌پرداختند و درمیان خودشان به جروبحث‌های محفلی ادامه می‌دادند.

سازمان در برابر حزب

وقتی دوره‌ی صدارت داوودخان پایان یافت و دوره دموکراسی کذایی ظاهرشاهی آغاز شد، یک تعداد چهره‌های معلوم‌الحال به‌اصطلاح چپ که کارنامه‌های خاینانه‌شان در مبارزات دوره‌ی هفت شورا و سال‌های بعد از آن تبارز آشکار یافته بود، تحت رهبری عناصر فاسدی چون نورمحمد تره‌کی و ببرک کارمل، در اوایل زمستان ۱۳۴۳، حزب دموکراتیک خلق افغانستان را به‌مثابه بلندگوی ایدیولوژیک-سیاسی رویزیونیست‌ها و سوسیال‌امپریالیست‌های تازه‌به‌قدرت‌رسیده تأسیس کردند.

در این زمان بود که اکرم یاری نقش پیشرو تاریخی‌ای را در موضع‌گیری علیه رویزیونیسم و سوسیال‌امپریالیزم آن وقت و رویزیونیست‌های مزدور آن‌ها در افغانستان بر عهده گرفت.

سازمان جوانان مترقی با داشتن برنامه‌های مترقی‌خواهانه، ملی و روشنگرایانه به‌زودی بین شاگردان مکاتب، به‌خصوص لیسه حبیبیه، دانشجویان دانشجویان دانشگاه کابل و سایر روشنفکران و فرهنگیان محبوبیت خاص پیدا کرد و هواخواهان زیادی را گرد هم آورد. در انتخابات اتحادیه دانشجویان که در سال ۱۳۴۸ برگزار گردید، از ۴۳ نماینده ۲۲ نماینده از سازمان جوانان مترقی در اتحادیه راه یافتند.

شعله جاوید

در سال ۱۳۴۷ این سازمان جریده‌ای به نام «شعله جاوید» ایجاد و منتشر کرد. این نشریه هرچند زیر عنوان «ناشر افکار دموکراتیک نوین» که الهام‌گرفته از تئوری «دموکراسی نوینِ» مائو در چین بود، پخش می‌شد و نامی از سازمان جوانان مترقی را بر خود نداشت، اما در عمل شعله جاوید ارگان نشراتی سازمان جوانان مترقی بود. این نشان می‌دهد که سازمان جوانان مترقی به‌صورت مخفی به روشنگری در جامعه تلاش می‌ورزید.

اولین شماره «شعله جاوید» در ۱۴حمل ۱۳۴۷ انتشار یافت. هادی محمودی، عین علی بنیاد، عبدالله محمودی، انجینیر عثمان (مشهور به عثمان لندی)، مضطرب باختری (اسحق نگارگر) و واصف باختری نویسندگان مطالب و اشعار منتشره در آن بودند. اما گرداننده و تئوریسن اصلی پس پرده آن شخصی به‌نام اکرم یاری بود که نامش در هیچ جای به چشم نمی‌خورَد. بعد از انتشار شماره یازدهم (منتشره ۲۳ جوزا ۱۳۴۷)، این نشریه تأثیرات شگرف روی افکار مردم و جوانان گذاشت که بالاخره دولت به هراس افتاد و این نشریه‌ی تسلیم‌ناپذیر و تاریخ‌ساز توسط دولت وقت توقیف گردید.

انقلاب قهرآمیز، دشمنی با ریویزیونیسم

سازمان جوانان مترقی افغانستان بر اساس اصل مارکسیستی معتقد به دگرگونی نظام سیاسی افغانستان از راه انقلاب قهرآمیز بود. آنان نظر به تحلیلی که از وضع اجتماعی و سیاسی افغانستان داشتند، نیروی عمده‌ی انقلاب را کارگران و دهقانان می‌دانستند و به همین دلیل کادرهای سازمان، که به شعله‌ای‌ها معروف بودند، به کار آگاهی‌دهی در فابریکه‌ها و روستاها پرداختند. گرچه این جریان طی چند دهه گذشته به گروه‌های مختلف منشعب شد، اما تا امروز آنانی که پیرو افکار مائو تسه‌تونگ بوده و با قاطعیت علیه نظام‌های حاکم و ارتجاع مبارزه می‌کنند، «شعله‌ای» خوانده می‌شوند.

شعله‌ای‌ها معتقد به مارکسیسم-لنینیسم و اندیشه‌ی مائو تسه‌تونگ بوده و رویزیونیسم را دشمن مارکسیسم می‌دانستند و اکثراً منتقدان سرسخت خلقی‌ها، پرچمی‌ها و اخوانی‌ها به‌شمار می‌رفتند. شعله‌ای‌ها قبل از کودتای هفت ثور، خلق و پرچم را نیروهای مزدور شوروی شمرده و به افشای اعمال و نظریات منحرف‌شان پرداختند. بعد از کودتا، خلقی‌ها و پرچمی‌ها از اولین اقداماتی که کردند، دستگیری و کشتن رهبران و اعضای جریان شعله بود که آنان را خطرناکترین مخالفان‌شان می‌پنداشتند.

«شعله جاوید» و «حزب دموکراتیک خلق» در تخاصم شدید در برابر هم قرار داشتند و این اوضاع مقارن بود با علنی‌شدن پلمیک بین حزب کمونیست شوروی و حزب کمونیست چین تحت رهبری مائو تسه‌تونگ. این زمانی بود که چین، انحراف و رویزیونیسم آشکار حزب کمونیست شوروی را افشا نموده خیانتش را به امر انقلاب و قربانی‌های مردم شوروی تحت رهبری استالین برملا می‌ساخت. جزئیات این اختلافات را چین در جزوه‌ای که به «نه تفسیر» مشهور شد، انتشار داد.

ظرفیت بالا، ضعف رهبری

«شعله جاوید» در مدت‌زمان محدود، جمع وسیعی از مردم و روشنفکران را به دورش جمع کرد و در سراسر کشور هواداران زیادی یافت و به مهم‌ترین جریان روز بدل شد و در هر گوشه و کنارْ زحمت‌کشان و روشنفکران به طرفداری از«شعله جاوید» دست به تظاهرات و جلسات می‌زدند، اما رهبران این جریان از سازماندهی و سمت‌دهی درست این توده‌ی وسیع عاجز بودند.

در یک تلگرام محرم که به تاریخ ۲۰۰۱ از رده‌بندی خارج گردید، از «رشد گروه‌های چپ در افغانستان» گزارش داده شده و در مورد جریان «شعله جاوید» گفته شده است: «در تقربیاً تمامی اکسیون‌هایش، شعله جاوید می‌تواند جنگجویان وسیع و به‌خصوص فعالان زن را بیرون کشد. شاید یگانه گروپی باشد که جمع وسیع زنان در آن عضویت دارند…. به نظر می‌رسد که قوت شعله جاوید به‌صورت پیوسته در مکاتب عالی، ولایات و دانشگاه‌ها رو به ازدیاد است… در میان تمامی گروپ‌های چپ، شعله جاوید احتمالاً به‌خاطر شهرت روزافزون جهت تغییرات بنیادی، صفات جوانان‌پسند، شناسایی اقلیت‌های مورد ستم و سهمی که “شهدا” به این جریان ادا نموده، بالاترین پتانسیل رشد را دارا می‌باشد.»

کمبودهای درونی در سطح رهبری «سازمان جوانان مترقی»، خودخواهی‌های فردی و گروهی و عدم تحمل رهبری یک هزاره شیعه بر سازمان از طرف‌ بعضی پشتون‌ها باعث شد که در اوایل دهه پنجاه شمسی دسته‌های متعدد با نظریات و انتقاداتی که داشتند از سازمان جدا شوند و تشکل‌های جدیدی را ایجاد کنند.

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.