تغییرات سیاسی-اجتماعی افغانستان؛ روند رو به زوال

روند تغییرات اجتماعی-سیاسی در جامعه معمولاً باعث تشکیل آشکار و یا پنهان پنج گروه می‌شود. گروهی که به‌آسانی تغییر را می‌پذیرند و برای تسریع این روند تلاش ...

داشتن نظام جمهوری به‌جای امارت اسلامی، با آن‌که تحول سیاسی است، تغییر اجتماعی را نیز به همراه دارد. اگر این تحول سیاسی نتواند تغییرات اجتماعی را به همراه داشته باشد، همواره مورد تهدید خطر بازگشت قرار می‌گیرد. در این نوشته تلاش خواهد شد با توجه به واقعیت‌های اجتماعی-سیاسی، قدرت‌مندشدن طالبان پس از شکست و خطر بازگشت جمهوریت به امارت، مورد بحث قرار داده شود. 

اگر متوجه شده باشید، سیاست افغانستان در گذشته‌ها، به‌شدت قومی و دینی بوده است، که همین خصوصیت را با شدت کم‌تر از گذشته اکنون نیز با خود دارد. از آن‌جایی که می‌دانید، وضعیت فهم و دانش در کشور ما بسیار ضعیف است و وضعیت قومی-دینی سیاست، پیش از آن‌که بتواند چراغ راه ما باشد، شب تاریکِ سد راه ما شده است. در این وضعیت، دینی و قومی‌بودن سیاست، گویای این واقعیت است که تغییر سیاسی-اجتماعی در نزد جامعه به معنای تغییر قومی-دینی معنا می‌شود.

کانال یوتیوب پیرامون را سبکسرایب کنید.

شکی نیست که جامعه به‌آسانی حاضر نیست از عقاید خود عقب‌نشینی کنند. باور مردم این است که کشور ما اسلامی است و باید نظام اسلامی داشته باشیم. این نظام اسلامی با دادن تنها پیشوند «جمهوری» می‌تواند مخدوش شود. عقیده تنها با فهم می‌تواند تحول یابد؛ بدین‌سان، تنها با بلندرفتن سطح فهم جامعه می‌توان شهروندان را به این فهم رساند که با داشتن نظام جمهوری هم می‌توان مسلمان بود! اما، بدبختانه، رسیدن شهروندان به این فهم، آسان نیست.

گاهی شاید شنیده باشید که می‌گویند، پشتون‌ها ۳۰۰ سال است که سیاست را در میان انگشتان خود چرخانده‌اند. با تأسف حفظ و افتخار به این دور ۳۰۰ ساله در میان پشتون‌های هم‌وطن ما به یک نیروی فعال و قوی سد راه تغییرات تبدیل شده است. حاکمان این مرز و بوم که بدون استثنا، همه پشتون بوده‌اند، به‌نوعی افغانستان را میراث سیاسی قوم خود دانسته که باید به همین قوم به میراث گذاشته شود. وقتی رویکرد حاکمان چنین باشد، به این معناست که حاکمان عملاً تحول سیاسی-اجتماعی افغانستان را در پای یک قبیله یا گروه قومی، گره می‌زنند. وضعیت اکنون ما تا حدودی برآمده از چنین پنداری است.

یک نکته‌ی دیگر را نیز باید یادآور شد که سیاست حاکم تا زمانی‌که سیاست قبیله‌ای باشد؛ نیروهای سیاسی‌که ظهور می‌کنند، نیز قبیله‌ای و قومی خواهند بود؛ پس جای تعجب نیست که احزاب فعلی افغانستان،‌ قومی و قبیله‌ای‌اند.

پیرامون را در تویتر دنبال کنید.

روند تغییرات اجتماعی-سیاسی در جامعه معمولاً باعث تشکیل آشکار و یا پنهان پنج گروه می‌شود. گروهی که به‌آسانی تغییر را می‌پذیرند و برای تسریع این روند تلاش می‌کنند. این گروه در افغانستان، بیش‌تر مربوط می‌شود به قشر باسواد و تحصیل‌کرده‌ی کشور. گروه دومی آن‌هایی استند که در مقابل تغییرات کمی از خود مقاومت نشان می‌دهند؛ اما زمانی‌که ببیند اشخاص و افراد دیگر تغییرات را پذیرفته‌اند، با پیروی از آن‌ها به روند تغییرات می‌پیوندند و آن‌را قبول می‌کنند. گروه سومی، اما بی‌طرف است. آن‌ها سرگرم تجارت و یا کار خود استند؛ اما زمانی‌که حس می‌کنند تغییرات جدی است و شغل‌شان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، یا در برابر تغییرات می‌ایستند و یا با آن‌ همراه می‌شوند. این گروه بیش‌تر با محور قرار دادن خود، ممکن است با تغییر همراه شود و یا در مقابل آن قرار گیرد. گروه چهارمی، آن‌هایی هستند که منتظرند ببینند اکثریت جامعه چه می‌کنند. آن‌ها با اکثریت همراه خواهند شد. گروه آخر، رادیکال‌های سد راه تغییرند که معمولاً این گروه به درگیری‌های شدید با گروه نخست می‌پردازد.

اکنون شما با وضعیت سیاسی که در افغانستان وجود دارد، عوامل سد راه تغییرات سیاسی و تقویت‌کننده‌ی تغییر را نیز حدس بزنید. جامعه تا چه حد بخت پذیریش تغییرات مثبت را دارد؟ در این روند، احتمال سقوط و صعود جامعه را چگونه مشاهده می‌کنید؟

نظام سیاسی ۲۰ سال اخیر که پیشوند «جمهوری» را نیز به همراه دارد؛ کوششی بود برای آوردن تغییرات سیاسی-اجتماعی، به کمک جامعه‌ی جهانی. این فرایند، اما نتوانست از گردونه‌ی تغییرات بگذرد. همواره بر فراز قله مانده است. جنگ‌ها شدت یافت. گروه پشتبان تغییرات که در رأس گروه قومی پشتون جایگاه کلیدی داشتند، بنا بر مصلحت‌های قبیله‌ای که تقریباً رنگ ملی به‌خود گرفته است، با گروه سد تغییرات با جدیت برخورد نکردند. در جامعه‌ای که اکثر شهروندان آن بی‌سواد است؛ طالبان به‌عنوان سمبولی از دین‌داری و مقاومت در مقابل نظام دموکراسی جا افتاد. اشخاص زیادی از هردو طرف، پای عقایدشان ایستادند و کشته شدند.

به کانال تلگرام هفته‌نامه پیرامون بپیوندید.

جای تعجب نیست که با وجود تلفات سنگینی که جنگ بر طالبان و دولت وارد می‌کند؛ چرا دوباره جبهات جنگ پر می‌شود! اگر طالبان جایگاه اجتماعی نمی‌داشتند، نمی‌توانستد جبهات جنگ‌شان را تقویت کنند. با گذشت هر سال، جایگاه آن‌ها در میان شهروندان بی‌سواد که بیش‌تر از یک قوم استند، بیش‌تر تقویت شد. شاید این تاکتیک آن‌ها بوده باشد که با دوام‌آوردن، به‌عنوان گروه سنت‌گرا و مخالف تغییرات، خود را در باورهای مردم ساده‌لوح جای دهند و ادعا کنند که پاسدار ارزش‌های اسلامی استند. اکنون، پس از بیست سال جنگ، از میان پنج گروه اجتماعی که در تغییرات اجتماعی آشکار و یا پنهان تشکیل می‌شود، به نظر می‌رسد ما سه گروه داریم: دو گروه مخالف و یک گروه بی‌طرف. گروه‌های دیگر جذب طرفداران جمهوریت و امارت شده‌اند.

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین، و اشرف غنی، رییس‌جمهور فعلی افغانستان، مربوط به قوم مشخصی استند. تصور می‌شود این دو رییس‌جمهور بنا به افتخار و حفظ حکومت ۳۰۰ ساله‌ی‌شان، اقداماتی را انجام دادند که اکنون باعث بروز خطر از دست رفتن ارزش‌های دموکراتیک شده است. این خطر قابل تشویش است، چون ارزش‌های ۲۰ ساله می‌تواند به‌آسانی، قربانی ارزش‌های ۳۰۰ ساله شود. اکنون در میز مذاکرات، در هر دو طرف میز کسانی بر ارزش‌های ۳۰۰ ساله‌ی قبیله‌ای و ۲۰ ساله‌ی ملی چانه می‌زنند که به‌طور مستقیم یا غیر مستقیم، خود را پاسدار ارزش‌های قبیله‌ای می‌دانند.

حامدکرزی با «برادر» خواندن طالبان هم به آن‌ها میدان داد تا خود را نمایش دهند، هم مشروعیت عقیدتی خود را نزد شهروندان ضعیف کرد و هم زمینه‌ی قباحت‌زدایی از گروه طالبان را نزد شهروندان مهیا کرد. با این کار کرزی، طالبان تقویت شد؛ تا جایی‌که دیگر آن‌ها از خالی‌ماندن سنگرهای‌شان هیچ هراسی نداشتند. اگر ۱۰۰ کشته می‌دادند، ۲۰۰ تن دیگر جذب می‌کردند؛ چون به کمک غیر مستقیم کرزی آن‌ها جایگاه اجتماعی خود را نزد مردم تقویت کرده بودند. رقابت نیابتی،‌ قدرت‌های کشورهای منطقه و قاچاق مواد مخدر نیز به‌راحتی اسلحه و معاش آن‌ها را تأمین می‌کرد.

فیسبوک پیرامون را دنبال کنید.

با رییس‌جمهور شدن اشرف غنی، وی بدون این‌که چانس خود را در سرکوب‌گری طالبان آزمایش کند؛ آن‌ها را به‌عنوان کتله‌ی معادل و مخالف دولت قبول کرد. آن‌ها با پرچم مستقل با دولت در میز مذاکره حضور یافتند. اکنون بیم آن‌ می‌رود که تلاش گروه پشتیبان تغییرات سیاسی-اجتماعی این باشد که‌ با چسپاندن «جمهوری» به بدنه‌ی امارت «جمهوری امارت اسلامی افغانستان»، از داعیه‌ی خود عقب‌نشینی کنند. اگر واقعاً چنین شود، هم ما را از دستاوردهای دو دهه‌ی اخیر دور می‌کند و هم گروه دیگری بر علیه نظام «جمهوریت» امارت اسلامی ظهور خواهد کرد!

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.