القاعده بعد از ایمن الظواهری

رسانه‌های عربی به‌نقل از منابع نزدیک به گروه شبه‌نظامی حراس الدین «شاخه القاعده در سوریه» گزارش دادند که ایمن‌الظواهری رهبر سازمان القاعده در اثر بیماری سرطان جگر در گذشته است. ایمن‌الظواهری در سال ۱۹۵۱ در مصر متولد شد و در رشته‌ی طب درس خواند و در سال ۱۹۷۵ به سازمان الجهاد پیوست. وی در سال ۱۹۸۱ به اتهام انبار جنگ‌افزار غیر قانونی در مصر بازداشت و به سه سال زندان محکوم شد.

ظواهری بعد از آزادی از زندان به افغانستان آمد و در جنگ علیه اتحاد جماهیر شوروی شرکت کرد و در همین‌جا با اسامه بن لادن آشنا گردید. ظواهری به کمک اسامه بن لادن و جنگجویان افغان عرب سازمان القاعده را بینان‌گذاری کرد. در این نبشته به آینده‌ی سازمان القاعده بعد از ظواهری می‌پردازیم، اما در ابتدا باید با جریان افغان‌العرب آشنا شویم.

افغان‌العرب‌ کی‌ها بودند؟

این اصطلاح بر جوانانی اطلاق می‌شد که به نیت جهاد و مبارزه با شوروی و کمونیسم از کشورهای عربی مثل مصر، عربستان، الجزایر، لیبی، یمن و غیره به پاکستان و از آن‌جا به افغانستان می‌آمدند. بعد از آن این اصطلاح عام شد و به تمام جوانانی‌که در جنگ افغانستان مشارکت داشتند، گفته می‌شد. اکثر این جوانان از سازمان‌های جهادی کشورهای عربی بودند که از افکار و اندیشه‌های جهادی و انقلابی سید قطب تأثیر پذیرفته بودند.

از رهبران اصلی حرکت جهادی افغان‌العرب می‌توان از «عبدالله عزام» مؤلف کتاب «آیات‌الرحمن فی جهاد الافغان» و «اسامه بن لادن» نام برد. عبدالله عزام برای نشر اخبار جهاد افغانستان، انسجام بیش‌تر جنگ‌جویان عرب و کمک‌های صحی به مجاهدین افغان نهادی را تحت عنوان «مکت‌الخدمات» و مجله الجهاد را بنیان نهاد. وی مخالف ایجاد گروه مستقل عرب‌ها بود، ایمن‌الظواهری یکی از اعضای معروف گروه جماعت الجهاد اسامه بن لادن را تشویق کرد تا یک گروه جداگانه برای جنگ‌جویان ایجاد کند که در آن عرب‌ها به‌طور مستقل علیه نیروهای شوروی مبارزه کنند. بر اثر پافشاری ظواهری اسامه بن لادن به‌رغم مخالفت عزام گروه «الماسده» یا کمین‌گاه شیران را بنیان‌گذاری کرد که در آن تنها جنگ‌جویان عرب حضور داشتند.

کانال یوتیوب پیرامون را سبکسرایب کنید.

پیتر برگن مؤلف کتاب «اسامه که من می‌شناسم» از قول اسامه بن لادن دلیل ایجاد الماسده را چنین بیان می‌کند: مجاهدین افغان بیش‌تر برای غنیمت می‌رزمند و اغلب از جنگ با کاروان‌های مجهز روسی ابا می‌ورزند، اما مجاهدین عرب برای رضای الله می‌جنگند از همین رو الماسده در کوه‌های جاجی به خار چشم روس‌ها مبدل شده است. در سال ۱۹۸۸ الماسده، قاعده انصار و جماعت الجهاد با هم یک‌جا شدند و سازمان القاعده را بنیان‌گذاری کردند.

در سال ۱۹۸۸ الماسده، قاعده انصار و جماعت الجهاد با هم یک‌جا شدند و سازمان القاعده را بینان‌گذاری کردند، رهبری سازمان القاعده بعد از خروج نیروهای نظامی اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان خارج شدند و ابتدا به عربستان سعودی و سپس به سودان رفت، ولی در اثر فشارهای آمریکا بالای سودان، رهبری القاعده دوباره به افغانستان بازگشت نمود و در این کشور مستقر گردید.

حادثه یازدهم سپتامبر و شکل‌گیری شاخه‌های القاعده

دولت آمریکا سازمان القاعده را مسؤول حملات یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ دانست و برای سرکوب این گروه به تاریخ هفت اکتبر همان سال عملیات نظامی تحت عنوان «آزادی پایدار» راه‌اندازی نمود. حمله‌ی آمریکا برای سازمان القاعده بسیار سنگین تمام شد، که در نتیجه این حمله سازمان القاعده پایگاه‌های مستحکم‌اش را از دست داد و ساختار رهبری آن متلاشی گردید و رهبران به آن‌سوی خط دیورند فرار نمودند. سازمان القاعده که قبل از حمله‌ی آمریکا ساختار سلسله‌مراتبی داشت که در رأس آن اسامه بن لادن قرار داشت به‌شکل خوشه‌ای تبدیل گردید و فرماندهان نظامی این گروه در کشورهای مختلف دست به ایجاد شاخه‌های القاعده زد، که مهم‌ترین شاخه‌های آن قرار ذیل است.

  1.  شاخه القاعده عراق؛
  2. شاخه القاعده جنوب آسیا؛
  3. شاخه القاعده آفریقا؛
  4. شاخه القاعده شبه‌جزیره عرب؛
  5. شاخه القاعده مصر؛

ایجاد شاخه‌های القاعده برای رهبری این گروه کارکرد دوگانه به‌دنبال داشت. شاخه‌های القاعده از یک‌سو باعث گسترش فعالیت این گروه در سراسر جهان اسلام گردید و از سوی دیگر با گسترش فعالیت نظامی خشن این شاخه‌ها، رهبری سازمان القاعده از شاخه‌های این گروه به‌خصوص شاخه‌ی عراق و یمن ناراض گردید، چون عمل‌کرد این شاخه‌ها در بعضی موارد «زیاده‌روی در مسأله‌ی تکفیر، برخورد خشن با مسلمانان و تشکیل دولت اسلامی» با استراتیژی عمومی القاعده در تضاد قرار داشت.

اختلافات در دورن سازمان القاعده

سازمان القاعده مجموعه‌ای از جنگجویان کشورهای مختلف اسلامی و عربی است، اما نقش شهروندان عربستان صعودی، مصر و سپس عراق در آن برجسته گردید، از آوان تشکیل این سازمان میان اعضای مصری و عربستانی آن اختلافات وجود داشت، که این اختلافات ریشه در تاریخ این کشورها دارد. امجد ابو العز، یکی از اعضای القاعده و نویسنده‌ی کتاب «حرف‌های ناگفته» از زبان اعضای عربستانی این سازمان می‌نویسد که: «اسامه بن لادن شیری است که از سوی شغالان مصری محاصره شده است و جوانان عربستانی به شیخ اسامه دسترسی ندارند».

اختلافات میان اعضای القاعده بعد از سال ۲۰۰۱ و شکل‌گیری شاخه‌های آن تشدید گردید، رهبری القاعده با شاخه‌هایش در سه محور اختلاف جدی داشت.

زیاده‌روی در مسأله تکفیر

یک سال پس از کشته‌شدن اسامه بن لادن، تعداد ۱۷ سند از حالت محرمانه‌بودن خارج شد و اجازه‌ی انتشار یافت. این اسناد شامل ایمیل‌ها، نامه‌ها و پیش‌نویس نامه‌هایی بودند که از اقامت‌گاه وی به‌دست آمده بود. این نامه‌ها توسط اسامه بن لادن، محمد عطیه، ابو یحیی لیبیایی و ایمن‌الظواهری نوشته شده بود و به رهبران شاخه‌های القاعده در سراسر جهان اسلام ارسال شده بود.

پیرامون را در تویتر دنبال کنید.

اسامه بن لادن در یکی از نامه‌ها نسبت به زیاده‌روی در استفاده از واژه‌ی تکفیر از سوی رهبران القاعده هشدار می‌دهد و تکفیر بدون ضوابط شرعی را خطرناک می‌داند: «در شبکه انترنت اصطلاح «روش سلفیه جهادی» مطرح شده است و می‌گویند فلانی به اساس روش سلفیه جهادی عمل نمی‌کند. این یک موضوع بسیار خطرناک است؛ به‌ویژه برخی از سران این جریان که به ما نسبت داده می‌شوند، سخنانی بسیار افراطی به زبان می‌آورند و مردم را به‌گونه‌ای توصیف می‌کنند که گویی گناه‌کار هستند».

بن لادن با انتقاد شدید از این افراد که در موضوع حساس تمایز سلفی افراط کرده و دیگران را رد می‌کنند، می‌گوید: «ما تنها به سلفی‌ها و پیروان مذاهب محدود نمی‌شویم؛ بلکه ما متعلق به تمام امت هستیم».

برخورد خشن با مسلمانان

رهبران نسل اول القاعده همواره جنگجویان‌شان را تشویق می‌کردند تا علیه اهداف آمریکایی و اسراییلی دست به اقدام بزنند و از برخورد نظامی در کشورهای اسلامی تا حد ممکن جلوگیری کنند. حملاتی که تحت نظر و اشراف رهبران نسل اول القاعده (اسامه و ظواهری) صورت گرفتند، همه علیه اهداف آمریکایی بود که از حمله‌ها بالای کشتی آمریکایی در خلیج عدن یمن، سفارت‌های آمریکا در کینیا و تانزانیا و حمله یازدهم سپتامبر به‌عنوان نمونه یادآوری کرده می‌توانیم. ظواهری و اسامه به اعضای این گروه گوش‌زد می‌کرد که مقبولیت مردمی سازمان القاعده در جهان اسلام ناشی از حملات این گروه علیه آمریکا و یهودیان است.

بعد از حادثه‌ی یازدهم سپتامبر رهبران ارشد این گروه در دو سوی خط دیورند مخفی شدند و ارتباط‌شان با شاخه‌های نوتشکیل این گروه تا حدودی قطع گردید. رهبران شاخه‌های القاعده که نسل دوم این گروه به‌شمار می‌رفت و به‌تازگی عضویت این سازمان را به‌دست آورده بودند، آگاهی لازم از استراتیژی این گروه نداشتند. از همین‌رو با تغییر در استراتیژی و تاکتیک‌های نظامی این گروه دست به حملاتی زدند که موجب خشم رهبران طراز اول این گروه گردید.

ابو مصعب الزرقاوی، یکی از این فرماندهان نظامی القاعده بود که استراتیژی این گروه در بخش نظامی را تا ۱۸۰ درجه تغییر داد. وی در پهلوی حمله به نظامیان آمریکایی در عراق، شهروندان مسلمان عراق که با آمریکا هم‌پیمان بودند را نیز هدف حمله قرار می‌داد. وی به اساس «فقه ضرورت»، کشته‌شدن مسلمانان غیر نظامی در عملیات این گروه را نیز روا می‌دانست و حمله بالای مسلمانان شیعه در اولویت وی قرار داشت.

به کانال تلگرام هفته‌نامه پیرامون بپیوندید.

کشتن بی‌رویه‌ی غیر نظامیان مسلمان از سوی شاخه‌های القاعده خصوصاً شاخه‌ی عراق، خشم رهبری این گروه را برانگیخت و دستور توقف آن را صادر کرد، اما فرماندهان نظامی این گروه که در میدان‌های داغ نبرد قرار داشتند به این فرامین گوش ندادند. ابو مصعب الزرقاوی به‌گونه‌ای آشکار می‌گفت که باید نقش فرماندهان نظامی میدانی سازمان القاعده از رهبری منزوی این گروه که در کوه‌پایه‌های افغانستان و پاکستان مخفی شده‌اند، بیشتر باشد.

تشکیل دولت اسلامی

در اواخر سال ۲۰۰۵، رهبر شاخه‌ی القاعده عراق دو حمله‌ی بزرگ تهاجمی را در اردن راه‌اندازی کرد. در حمله‌ی اول که بالای یک محفل عروسی صورت گرفت بیش از دو صد غیر نظامی کشته و زخمی شدند و حمله‌ی دوم که قرار بود بالای مراکز حساس نظامی اردن در پایتخت این کشور با استفاده از چندین تانکر مملو از مواد انفجاری صورت گیرد، از سوی سازمان اطلاعاتی اردن کشف و خنثا گردید. زرقاوی در توجیه حمله اول گفت که به وی اطلاعات رسیده بود که در این هوتل اتباع اسراییلی و آمریکایی مستقر هستند از همین‌رو آن را هدف قرار داد.

زرقاوی بعد از ناکامی دو حمله‌ی فوق، خودش را در تشکیلات سازمان القاعده یک رتبه تنزیل داد و با متحدشدن با گروه‌های «ارتش فرقه پیروز، گروهان الاهوال، گروهان جهاد اسلامی، گروهان‌های الغربا، گروهان‌های انصار التوحید و چندین گروه کوچک دیگر» شورای مجلس مجاهدان را شکل داد و در رأس آن ابو عمر البغدادی را گماشت. بعد از کشته‌شدن زرقاوی در ۱۵ اکتبر سال ۲۰۰۶، ابو عبدالله جبوری، سخنگوی مجلس شورای مجاهدان از تأسیس گروه «دولت اسلامی عراق» خبر داد.

اعلام دولت اسلامی با واکنش منفی رهبران القاعده (اسامه و ظواهری) روبه‌رو گردید و این اقدام شاخه القاعده عراق به‌مثابه خروج در مقابل رهبر شرعی القاعده تلقی گردید. پس از اعلام کابینه‌ی دولت اسلامی در عراق و پس از آن در عراق و شام و در ادامه تشکیل دولت اسلامی تحت رهبری ابوبکر البغدادی، مشخص شد آن‌چه که رخ داده است، انشعابی در جریان سلفیه جهادی بود و باعث شد، تا ما با دو خط فکری روبه‌رو باشیم؛ جریان عراق با  گرایش سلفیت افراطی و جریان افغانستان «نسل اول القاعده» که از تنوع فکری، فقهی و اعتقادی برخوردار است.

درحالی‌که سلفیت عراق تنها یک مرجعیت واحد دارد، در افغانستان شامل آمیزه‌ای از گرایش‌های کلامی، سلفیه، صوفیه، ماتریدیه و دیوبندیه و نیز گرایش‌های مذهبی حنفی، شافعی و حنبلی می‌باشد.

مرگ اسامه و بهار عرب

اسامه بن لادن بینان‌گذار و رهبر کاریزماتیک سازمان القاعده در ماه می ۲۰۱۱ توسط نیروهای نظامی آمریکا در ایبت‌آباد پاکستان کشته شد. مدت کوتاهی پس از کشته‌شدن بن لادن، انور العوالقی (از رهبران ارشد القاعده در یمن) نیز در حمله‌ی هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی کشته شد.

سازمان القاعده درسال‌های بین ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ بدترین دوران خود را سپری کرد. فقدان اسامه بن لادن به‌منزله‌ی یک ضربه‌ی سهمگین بر پیکره‌ی این سازمان و فرماندهان مرکزی آن بود. مرگ اسامه هم‌زمان بود با آغاز بهار عرب، از یک طرف ناامنی و بی‌ثباتی ناشی از انقلاب‌های عربی شرایط و فرصت مناسبی را برای القاعده فراهم نمود، اما از طرف دیگر بهار عرب باعث تضعف جایگاه القاعده نیز گردید. بعد از مرگ اسامه بن لادن، ایمن الظواهری که شهروند مصر است رهبری این گروه را به‌عهده گرفت. ظواهری نه کاریزما اسامه را داشت و نه شهروند عربستان بود. به همین دلیل شاخه‌های القاعده در سراسر خاور میانه، شاخه‌ی آفریقا و عراق به دساتیر وی گوش نمی‌داد.

زمانی‌که ابوبکر البغدادی، رهبر شاخه القاعده عراق، تصمیم گرفت تا شاخه‌ی این گروه در سوریه «جبهه النصره» را در گروه دولت اسلامی عراق و شام مدغم کند، ظواهری با این تصمیم وی مخالفت کرد و برایش دستور داد که سوریه را به جبهه النصره واگذار کند و خودش در عراق به فعالیت‌هایش ادامه دهد، اما سخنگوی بغدادی وی را به وفاداری به پیمان سایکس پیکو متهم کرد. بعد از این واقعه، رهبری القاعده برائت خود را از دولت اسلامی عراق و شام یا داعش اعلام کرد و گفت که این سازمان دیگر با القاعده رابطه ندارد. در همین وقت، رهبر جبهه النصره، محمد الجولانی، با ظواهری بیعتش را اعلام کرد و نبردهای سنگین میان جبهه النصره و داعش برای سال‌های متمادی در سوریه ادامه داشت.

جانشین ظواهری کی خواهد بود؟

منابع نزدیک به سازمان القاعده می‌گویند که ظواهری سه جانشین، ابوالخیر المصری صلاح‌الدین زیدان، محمد المصری، و سیف العدل دارد. از جمله‌ی این سه تن  ابوالخیر در سال ۲۰۱۹ در سوریه و محمد المصری در ایران کشته شد. سیف العدل به فرماندهان نسل اول القاعده تعلق دارد و یکی از استراتیژیست‌های این گروه به‌شمار می‌رود. وی شهروند مصر است و برای سال‌های متمادی عضو ارتش این کشور بوده است. رسانه‌های مرتبط به القاعده از سیف العدل به‌عنوان استراتیژیست این گروه یاد کرده است و مدعی گردیده‌اند که وی دارای تألیفات متعدد در بخش‌های استراتیژیک و امنیتی است.

نتیجه‌گیری

سازمان القاعده نقطه‌ی عطفی در تحولات اسلام‌گرایی رادیکال محسوب می‌شود. این سازمان از زمان تأسیس خود تا اکنون دچار تغییرات و دگردیسی‌های متعددی بوده و سه نسل را پشت سر گذاشته است. حادثه‌ی یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ نقطه‌ی عطفی در تاریخ سازمان القاعده به‌شمار می‌رود. بعد از این حادثه و عملیات نظامی آمریکا علیه این گروه، سازمان القاعده وارد برهه‌ی تازه از حیات سیاسی و نظامی خویش گردید. به اثر فروپاشی پایگاه‌های این گروه در افغانستان و منزوی‌شدن رهبران نسل اول آن، فرماندهان نظامی این گروه دست به ایجاد شاخه‌های متعدد زدند و به این ترتیب ساختار تشکیلاتی این گروه از شکل سلسله‌مراتبی به خوشه‌ای تغییر کرد، شاخه‌های القاعده در حقیقت هسته‌های خودمحور بودند که نظر به شرایط هر کشور فعالیت خویش را عیار می‌ساخت.

با سپری‌شدن زمان و منزوی‌شدن رهبران اصلی این جریان، فرماندهان میدانی این گروه صلاحیت‌های بیشتری دریافت کردند و آهسته ولی پیوسته استراتیژی نظامی این گروه تغییر کرد و این تغییرات چنان گسترده و ژرف بودند که رهبری القاعده با آن به مخالفت برخاست، اما این مخالفت‌ها جایی را نگرفت و با گذشت زمان شاخه‌های القاعده به‌سوی استقلالیت کامل حرکت کرد. بعد از کشته‌شدن اسامه بن لادن و روی‌کارآمدن ظواهری اختلافات میان اعضای عربستانی، عراقی و مصری این گروه تشدید گردید. ظواهری نتوانست که امیران شاخه‌های این گروه را تحت رهبری خویش درآورد و از بطن القاعده داعش متولد گردید و بسیاری از شاخه‌های القاعده در خاورمیانه و شاخه‌ی آفریقا با داعش بیعت کرد.

از سوی دیگر فرماندهان ارشد این گروه در هژده سال پسین در افغانستان و پاکستان از سوی آمریکا به‌قتل رسیدند و یاهم بازداشت شدند. این مسأله باعث گردید تا سازمان القاعده در جنوب آسیا منزوی گردد. سازمان القاعده بعد از سال ۲۰۱۰، تنها یک عملیات نظامی را در اروپا راه‌اندازی کرد. شاخه‌ی شبه‌جزیره عرب این گروه در سال ۲۰۱۶ بالای مجله‌ی شارلی ابدو به‌دلیل اهانت این روزنامه به پیامبر اسلام حمله کرد.

فیسبوک پیرامون را دنبال کنید.

شکل‌گیری داعش باعث گردید تا سازمان القاعده بیش‌تر از پیش در انزوا قرار بگیرد. هسته‌های کوچک که قبلاً به القاعده وفادار بودند با داعش بیعت کردند و از القاعده بریدند. گروه داعش در سال روان میلادی برای ولایت خراسان یک والی عراقی به‌نام، شهاب المهاجر، را تعیین کرد که قبلاً عضویت در سازمان القاعده را داشت. به باور آگاهان امور سیاسی، المهاجر فرماندهان القاعده، که در جنوب آسیا فعال هستند، را ترغیب خواهد نمود که به داعش بپوندند.

از سوی دیگر شاخه‌ی قبلی القاعده، جبهه النصره، که بعداً در یک اتحاد با سایر گروه‌های جهادی در سوریه به «هیأت تحریر شام» تغییر نام داد، نیز از القاعده برید و در سال ۲۰۱۶ از دل جبهه النصره گروه جدید تحت نام «حراس الدین» متولد شد که با ظواهری بعیت کرد. طبق گزارش رسانه‌ها در سال‌های آخر گروه حراس الدین همواره با گروه تحریر شام در نبرد بوده و در سال ۲۰۲۰ میلادی رهبران ارشد گروه حراس الدین از سوی تحریر شام بازداشت گردیده‌اند.

با روی‌کارآمدن سیف العدل امکان انشعاب میان سازمان القاعده تشدید خواهد گردید. به این دلیل که وی شهروند مصر است و با آمدن وی اختلاف میان شهروندان «عراقی، مصری و عربستانی» یک بار دیگر تشدید خواهد شد. از سوی دیگر الگوی مبارزاتی القاعده برای اسلام‌گرایان بسیار ملال‌آور است. به اساس استراتیژی القاعده ایجاد دولت اسلامی یا امارت اسلامی در هر گوشه از جهان اسلام قبل از وقت است و باعث برخورد میان دولت‌های کشورهای اسلامی و سازمان القاعده خواهد شد. بناءً در شرایط فعلی باید از تشکیل دولت دست برداشت. این درحالی است که رقیب این گروه یعنی داعش همواره بر تشکیل دولت و اجرای شریعت تاکید دارد، چیزی که برای پیکارجویان اسلام‌گرا بسیار جذابیت دارد.

از سوی دیگر پروسه‌ی صلح گروه طالبان با دولت آمریکا و افغانستان یکی دیگر از ضربه‌هایی است که بر پیکر گروه القاعده در جنوب آسیا وارد خواهد گردید، چون طالبان افغان با آمریکا تعهد کرده‌اند که روابط‌شان را با القاعده قطع خواهد کرد و به هیچ گروه اجازه نخواهد داد که از خاک افغانستان علیه آمریکا و متحدین آن سوءاستفاده صورت بگیرد. در صورتی که نیروهای آمریکایی از افغانستان بیرون شود و مذاکرات بین‌الاافغانی نیز با موافقیت به پایان برسد، سرنوشت اعضای القاعده که در افغانستان و پاکستان شکل مبهم خواهد داشت. این گروه مجبور است که در منطقه در پی متحدین جدید برآید و یکی از گزینه‌های احتمالی اتحاد با داعش است. در صورتی که القاعده‌ی جنوب آسیا با داعش بیعت کند، این مسأله عرصه را به رهبر جدید القاعده تنگ‌تر خواهد نمود و فعالیت‌های این گروه را بطی‌تر خواهد ساخت.

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.