کمونیسم در برابر کمونیسم

به نظر می‌رسد که کارل مارکس ناخواسته ما را با یک نظریه مهلک نفرین کرده است. برقراری کمونیسم منوط به تکمیل فرآیند صنعتی شدن است.

برای کسی مثل کار مارکس که در اواسط قرن نوزدهم نظریه پردازی می کرد، انقلاب صنعتی هنوز دریچه ای به سوی آینده ای درخشان بود که در آن کمیابی مصنوعی سرمایه داری با تولید انبوه از میان می رفت. ماشین های صنعتی آن زمان هنوز کوچک و عقب افتاده بودند، اما مدل کارخانه یعنی استثمار بی وقفه نیروی کار، مهاجرت کار و شهرک های صنعتی به بلوغ نفرت انگیز خود رسیده بودند. افرادی مانند مارکس، تحولات اجتماعی را حتی از پیشرفت فن آوری سریع تر می یافتند. پس برای آنها آسان بود که به اشتباه تصور کنند که این دردها و رنج ها موقتی است و بزودی صنعت و تولید انبوه ما را از زحمت و استثمار بیهوده نجات خواهد داد.

نظریه مارکس چندان اشتباه نبود، میزانی از صنعتی شدن، بوروکراسی، شهرنشینی برای رهایی از روابط خان و دهقانی و سبک زندگی دهقانی لازم بود. اما این ها در زمان مارکس هنوز هیولاهای کوچکی بودند و هنوز دندان های تیز و عضلات مهیب شان را رشد نداده بودند. بوروکراسی آهنین، کلانشهرهای بی پایان، مسابقه برای صنعتی شدن و تبدیل کشور به یک اردوگاه کار بزرگ همگی با تقدس سازی از نظر مارکس توسط مارکسیسم روسی پنهان می شد: «سوسیالیسم بدون تکامل شیوه تولید میسر نیست.»

کمونیست های کشورهای مختلف به خصوص جهان سوم، تا یک قرن با این نظریه کشتی می گرفتند و حتی گاهی به ضد خود تبدیل می شدند: اگر سرمایه داری هنوز پیشرفت نکرده است، پس باید به بورژوازی مترقی کمک کرد تا شرایط رشد سرمایه داری را فراهم کنند. پس آنها به پیاده نظام بورژوازی ملی و علیه امپریالیسم آمریکا تبدیل شدند. یا در روسیه و چین، بسیج ملی و استثمار اردوگاه بزرگ کار میهن پرولتری، همگی گام هایی به سوی سوسیالیسم تلقی شدند. پیام ساده است: تو فعلن مثل خر کار کن، چون بدون صنعتی شدن کشور، امکان برقراری سوسیالیسم وجود ندارد.

اگر کمونیسم را در یک عبارت فرموله کنیم، پس کمونیسم یعنی «الغای حق مالکیت خصوصی تاریخی بورژوازی بر زمین و ابزارتولید.» تک تک این کلمات مهم هستند. اگر فکر کنید که مسئله تسخیر مالکیت خصوصی از یک سری بورژوا یا ارباب است و نه الغای “حق” مالکیت خصوصی، پس شما بیشتر یک شورشی، دزد و راهزن هستید و نه کمونیست. همچنین اگر صفات تاریخی و بورژوایی بسیار مهم است. ما می خواهیم مالکیت خصوصی که تاریخا بورژوازی از فئودال ها میراث گرفته را الغا کنیم و نه اینکه به طور کل با مالکیت خصوصی بر زمین مشکلی داشته باشیم. من می توانم به حجم یک کتاب، شما را در این مورد گیج کنم، اما فکر کنم بهتر است این فرمول را برای کمونیسم بپذیریم.

اما اشتباه مارکس در اینجاست که می خواست لغو مالکیت خصوصی بر زمین و ابزارتولید را با کنترل کارگران بر کارخانه ها یعنی ابزارتولید بدست آورد. در واقع او می خواست با اشتراکی کردن ابزارتولید سوسیالیسم را برقرار کند. این یک اشتباه بزرگ است. من کاملا متقاعد شده ام که باید با اشتراکی کردن زمین، سوسیالیسم را برقرار کرد. اشتراکی کردن ابزارتولید نتیجه اشتراکی کردن مالکیت بر زمین خواهد بود.

تصور مارکس بسیار ساده بود: در فرآیند صنعتی شدن، دهقان ها به کارگران آواره شهرهای صنعتی تبدیل می شوند. در جهت منافع خود، به اتحاد صنفی و بعد سیاسی می رسند و سپس احزاب سیاسی آنها با تسخیر قدرت سیاسی، فراقانونی عمل کرده و مالکیت خصوصی بر ابزارتولید و سپس زمین را لغو می کنند. به این ترتیب ما وارد مرحله دیکتاتوری پرولتایا یعنی دولت فراقانونی پرولتری می شویم. این دولت بعد از اشتراکی کردن ابزار تولید، فلسفه وجودی خود را از دست داده و مضمحل می شود.

ظاهرا به قدرت رسیدن حزب سوسیال دموکرات روسی (بلشویک) در روسیه، این فرآیند را به اثبات رساند. کمونیست های روسی روایت کسب قدرت خود را هوشمندانه مطابق این روایت تبیین می کردند تا فرمول مارکس بی نقص و درست به نظر برسد. هر موضع گیری لنین و هر عمل حزب بلشویک گویی گام های حساب شده ای مطابق این فرمول بود. در دهه های بعدی هرجا کمونیست ها به قدرت رسیدند، روایت انقلاب خود را در قالب همین فرمول زورچپان کردند. پس برای این روایت مارکسی جای چون و چرا و اما و اگر باقی نگذاشت. در عمل ثابت شده بود و هیچ کس به خود زحمت یا جرات نمی داد روی آن بازاندیشی کند.

مشکل این فرمول صرفا دشواری در عملیاتی شدن آن نیست. اصولا مالکیت روی هوا نمی ماند، کسی بالاخره آن را کسب می کند. وقتی مالکیت خصوصی بر ابزارتولید اشتراکی می شود، سازماندهی کارخانه ای، صنعتی و سپس بوروکراتیک دولتی، این مالکیت را تصاحب می کنند و به مالکیت دولتی تبدیل می کنند. پس ما به سادگی از سرمایه داری بازار آزاد به سرمایه داری دولتی گذر می کنیم. پس سوسیالیسمی که با صنعتی شدن و دولتی یا ملی شدن صنعت بخواهد تحقق یابد، فقط به معنای سهم بیشتر سرمایه داری دولتی بر سرمایه داری بازار آزاد است.

دلیل ساده است: مدیریت تنها از بخش خصوصی به بخش دولتی منتقل شده است. پرولتاریا یا طبقه کارگر چون آواره و فاقد مالکیت است، براحتی به عنصر مطیعی از مدل کارخانه، بوروکراسی و دولت تبدیل می شود. پس این هیولاهای کوچک ناشی از فرآیند صنعتی شدن، به سادگی سوسیالیسم مورد نظر مارکس را می بلعند.

راه حل من، تنها جواب مسئله است: مالکیت اشتراکی بر زمین اولویت دارد. ابتدا باید زمین را اشتراکی کرد تا هر کسی در شهر و مکان زیست خود، صاحب زمین یا سهمی از زمین باشد. این امر وی را به شهروند تبدیل می کند. این دروغ را قبول نکنید که شهروند با کارت اقامتش یا مدت اقامتش تعیین می شود. برای هزاران سال شهروند یعنی کسی که صاحب زمین بود. اما با کلاه برداری و فریب به ما چیز دیگری القا کرده اند. بعد از تبدیل شدن ما از کارگران آواره و در به در به شهروندان واقعی که هرکدام صاحب زمین یا سهمی از زمین هستند، امکان تشکیل کمون ها یا شوراهایی از این شهروندان در هر شهرستان میسر خواهد بود. پس ما اینجا با مهره های بوروکراسی و بردگان دولت رفاه سر و کار نداریم، بلکه با شهروندان مستقل و مالکی سر و کار داریم که در کمون خود برای جذب صنعت و تجارت به شهر خود تصمیم گیری می کنند. به این ترتیب، ابزارتولید نیز اشتراکی خواهد شد. پس این صنایع هستند که به سوی شهروندان و کمون های انها مهاجرت می کنند و نه برعکس.

شهروند واقعی و مالک زمین و نه پرولتر آواره یقه آبی، تنها عامل انقلابی برقراری کمونیسم است. ماحصل کمونیسمی که وجود خود را به تکمیل فرآیند صنعتی شدن گره زده است، اردوگاه های کار اجباری است که برای پیشرفت صنعتی همه مردم را بسیج و در واقع برده خود می کند. صنعتی شدن با مالکیت و کنترل کامل دولت، نتیجه ای جز اردوگاه کار اجباری نخواهد داشت که در کشورهایی مانند چین و کره شمالی شاهد هستیم. کمونیسم از مالکیت انسان بر زمین، بر مکان زندگی خود (و نه مکان خرحمالی خود) شروع می شود.

بیشتر بخوانید:

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.