کشمکش میان آمریکا و چین

مقدمه

جو بایدن، رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، در اولین اظهاراتش در خصوص مسایل جهانی گفت که چین بزرگترین دشمن آمریکا در سطح جهان به‌شمار می‌رود. وی در ادامه افزود که چین دشمن ارزش‌های آمریکایی و دموکراسی است. این در حالی است که سال قبل رییس سازمان اف‌بی‌ای ایالات متحده آمریکا، کرستوفر ری، در یک نشست خبری گفته بود که دولت چین به یغمای سرمایه‌ی معنوی و دزدی اطلاعات ارزشمند علمی آمریکا همچنان ادامه می‌دهد. وی در ادامه‌ی سخنانش از فشار دولت چین بر منتقدان چینی که در کشورهای غربی به‌سر می‌برند، یادآوری کرده و افزود که دولت چین این افراد را مجبور می‌کند که دوباره به کشورشان برگردند.

در همین حال دولت آمریکا رییس و معاون حزب کمونیست ایالت سین‌کیانگ را به‌دلیل سرکوب مسلمانان ایغور توسط دولت چین تحریم کرد. مایک پامپئو وزیر خارجه آمریکا در یک کنفرانس خبری، جنایت علیه مسلمانان را نظام‌یافته و هولناک خواند. دولت چین در واکنش به این اقدام آمریکا، دو سناتور آمریکایی، سفیر آزادی‌های مذهبی آمریکا، دفتر کمیسیون مشترک کنگره در امور چین و شرکت لاکهید را تحریم کرد و دولت آمریکا را به مداخله سیاسی در امور، تبت و تایوان که چین آن را بخشی از خاک خویش می‌داند متهم می‌کند.

تنش میان چین و ایالات متحده آمریکا در سال‌های پسین همواره در حال افزایش بوده است و این دو کشور بر سر هژمونی جهانی با هم دیگر رقابت می‌کنند. دولت آمریکا چین را متهم می‌کند که این کشور خواهان هژمون‌شدن است؛ اتهامی که از سوی چین همواره رد شده است. در همین حال جان میرشایمر، اندیشمند آمریکایی معتقد است که خیزش اقتصادی چین مسالمت‌آمیز بوده و امکان درگیری این کشور با کشورهای منطقه و فرامنطقه وجود ندارد.

تاریخچه روابط تنش‌آلود میان چین و آمریکا

بعد از پیروزی انقلاب سال ۱۹۴۹ در چین، رهبر انقلاب چین، مائو، در یکی از سخنرانی‌های خویش گفت که «تمام امپریالیست‌ها ببرهای کاغذی هستند» و به این ترتیب تنش ایدئولوژیک میان این دو کشور آغاز شد که در جنگ دو کوریا این تنش‌ها به رویارویی نظامی انجامید. تنش‌ها میان این دو کشور زمانی فروکش کرد که روابط میان چین و اتحاد جماهیر شوروی بر سر تفسیر ایدئولوژی مارکسیسم تیره شد و دولت آمریکا با استفاده از این فرصت تلاش کرد که روابطش را با چین بازسازی کند و در همین زمان بر اساس تلاش‌های هنری کیسنجر، رییس‌جمهور وقت آمریکا با مائو، رهبر جمهوری خلق چین دیدار کرد، اما بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی یک بار دیگر رقابت میان دولت آمریکا و جمهوری خلق چین در عرصه‌های گوناگون از جمله اقتصادی از سر گرفته شد.

ایالات متحده آمریکا چین را به نقض گسترده‌ی حقوق بشر، نقض حقوق اقلیت‌ها، دزدی علمی و استبداد کمونیستی متهم می‌کند. از سوی دیگر چین بر آمریکا اتهام وارد می‌کند که این کشور به بهانه‌ی ترویج دموکراسی و حقوق بشر در پی اشغال‌گری در کشورهای جهان سوم است. دولت آمریکا چین را به دزدی علمی متهم می‌کند. در سند استراتژی امنیت ملی سال ۲۰۱۷ دولت آمریکا از چین به‌عنوان بزرگ‌ترین تهدید نام برده شده است. روابط میان این دو کشور بعد از شیوع ویروس کرونا بیش‌تر از پیش تیره شد و دولت آمریکا چین را به پنهان‌کاری در این راستا متهم کرد.

رقابت چین و آمریکا

چین از جهات مختلف در سطح جهان با قدرت‌های بزرگی مثل آمریکا رقابت دارد. عمده‌ترین شاخصی که چین را در رده‌های بالا نشان می‌دهد، توانمندی اقتصادی آن است. اقتصاد بزرگ چین که اکنون کارشناسان اقتصادی حرف از اول‌شدن چین در آینده‌ی نزدیک دارند. افزایش قدرت چانه‌زنی چین در سال‌های اخیر در معادلات بین‌المللی بر اثر افزایش قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی آن، باعث شده است که این کشور نه‌تنها در آسیا بلکه در نقاط دیگر جهان برای خود منافعی تعریف کند. این افزایش قدرت باعث شده که این کشور بیش‌تر اوقات مواضعی متضاد در برابر مواضع آمریکا اتخاذ کند. این مسأله ناخشنودی آمریکا را در پی داشته است. آمریکا که در تمام مناطق جهان و خصوصا در سازمان‌های جهانی مانند شورای امنیت سازمان ملل، سازمان امنیت و همکاری اروپا، سازمان اتلانتیک شمالی «ناتو» سازمان تجارت جهانی و آ.سه.آن نفوذ دارد و با اعمال سیاست‌های خود بر این سازمان‌ها در تلاش است که قدرت چین در حال ظهور را تحت کنترل خود درآورد.

رقابت بر سر مناطق استراتژیک

چین به‌عنوان قدرت بزرگ در عرصه‌های گوناگون برای خود در سطح جهان منافع تعریف کرده است. این کشور خواهان حضور پررنگ در آسیای مرکزی، جنوب‌آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین است و در تمام این مناطق با ایالات متحده آمریکا در رقابت شدید به‌سر می‌برد. گسترش نفوذ چین در آمریکای لاتین باعث شده است تا نخبگان و تیوریسن‌های آمریکایی خواستار برگشت دولت آمریکا به دکترین مونرو شوند.

آسیای جنوبی یکی دیگر از مناطق است که رقابت آمریکا و چین را برانگیخته و سبب شده است این دو قدرت بزرگ دو قدرت منطقه‌ای را که باهم درگیر است حمایت و تقویت کند. سیاست‌های آمریکا باعث تأثیرگذاری بر وضعیت موجود سیاست‌های اقتصادی و امنیتی منطقه شده است. هند یکی از موارد تغییرات چشم‌گیر در استراتژی آسیایی آمریکا است. از آغاز هزاره جدید واشنگتن توجه جدی به موقعیت استراتژیک هند نشان داده است. کاخ سفید در سال ۲۰۰۲ در سند امنیت ملی آمریکا که توسط بوش ارائه شد، برای اولین بار هند را در ردیف قدرت‌های جهانی قرار داد. این توجه را می‌توان معلول دو عامل دانست: یکی توسعه‌ی سریع اقتصادی این کشور و ارتقای سریع این کشور در عرصه‌ی سیاست‌های جهانی که در ترکیب با سایر مولفه‌های قدرت توانسته هند را از استانداردهای قدرت‌های بزرگ برخوردار کند و دیگر این‌که هند با برخورداری از این موقعیت گزینه‌ی مناسبی برای برقراری موازنه در قاره آسیا به‌شمار می‌رود.

در حقیقت آمریکا تلاش کرده است چین را به وسیله‌ی هند موازنه کند. چین از این بابت نگرانی ویژه‌ی خود را دارد و همیشه سرمایه‌گذاری‌های فراوانی در پاکستان به ارزش شصت میلیارد دالر از اوایل قرن ۲۱ به این‌سو انجام داده است تا بتواند موازنه‌ی منطقه‌ای را برای سود پاکستان جلب کند. موجودیت ۱۰ هزار کارگر چینی در پاکستان نشان‌دهنده‌ی رابطه‌ی کاری عمیق میان چین و پاکستان است. تمام ذخایر نفت بلوچستان در اختیار چینی‌ها قرار دارد. به تاریخ ۲۴ نوامبر سال ۲۰۰۶، هژده قرارداد و تفاهم‌نامه در عرصه‌های تجاری، انرژی، مواصلات و زراعت بین پاکستان و چین به امضا رسید. این همه نشان می‌دهد که چین به دنبال مقابله‌ی نرم با نفوذ سیاسی-امنیتی آمریکا در منطقه است.

رقابت بر سر اقتصاد جهانی

بر اساس منطق اقتصاد سیاسی، اقتصادْ قدرت می‌آورد؛ و با توجه به نظریه‌های کارشناسان این حوزه، افزایش قدرت اقتصادی در حرکت به‌سوی برتری اقتصادی نیاز به ایجاد موازنه را برای کشوری که در حال از دست‌دادن موقعیت برتر اقتصادی است، اجتناب‌پذیر می‌کند. امروزه کشور چین از ویژگی‌های یک قدرت در حال صعود اقتصادی بهره‌مند است و این ضروری است آمریکا که خود را ابرقدرت اقتصادی جهان می‌بیند این روند را که چندان مناسب اوضاع خود نمی‌داند جلوگیری کند.

رشد سریع چین از نظر اقتصادی آن‌ها را در مسیری قرار داده که به‌دنبال هژمونی اقتصادی منطقه‌ای و پس از آن سهم بیش‌تر از کیک اقتصاد جهانی‌اند و این ضرورت ایجاد توازن علیه چین را الزامی می‌کند. از طرف دیگر پیش‌بینی‌ها بر آن است که با ادامه‌ی این روند که چین عنوان قدرت دوم اقتصاد جهان دست پیدا کرده و تا حدود ۲۰۴۵، قدرت اول اقتصادی جهان خواهد شد و به این ترتیب ظهور چین که با عنوان ظهور مسالمت‌آمیز از طرف نخبگان چین مشهور شده است، نظم موجود بین‌المللی به رهبری آمریکا را به خطر خواهد انداخت. چینی‌ها به صراحت با سیستم اقتصادی کنونی جهان که دولت آمریکا در راس آن قرار دارد، مخالفت می‌کند و خواهان چندصدایی در اقتصاد جهان هستند.

رقابت بر سر منابع طبیعی در آسیای مرکزی

نظام بین‌الملل پس از پایان جنگ سرد دستخوش تغییر و تحولات فراوانی شده است، در مهم‌ترین این تحولات نظام دو قطبی که شکل مشخص آن غالب‌بودن دو بازیگر مهم آن (آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی) بود، از میان رفت. یکی از تأثیرهای این دگرگونی، ورود و قدرت‌گیری روزافزون مجموعه‌ای جدید از بازیگران در نظام بین‌الملل بوده است. چین یکی از همین بازیگران است. منطقه آسیای مرکزی یکی از مناطقی است که چین از گذشته با آن ارتباط داشته است. اقتصاد چین یکی از اقتصادهای بزرگ جهان به‌شمار می‌رود که به‌شدت به مواد خام و انرژی بیرونی وابسته است. قسمت عمده انرژی «نفت و گاز مایع» این کشور از کشورهای حاشیه خلیج فارس تأمین می‌شود. با در نظر داشت این‌که کشورهای یادشده به گونه‌ی مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر ایالات متحده آمریکا هستند و در صورت تشدید تنش میان چین و آمریکا احتمال این‌که کشورهای یادشده به اشاره آمریکا جریان صدور نفت و گاز را به چین متوقف کند زیاد است. از همین رو دولت چین از سال ۱۹۹۲ به این طرف تلاش کرده که نفوذش را در آسیای مرکزی افزایش دهد و در بخش انرژی سرمایه‌گذاری هنگفت را انجام دهد. از سوی دیگر آمریکا به‌عنوان ابرقدرت منافع بلندمدتی در بازگشایی جهانی تمام مناطق دارد، به‌ویژه مناطقی که ذخایر انرژی بالا دارند و از آن‌جایی که منابع انرژی در سیاست خارجی آمریکا نقشی اساسی دارد، ایالات متحده می‌خواهد با کنترل جریان انرژی در جهان سیطره همه‌جانبه‌ی خود را گسترش دهد. از همین رو بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی تلاش کرد که با حضور در افغانستان نفوذش را در آسیای مرکزی افزایش دهد.

رقابت بر سر هژمونی

منابع و آثار فراوان وجود دارد که نشان می‌دهد هژمونی آمریکا در خطر است. این خطر ناشی از افول آمریکا نه، بلکه ناشی از خیزش قدرت‌های دیگر است که چین خود را بیش از هر قدرت دیگری شایسته‌ی آن می‌داند تا در برابر آمریکا قد علم کند. قد برافراشتن چین بارزترین نمود پایان‌یافتن دوران تک‌قطبی است.

چین با جمعیتی حدود ۱.۳ میلیارد نفر و داشتن مرز مشترک با سیزده کشور جهان قصد دارد قدرت خود را به رخ دیگران خصوصا آمریکا بکشد. حرکت سریع چین به‌سوی مدرنیزاسیون اقتصادی باعث رشد اقتصادی آن‌ به بالاترین ارقام رشد در سال‌های اخیر برسد. چین اگر به این روند ادامه دهد به ثروتمندترین و قدرتمندترین کشور جهان در کنار آمریکا تبدیل خواهد شد و شاید هم تا حدود سه دهه‌ی دیگر از آمریکا پیشی بگیرد. درحالی‌که این موضع باعث انگیزه و تشویق رهبران چینی و مردم این کشور شده است تا در پی‌گیری امور اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی خود جدی‌تر باشند، اما نگرانی فزاینده‌ای در سیاست‌مداران و مردم آمریکا به وجود به وجود آمده است. از همین رو آمریکا برای مهار چین پیوند خود را با کشورهای جاپان، کوریای جنوبی، هند و تایوان مستحکم‌تر می‌کند. ایجاد پایگاه‌های نظامی در حاشیه‌ی مرزهای غربی چین در ازبیکستان، قرغیزستان و افغانستان، اعزام نیرو به پایگاه خود در کوریای جنوبی و حمایت اقتصادی و نظامی از تایوان که موضوع اصلی مناقشه دو قدرت است، در راستای ایجاد مانع در برابر چین است.

مقامات آمریکایی به خوبی از آینده‌ی روشن اقتصادی و نظامی چین آگاه هستند، اما آنچه موجب شد که چین را چالش‌گر بزرگ هژمونی خود در آینده بدانند، تقابل فرهنگی و ایدیولوژیک است. دولت آمریکا اگر از یک سو با پایگاه‌های نظامی در کشورهای هم‌مرز با چین و اعزام نیرو به کوریای شمالی این کشور را در خشکه محاصره کرده، از سوی دیگر با استقرار ده ه‌ کشتی جنگی و استراتژیک در آب‌ها نزدیک به چین در پی محاصره‌ی این کشور در دریاها نیز می‌باشد

جمع‌بندی

قسمی که در ابتدا گفتیم اتحاد موقت میان چین و آمریکا بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی از میان رفت و جایش را به رقابت در عرصه‌های گوناگون از جمله رقابت بر سر اقتصاد جهانی داد. چین و آمریکا بزرگ‌ترین شرکای تجاری هستند و تشدید رقابت میان این دو غول اقتصادی تأثیرات منفی روی اقتصاد جهانی می‌گذارد.

رشد سریع اقتصادی و افزایش نفوذ منطقه‌ای چین باعث نگرانی آمریکا شده است. نخبگان آمریکایی به این باورند که دولت چین هر زمانی که بخواهد می‌تواند قدرت اقتصادی خویش را به قدرت نظامی مبدل کند، از سوی دیگر مشق هژمون‌گرایی چین در شرق آسیا، آسیای جنوبی و آمریکای لاتین، به نگرانی دولت آمریکا به‌شدت افزوده است.

رشد برق‌آسای اقتصادی چین برای کشورهای غربی و به‌خصوص آمریکا یک زنگ خطر محسوب می‌شود. محصولات و کالاهای چینی تمامی بازارهای جهان را درنوردیده است و هیچ کشور در جهان پیدا نمی‌شود که در بازارهای آن محصولات چینی پیدا نشود.

دولت آمریکا تلاش دارد تا روند پرشتاب رشد اقتصادی چین را با کندی روبه‌رو کند و برای تحقق این هدفش تعدادی از شرکت‌های چینایی از جمله شرکت تولیدکننده، زیرساخت‌های مخابراتی و تلفن‌های همراه هواوی را تحریم کرده است. دولت آمریکا ادعا دارد که این شرکت‌ها اطلاعات مهم شهروندان کشورهای غربی را در اختیار دولت چین قرار می‌دهد. رییس کنگره آمریکا خانم نانسی پلوسی با اشاره به تلفن‌های همراه هواوی به دولت‌های اروپا هشدار داد که در جیب هر اروپایی یک جاسوس چینی وجود دارد. رقابت میان چین و آمریکا تنها به رقابت اقتصادی خلاصه نمی‌شود؛ چین تلاش دارد که نفوذش را در جنوب آسیا، آسیای مرکزی، خاورمیانه و آمریکای لاتین افزایش دهد. از سوی دیگر دولت آمریکا با احداث پایگاه‌های نظامی در کشورهای هم‌مرز با این کشور در صدد محاصره‌ی چین است.

اقتصاد چین با وجود رشد سریع آن هنوز از اقتصاد آمریکا عقب است. ۳/۲ ارزش سهام دنیا در وال استریت نیویورک داد و ستد می‌شود. اقتصاد آمریکا بعد از سال ۱۹۴۵ همواره اقتصاد برتر دنیا بوده است. دالر واحد پولی این کشور ارزش جهانی دارد. در عرصه نظامی نیز آمریکا مجهزترین ارتش جهان را دارد. موجودیت بیش از ۷۲۵ پایگاه نظامی در سراسر جهان باعث شده است تا این کشور در هر قسمت از کره زمین در کم‌ترین زمان دست به عملیات نظامی بزند.

رقابت‌های این دو کشور در سال‌های آینده سیر صعودی خواهد داشت و دلیل عمده‌ی آن توانمندشدن چین در عرصه‌های گوناگون است، تشدید این رقابت‌ها ممکن است به تصادم نظامی میان این دو کشور و جنگ‌های نیابتی و منجر به تغییر نظام بین‌الملل شود. همچنین ممکن است نقش چین و سایر قدرت‌های در حال ظهور در سیاست و اقتصاد جهانی پررنگ‌تر شود؛ اما آمریکا همچنان به‌عنوان یک بازیگر مهم در پهلوی سایر بازیگران جدید خواهد بود.

منابع

الف: کتاب‌ها

  1. اشمیت، هلموت (۱۳۸۸)، چین ابرقدرت آینده، تهران، نشر قطره.
  2. ان. واسرسترام، جیفری (۱۳۹۶)، چین امروز، کابل، انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان
  3. علی پور، حسین (۱۳۹۲)، جدال اژدها و عقاب، تهران، انتشارات نسل نو اندیش.

ب: پایان‌نامه‌ها

  1. نعیمی، نظیم (۱۳۹۶)، جایگاه جیوپولیتیکی افغانستان و حضور ایالات متحده آمریکا در این کشور (۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴)، کابل، دانشگاه افغانستان.
  2. قاعلی، سید مصطفی (۱۳۹۶)، نگاه امنیتی پاکستان و همکاری‌های امنیتی در جنوب آسیا (۲۰۰۱ تا ۲۰۱۷)، کابل، دانشگاه افغانستان.

مقالات

  • دولت آباد، روح‌الله صالحی و احمدیان بهرام امیر، اهداف و راهبردهای سیاست‌های خارجی چین در آسیای مرکزی، فصل‌نامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۸۴، زمستان ۱۳۹۲

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.