بحران بهسود و ضرورت دوراندیشی سیاسی

۱. لشکرکشی سنگین نظامی به بهسود، در شرایطی که حتا کابل در محاصره‌ی تروریست‌ها و میدان‌شهر در محاصره‌ی طالبان می‌باشند و ۵۰ کیلومتر جاده میدان شهر-بهسود از کنترل دولت خارج است، جنگ در لوگر و بغلان و فاریاب و سراسر کشور جریان دارد، با هیچ منطق سیاسی و مدیریت نظامی قابل توجیه نیست. این لشکرکشی هزارنفری با ده‌ها تانک و توپ و زبده‌ترین نیروهای تعلیم‌دیده‌ی نظامی در مقابل یک فرمانده محلی، نه به‌خاطر تطبیق قانون است و نه با هدف گسترش حاکمیت دولت. یک زورآزمایی و زهرچشم‌گرفتن ابلهانه در برابر آرام‌ترین و بی‌دفاع‌ترین و حاشیه‌نشین‌ترین مردم این سرزمین است.

۲. این لشکرکشی نشان خواهد داد که هیچ دستاورد نظامی برای جبروت سیاسی حاکمان ارگ‌نشین نخواهد داشت. آشکارترین پیامد آن شکاف عظیم میان حکومت و شهروندان مناطق مرکزی و بی‌اعتمادی و دوری و سلب حمایت بسیاری از هزاره‌ها از حاکمان کابل می‌باشد. این شکاف و فاصله و بی‌اعتمادی در شرایطی که خطر گزینه‌ی جنگ سراسری با طالبان با شکست مذاکرات صلح مطرح است، بیش از هرچیزی حاکمیت را از حامیان طبیعی‌اش محروم می‌سازد و دشمنی‌های قومی را فراخ‌تر و بنیان‌های همگرایی شهروندان را با گسستگی‌های بیشتری روبه‌رو می‌کند.

۳. برجسته‌کردن سقوط یک هلیکوپتر توسط نیروهای علیپور، از آن سناریوهای مضحکی‌ست که فقط از فکر توطئه‌آمیز حلقات امنیتی و سیاسی مطیع ارگ ساخته است. کسانی که گروه علیپور را می‌شناسند می‌دانند که او نه توان تهیه‌ی موشک را دارد و نه قدرت خرید پهباد و نه نیازمند به سلاح‌های ضد هوایی پیشرفته است؛ چراکه اساساً ساختار نیروی او بر دفاع زمینی استوار است که بر اساس مقابله با طالبان و مهاجمان محلی تنظیم شده نه با جنگ با قوای هوایی یک دولت.

۴. بر عهده‌گرفتن مسوولیت ضمنی سقوط هلیکوپتر توسط خودِ علیپور، نشان‌دهنده‌ی نادانی سیاسی او می‌باشد که بهانه‌ی لشکرکشی حکومت را فراهم کرد. علیپور نه از هوش سیاسی برخوردار است و نه آن استعداد مدیریتی و ظرفیت فکری لازم را دارد که بتواند به یک محور قدرتمند سیاسی-نظامی تبدیل شود تا بدین‌وسیله قادر گردد در درازمدت، آرزوهای سیاسی و غرور اجتماعی عقیم هزاره‌هارا برآورده نماید. به همین خاطر، هزینه‌کردن سیاسی برای اسطوره‌ساختن او، نه معقول است و نه مبتنی بر درک منافع استراتژیک جامعه هزاره.

۵. حقیقت این است که علیپور را سیاست‌های نابخردانه و بزرگنمایی‌های ابلهانه‌ی دستگاه‌های امنیتی بزرگ نمود و در اذهان سیاسی-اجتماعی به‌مثابه یک افسانه مطرح کرد. حلقات امنیتی، ابتدا در ماه میزان ۱۳۹۷ با چندین هلیکوپتر و ده‌ها نیروی کوماندو به ولسوالی لعل حمله کردند تا او را دستگیر کنند ولی آن اقدام جز کشتار ۱۱ نفر و زخمی‌کردن ۹ نفراز افراد ملکی و حتا زنان و کودکان، دستاورد دیگری نداشت. در ماه قوس همان سال، امنیت ملی او را در کابل دستگیر و به بند کشیدند و سپس آزادش نمودند.

حدود دو ماه پیش، یعنی در ماه دلو ۱۳۹۹، لشکری از میدان‌شهر برای دستگیری‌اش به حصه اول بهسود فرستادند که بازهم منجر به کشتار فجیع ۱۱غیرنظامی شد و اکنون بیش از هزار نیروی مسلح با ده‌ها عراده تانک و توپ به بهسود گسیل کرده است. همه‌ی این اقدامات نابخردانه و ماجراجویانه، باعث شد که علیپور را از یک قوماندان گمنام محلی به یک قطب مشهور و به دروغ دشمن دولت تبدیل کنند.

۶. درست است که احساسات عمومی بسیاری از هزاره‌ها از اعمال سیاست‌ها و رفتارهای متکبرانه و تحقیرآمیز حکومت در ماجراهای اخیر به‌شدت جریحه‌دار شده است. اما بسیار مهم است که نخبگان، سیاست‌مداران و روشنفکران هزاره در مواجهه با این بحران، افق بلندتری را ببینند و مصالح بزرگ‌تر، منافع کلان‌تر و نگاه جامع‌تری نسبت به آینده و سرنوشت سیاسی و استراتژیک جامعه‌ی رو به جلو و در حال تغییر خویش، داشته باشند. تبلیغ و تحریک به جنگ با دولت، برانگیختن حس عمومی نفرت و دشمنی و بدبینی با کلیت نظام سیاسی، و در نهایت، رویاروساختن هزاره‌ها با حکومت، ارتش و نهادهای امنیتی، نه به مصلحت هزاره‌ها می‌باشد و نه در توان این جامعه و بلکه پیامدی جز خلق فاجعه‌های کلان‌تر، انزوای بیشتر و تضعیف و گسست قدرت اجتماعی، سیاسی و حضور ملی این جامعه در ساختار کلان ملی نخواهد داشت.

۷. گرِه‌زدن سرنوشت سیاسی، منافع کلان قومی و مصالح حضور سیاسی در ساختار ملی جامعه‌ی هزاره با سرنوشت یک فرمانده محلی، انتخاب سیاست‌ورزانه، معقولانه، مصلحت‌اندیشانه و آینده‌نگرانه‌ای نیست. دوراندیشی استراتژیک و تعریف منافع کلان ایجاب می‌کند که هزاره‌ها می‌باید همان‌گونه که تا کنون راه آمده‌اند، از این پس نیز، اشرف غنی و تیم فاسد قوم‌اندیش او را معادل نظام سیاسی نشمارند و با نظام سیاسی موجود که خود در بنیان‌گزاری، تألیف، تحکیم و حمایت آن نقش بنیادی داشته‌اند، همچنان حمایت و همراهی استراتژیک خود را حفظ کنند.

۸. راه‌حل بحران موجود را باید در گزینه‌های رویکرد سیاسی و عقلانیتِ گفتگو و در پرتو صبوری، آرامش و خونسردی اجتماعی جستجو نمود. بهترین راه‌حل این است که روشنفکران و نهادهای مدنی و بزرگان و متنفذین اجتماعی در هماهنگی با رهبران سیاسی، بکوشند با مقامات امنیتی و ارگ‌نشینان موضوع را مورد مذاکره قرار دهند و نسبت به تحولات اخیر، هجوم حکومت، بررسی کشتار غیرنظامیان، چگونگی سقوط هلیکوپتر تحقیق نموده و نسبت به سرنوشت و آینده‌ی علیپور و پاسخ‌گونمودن او و یا احتمالاً جذب وی در ساختار شبه‌نظامی تحت نظارت حکومت مرکزی، گفتگو نموده به یک راه‌حل معقول و مصلحت‌جویانه برسند.

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.