حکومت باید جلو ترورهای زنجیره‌یی را بگیرد

افزایش ترورهای هدفمند در یکی دو سال اخیر، سبب نگرانی بسیاری‌‌ها شده است. مردم و شاید حتی دولت نمی‌دانند که چه کسی پشت این ترورها است. این عدم آگاهی از عاملین ترورها، باعث شده که بازار گمانه‌زنی‌ها بسیار رونق بگیرد. در این بازار پر رونق، دولت نیز بارها متهم به ترور مخالفین خود شده است.

ترور، حالا شکلی مرسوم به خود گرفته است؛ گرچه این شکل از حذف فزیکی، از دیر زمان موجود بوده است.

طبق گفته‌ها دولت، گروه‌های تروریستی و حتی بسیاری از زورمندان، برای حذف مخالفان و حتی رقیبان خود، آن‌ها را ترور می‌کنند.

آخرین مورد از ترورهای هدفمند، ترور خبرنگار رادیو آزادی در ولایت هلمند بود. این خبرنگار، بر اثر انفجار مین مقناطیسی که به موترش چسبانده بودند، از بین رفت.

کمتر از یک هفته قبل از ترورشدن خبرنگار رادیو آزادی، یما سیاوش، مجری سابق و موفق برنامه‌های خبری-سیاسی تلویزیون طلوع نیز در یک حادثه‌ی تروریستی که دقیقاً مشابه حادثه هلمند بود، جان باخت.

ترور یما سیاوش، اظهار نظر و ابراز تأسف بسیاری‌ها را به دنبال داشت. تقریبا اکثر مردم افغانستان از این رویداد، متاثر شدند و در فضای مجازی حال و نظر خود را با دیگران، شریک کردند.

تقریبا دو سه روز بعد از کشته‌شدن یما سیاوش، امرالله صالح، معاون اول رییس‌جمهور، در یک پست فیس‌بوکی از شیوه جدید تروریست‌ها پرده برداشت. او گفت که بعد از این یکی از اهداف عمده تروریست‌ها جامعه مدنی خواهد بود؛ چراکه می‌خواهند روحیه‌ی مردم را تخریش و احساسات آن‌ها را جریحه‌دار کنند تا آن‌ها علیه دولت موضع بگیرند.

یکی-دو روز بعد از این اظهار نظر آقای صالح بود که خبرنگار رادیو آزادی در هلمند ترور شد.

بعد از اظهارات آقای صالح و ترور خبرنگاری در هلمند، این سوالات به‌وجود آمد که نقش دولت در مهار ترورها و حفاظت از جان فعالین مدنی چیست؟ آیا همین که آقای صالح از شیوه‌ی جدید تروریست‌ها خبر داده، رفع مسئولیت کرده؟ آیا دولت در قبال مردم مسئولیت احساس نمی‌کند؟ یا این‌که ناتوان است و اظهارات و عملکردهای منفعلانه‌ی دولت، از روی ناتوانی‌ست؟

به نظر می‌رسد دولت به همان اندازه که در مهار ترورها ناتوان است، در حفظ جان شخصیت‌های تاثیرگذار نیز بی‌خیال است. دولت گمان می‌کند وظیفه‌ای جز اطلاع‌رسانی ندارد؛ اگر نه که همزمان با خبر دادن از شیوه‌ی جدید گروه طالبان که ترور فعالین مدنی می‌باشد، راهکاری هم برای حفظ جان این فعالین روی دست می‌گرفت.

یکی از شیوه‌های جدید دولت در این اواخر اعتراف به ضعف است؛ چنان‌که آقای صالح بعد از حوادث تروریستی بر مرکز آموزشی کوثر دانش و دانشگاه کابل، از ضعف نهادهای امنیتی و استخباراتی خبر داد و این‌گونه علاوه بر مظلوم‌نمایی، تقریباً از زیر بار ملامت و مسئولیت نیز شانه خالی کرد.

مطلع کردن جامعه مدنی از تهدید ترور نیز تقریباً هم‌طراز با این نوع اعتراف به ضعف است.

اما چیزی که آشکار و عیان است این است که دولت تا کنون هیچ کاری در قبال ترورها انجام نداده است. متاسفانه علاوه بر خبرنگاران، در ماه‌های اخیر صدها فرد نظامی و ملکی در کشور ترور شده و از دولت جز اطلاع‌رسانی و تقبیح و تهدیدهای میان‌تهی، کسی چیزی ندیده است.

توقع می‌رود که اولویت دولت حفظ جان شهروندان باشد و هر شهروند کشور، چه فردی نخبه باشد و چه شخصی عادی، جان و مالش در امان باشد. زیرا یک شهروند معمولی حتی اگر بداند جانش در خطر است، کاری برای حفظ جان خود نمی‌تواند.

دولت باید به‌خاطر دستگیری تروریست‌ها و عاملین اصلی ترورهای هدفمند هر کاری که می‌تواند انجام دهد و به هیچ عنوان اهمال نکند.

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.