در دفاع از نظام سکولار

در هر جامعه‌ای، تکثر دینی و مذهبی وجود دارد. هر کدام از گروه‌های دینی و مذهبی، دارای اعتقادات و باورهای متعالی ویژه‌ی خودشان است. افغانستان یکی از کشورهایی است که دارای تکثر دینی و مذهبی است. در چنین جوامعی، دولت حاکم باید از لحاظ مذهبی و دینی بی‌طرف باشد تا از حقوق تمام اقلیت‌های دینی ساکن در آن جغرافیا به‌خوبی دفاع کند. اما این بی‌طرفی دینی حکومت‌ها میسر نیست جز در ذیل حکومت سکولار.

حکومت و دولتی که در ذیل اندیشه‌ی سکولار است به تمام اقلیت‌های مذهبی و اعتقادی شهروندانش احترام می‌گذارد و از تمام شهروندان که در محدوده‌ی این نظام زندگی می‌کنند حمایت می‌کند. چنین حکومتی هرگز نمی‌گذارد اقلیت‌های دینی و مذهبی زنده‌ی آن جامعه مورد ستم و آزار دیگران قرار بگیرد.

نظام حاکم در جوامع چندمذهبی نباید نگاهی تک‌دینی و تک‌مذهبی در مورد مسایل جمعی داشته باشد. باید به همه شهروندان از یک منظر نگاه کند و در قانون اساسی‌اش اولین ارزش باید به شهروندان آن جامعه داشته باشد، نه این‌که بر دیدگاهی دینی و اوامر متعالی که دارد، تکیه کند. جوامعی که متشکل از گروه‌های مذهبی و دینی است بر یک امر متعالی اعتقاد ندارد و ارزش‌ها در بین آن‌ها متفاوت است. دولت به‌عنوان یک نهاد حاکم باید نگاهی کوردینانه به تمام شهروندان داشته باشد.

دولت هند امروزی نمونه‌ی خوبی از حکومت‌هایی با نظام سکولار است. در هند ده‌ها مکتب دینی و اعتقادی وجود دارد که هر کدام به‌شکل احسن همدیگر را پذیرفته و همه‌شان زیر یک چتر کُلی به‌نام هندوستان، بدون کدام تنش اعتقادی و عقیدتی، زندگی می‌کند. آنچه در هندوستان مورد ستایش است دولت سکولار در این کشور است. در قانون اساسی هند، که نویسنده‌اش یک سوسیالیست، بیم راُ رام جی اِم بیدکر، است، هیچ نکته‌ی اعتقادی و دینی گنجانده نشده و به همین خاطر است که گاهی رییس‌جمهورش مسلمان است، گاهی هندو، گاهی سیک، و همین‌طور سایر مذاهب که در هند پیرو دارد.

در نظام سکولار دو موضوع مهم و قابل توجه وجود دارد: آزادی از دین و آزادی دینی.

اکثر متن‌ها وقتی از دید یک فرد سکولار نوشته می‌شود، آزادی از دین است ولی وقتی یک روشنفکر دینی می‌نویسد، آزادی دینی است.

کسی نمی‌تواند دیندار باشد ولی آزاد نباشد چون لازمه‌ی پذیرش دین و فکرکردن درباره‌ی دین و یا هم نقد دین، آزادی است. که این آزادی اندیشه، آزادی روح و آزادی کلام است.

آزادی در شکل نظری قبل از دین می‌آید. بنا به گفته ژان پل سارتر «انسان محکوم به آزادی است». یعنی انسان پیش از هرچیزی، به آزادی محکوم است. حتی قبل از این‌که به دینداری محکوم باشد به آزادی محکوم است. کسی یا فردی آزاد است که دینی یا سنتی را قبول کند و به آن ایمان بیاورد. چرا که انسان زمانی می‌تواند ایمان در قلب‌اش جا بگیرد که آزادی انتخاب داشته باشد. آزادی انتخاب است که ایمان را به‌بار می‌آورد.

عرفا و شعرا و حتی برخی از فیلسوفان، مثل کانت، معتقدند که ایمانْ یک امر قلبی است نه عقلی، پس ایمان وقتی می‌تواند در قلب کسی جا داشته باشد که او در انتخاب آن آزاد باشد.

بنابراین، نظام سکولار این حق انتخاب را به شهروندان خود می‌دهد که چگونه آزادانه بیندیشند و آزادانه در زیر یک پرچم و یک قانون متحدانه کنار هم زندگی کنند.

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.