صلح نمی‌خواهیم، «صلح عادلانه» می‌خواهیم

گفتگوهای صلح در قطر، پشت درهای بسته جریان دارد. هنوز زود است که برآیند این گفتگوها پیش‌بینی شود. تصور فردای پس از صلح برای اکثر شهروندان عادی کشور، که در خلأ اطلاعاتی کامل قرار دارند، دشوار است. به همین دلیل گفتگوهای صلح کنونی در قطر به‌جای هیجان عمومی، نگرانی عمومی خلق کرده است. اقشار مختلف جامعه و گروه‌های مختلف، نگرانی‌های گوناگونی از نتیجه‌ی گفتگوهای جاری صلح در قطر دارند.

زنان، نگران از دست‌رفتن حقوق و آزادی‌های شان‌اند. حق کار، حق تحصیل، حق بیرون رفتن از خانه بدون محرم، حق ورزش و تفریح، حق اعتراض و برآمدن در خیابان‌ها، جزو دست‌آوردهای دو دهه‌ی اخیر به‌حساب می‌آیند که زنان و دختران کشور، نگرانِ از دست رفتن آن‌ها در معاملات صلح استند.

برخی از گروه‌های قومی و مذهبی نیز نگران از دست‌دادن حقوق و امتیازاتی استند که در قانون اساسی کشور به‌نفع آن‌ها درج شده و در صورت تغییر و تعدیل قانون اساسی (که احتمالاً یکی از پیامدهای صلح با طالبان باشد) ممکن آن حقوق و امتیازات معامله شوند یا از دست بروند.

اقلیت‌های قومی، زبانی و مذهبی، مثل هندوها و سیک‌ها، در گفتگوهای صلح جایی ندارند و اگر در پشت درهای بسته، روی حقوق و آزادی‌های آن‌ها معامله‌ای صورت گیرد، بعید است کسی از آن‌ها دفاع و حمایت کند.

گذشته از این‌ها، افغانستان در دو دهه‌ی اخیر شاهد تحولات بسیاری بوده است. نسلی در این دو دهه ظهور کرده است که علایق مذهبی و دینی خاصی ندارند. اگر نه دین‌ستیز، که دست‌کم سکولار و غیرمذهبی‌اند و گوش‌شان به پند و اندرزهای پدر-مادران و ملاهای مسجدشان چندان بدهکار نیست. اگر قرار باشد در گفتگوهای صلح از آزادی عقیده به‌عنوان یک ارزش و یکی از دست‌آوردهای نظام جدید دفاع شود، از آزادی در بی‌باوری به دین و مذهب نیز باید دفاع شود. آزادی عقیده صرفاً به این معنا نیست که کسی مختار است شیعه باشد، یا سنی؛ مسلمان باشد یا مسیحی. به این معنا هم است که کسی مختار است به هیچ کدام از این‌ها معتقد نباشد.

اگر قرار باشد حکومت فعلی، نهادهای جامعه مدنی، سازمان‌های حقوق بشری بین‌المللی، از افغانستان جدید و تحول‌یافته در برابر یکی از متعصب‌ترین و ایدئولوژیک‌ترین گروه‌های مذهبی افراطی در منطقه دفاع کند، نباید واقعیت و موجودیت نسل جدیدِ جامعه افغانستان را نادیده انگارد. فرجام صلح با طالبان نباید سرکوب و عقب‌گرد این نسلِ سکولار باشد.

افرادی با گرایش‌های جنسی متفاوت، هرچند اغلب زندگی مخفیانه دارند، اکنون به‌عنوان یکی از واقعیت‌های انکارناپذیر جامعه‌ی افغانی به‌حساب می‌آیند. حضور و وجود چنین گروه‌ها و افرادی در جامعه‌ی افغانی، با فرهنگ غالب و مسلط به‌طور عام و با ایدئولوژی متحجرانه‌ی طالبان به‌طور خاص ناسازگار است. اما به‌عنوان یک واقعیت اجتماعی قابل کتمان و انکار نیست. نادیده‌انگاری آن‌ها در مذاکرات صلح اخلاقاً قابل دفاع نیست.

صلح با طالبان، اگر هرکدام از این فاکت‌ها را نادیده انگارد و به ضرر هرکدام از این گروه‌ها تمام شود، صلح ناعادلانه است. صلح ناعادلانه نه‌تنها صلح پایدار نیست، که ممکن زمینه‌ساز منازعات خونین دیگر در جامعه گردد. هیچ صلح و معامله‌ای نباید حقوق و دست‌آوردهای زنان را نادیده گیرد و حجاب اجباری یگانه هدیه‌ی آن برای زنان باشد. هیچ گفتگوی پشت پرده‌ای نباید گروه‌های قومی، مذهبی و جنسی خاصی را از حقوق شهروندی‌شان محروم کند. نتیجه‌ی هیچ مذاکره‌ای نباید برپایی دادگاه‌های تفتیش عقاید و تحمیل دین و مذهب اجباری باشد.

فرجام صلح با طالبان باید بتواند جامعه را یک گام به پیش سوق ندهد، نه این‌که چند گام به عقب ببرد. افکار عمومیْ طالبِ صلح است؛ اما دلیل نگرانی مردم از مذاکرات صلح قطر این پرسش اساسی است که آیا صلحی که مردم در انتظارش استند، صلح عادلانه خواهد بود یا نه. مردم صلح نمی‌خواهند، «صلح عادلانه» می‌خواهند.

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.