مردم نان و امنیت می‌خواهند

در روزهای اخیر که ناامنی به اوج خود رسیده است، هر روز شاهد حوادث دردناکی هستیم. در ولسوالی‌ها و دهات جنگ به‌شدت جریان دارد و در شهرها چور و چپاول و جرایم جنایی. حادثه‌ای بعد حادثه دیگر اتفاق می‌افتد و مردم از این‌همه جنایت در شوک و حیرت‌اند.

شرایط فعلی افغانستان مشابه همان وضع طبیعی‌یی‌ می‌باشد که توماس هابز از آن سخن می‌گفت. همه در جنگی بر علیه یکدیگر به‌سر می‌برند که برنده‌اش تا کنون مشخص نیست؛ اما بازنده‌اش مردم هستند.

مردم در طول چهار دهه جنگ بیشترین آسیب را دیده‌اند. عزیزان‌شان را از دست داده‌اند و مجبور به ترک وطن شده‌اند. در طول این چهار دهه، مردم پستی و بلندی‌های زیادی را تجربه کرده‌اند؛ اما چیزی که همیشه ثابت بوده، بی‌توجهی مسئولان بوده است.

مسئولان چه اکنون و چه در گذشته، جز وعده‌های میان‌تهی، ارمغانی برای مردم نداشته‌اند. وعده‌هایی که یا هیچ‌گاه عملی نشدند و یا به بدترین شکل ممکنش جامه‌ی عمل پوشیدند.

به‌نظر می‌رسد ناتوانی، دلیل بی‌توجهی به وعده‌ها نباشد؛ بلکه بی‌مسئولیتی و مهم نبودن شهروندان برای سیاسیون، علت اساسی این امر است. حاکمان با خودخواهی و بی‌توجهی به شهروندان سبب شده‌اند که مردم به حکومت پشت کنند و اینک افغانستان شاهد حاکمانی‌ست که از مشروعیت چندانی برخوردار نیستند.

اگر هم شهروندان کشور تاکنون به‌طور کامل با حکومت قطع رابطه نکرده‌اند فقط به این خاطر است که گزینه‌ی بهتری ندارند. متاسفانه مردم بین بد و بدتر که دولت و طالبان باشد، به بد پناه آورده‌اند که گرفتار بدتر نشوند. به‌همین‌خاطر هم است که دولت‌مردان با خیال راحت به امورات شخصی خود مشغولند؛ زیرا فکر می‌کنند که مردم به آسانی به‌سمت طالبان جنایتکار نخواهند رفت. اما بعید نیست که با ادامه یافتن وضع موجود، مردم حتی به‌سوی طالبانی که این روزها سعی دارند از خود چهره‌ای جدید به نمایش بگذارند، بروند.

دولت افغانستان اکنون که نیاز به حمایت مردم و کسب مشروعیت بیشتری دارد، باید جدی‌تر از گذشته روی کاهش فاصله بین مردم و دولت و افزایش اعتماد مردم نسبت به زمام‌داران کار کند. تأمین امنیت مردم در شهر، در شاه‌راه‌ها و حتی در خانه‌ها و منازل‌شان، یکی از اقدام‌های مهم در این راستا است.

اما متأسفانه دولت در عمل چندان به فکر مردم نیست و با اتکاء به جنایات طالبان تا کنون دوام آورده است. به تعبیر دیگر، اگر طالبان جنایت نکند، مشروعیت دولت ساقط می‌شود؛ زیرا مردم اگر از طالبان تنفر دارند و به نظام و دولت کنونی راضی‌اند، صرفاً به‌خاطر هیولایی به‌نام طالب است.

شاید اگر روزی طالبان قتل و خون‌ریزی و زورگویی و تحمیل عقاید خود بر دیگران را کنار بگذارند، مردم با آغوش باز از آنان استقبال کنند و بی‌خیال جمهوریت و جمهوری‌خواهان شوند. زیرا تاریخ نشان داده است که مردم چندان به‌دنبال اسم و رسم نظام نیستند؛ بلکه نان و امنیت و آرامش می‌خواهند که متأسفانه این روزها دولت از تأمین آن‌ها به‌شدت عاجز است.

دولت اگر در این شرایط حساس به‌دنبال حفظ آبرو و کسب مشروعیت است، باید یک سر و گردن از طالبان بالاتر باشد. طالب اگر منفور است به‌خاطر جانی‌بودنش است و الا اگر طالب با همین فکر و عقیده اما بدون تفنگ به جنگ دولت می‌آمد گمان نکنم که اکنون خبری از دولت فعلی می‌بود؛ زیرا حکومت کنونی تا گردن غرق در فساد و تبعیض و واسطه‌بازی و قوم‌گرایی‌ست و به‌همین‌خاطر هم است که از ارائه خدمات به شهروندان عاجز مانده است.

در نتیجه، حکومت دو راه بیشتر ندارد: یا با تأمین امنیت و شغل برای مردم و ریشه‌کردن فساد و تبعیض در دولت، حمایت شهروندان کشور را جلب و به حیاتش ادامه می‌دهد؛ یا با دوام وضعیت فعلی زمینه‌ی شکست و فروپاشی تدریجی خودش را فراهم می‌کند. شکی نیست که شهروندان افغانستان تا مجبور به انتخاب بین دولت فعلی و طالبان جانی نشود، دست به چنین انتخابی نخواهد زد و هم‌چنان به حمایت از دولت کنونی ادامه خواهد داد. اما اگر وضعیت فعلی ادامه یابد و یا در اثر بی‌توجهی مسؤولان، وخیم‌تر شود، مردم ناگزیر به انتخاب سخت و دشواری خواهد شد که یا افغانستان را به جلو می‌بَرَد، یا سال‌های سال به عقب.

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.