قرآن و چند ایراد علمی

چندی پیش با دوستی روی اشکالات علمی قرآن گفتگو داشتم. آن دوست داکتر طب است و هرچه من می‌گفتم، او دلیل دیگری می‌آورد. پس از آن گفتگو من مجبور شدم و آمدم دلایل آن دوست را مورد مطالعه قرار دادم، که حاصلش شد برداشت‌هایی که در زیر می‌آید.

قرآن در قسمت نطفه و خلقت انسان می‌گوید: «خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِق یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ». (انسان مغرور در خلقت خود بنگرد که از چه آفریده شده است، از آب نطفه جهنده خلقت گردیده که از میان صلب پدر و سینه‌ی مادر بیرون آمده است. الطارق، ۵-۷). در حالی‌که محل تشکیل اسپرم یا به‌قول قرآن آب جهنده‌ی بیضه‌های مرد است نه صلب (ستون فقرات) مرد. دوم تخمک‌های زن در تخمدان وی که از اندام‌های داخلی آلت تناسلی زن است، قرار دارد، نه در سینه‌اش. اما آن دوست تأکید داشت که سخن قرآن درست است و محل تشکیل اسپرمْ همان ستون فقرات است. من برای ابهام‌زدایی به چند سایت از جمله ویکیپیدیای فارسی مراجعه کردم، که درستی سخن مرا ثابت می‌کرد.

کانال یوتیوب پیرامون را سبکسرایب کنید.

قرآن در قسمت زمین هم دچار اشکال علمی است و آن را مسطح می‌داند:‌ «أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا» (آیا زمین را بستری نیافریدیم؟ و کوه‌ها را مانند میخ در آن فرو نکردیم؟ النبأ، ۶ و ۷). از این آیه‌های قرآن بر می‌آید که کوه‌ها از آغاز خلقت زمین خلق شده‌اند. در حالی‌که از دید دانش جیولوژی، کوه‌ها به مرور زمان و به اثر فشار پلیت و یا گسل‌ها به‌وجود می‌آیند.

«وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ۚ ذَٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ» (و نیز خورشید تابان که بر مدار معین خود دائم بی هیچ اختلاف به گردش است برهان دیگر بر قدرت خدای دانا و مطلق است. یس، ۳۸). این‌جا هم زمین را ساکن و خورشید را در گردش می‌داند. همان باوری که اعراب پیش از اسلام داشته‌اند. در صورتی که فیلسوفان یونان در زمان پیش از سقراط به گردش زمین به دور خورشید باورمند بودند و نخستین کسی که در تاریخ به گردش زمین به دور خورشید اذعان کرده بود، فیثاغورث بود و پیش از ظهور سقراط، فلسفه خلاصه می‌شد به دانش سیارات و ستارگان. از همین‌رو سقراط را می‌گویند کسی بود که فلسفه را از آسمان به زمین آورد.

پیرامون را در تویتر دنبال کنید.

جالب‌تر این‌که می‌گوید «حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَهٍ وَوَجَدَ عِنْدَهَا قَوْمًا ۗ قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا» (تا هنگامی که به مغرب رسید جایی که خورشید را چنین یافت که در چشمه‌ای آب تیره رخ نهان می‌کند. کهف، ۸). آن دوست می‌گفت این‌جا خدا این سخن را نمی‌گوید، بلکه از زبان ذواقرنین می‌گوید. خوب گیریم که چنین باشد. این چگونه است که خدا به ذوالقرنین تمام دانش و قدرت را می‌دهد و پیامبری به عظمت خضر را هم معاون او می‌سازد. اما او چنین برداشتی از غروب می‌کند؟

«اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ۖ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۖ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّى ۚ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ یُفَصِّلُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقَاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ» (خداست آن ذات پاکی که آسمان را چنان‌که می‌نگرید بدون ستون بر افراشت آنگاه با کمال قدرت عرش را در خلفت بر افراشت و خورشید و ماه را مسخر اراده‌ی خود ساخت که هر کدام در وقت خاص به گردش درآیند. رعد، ۲). در این‌جا آسمان را جسم حجیم می‌داند، که بی ستون افراشته شده است. خدای قرآن چگونه خدایی است که نمی‌داند آسمان عبارت از مجموعهء گازاتی است که از طیف نور به‌شمار می‌روند و نیازی به ستون ندارند.

به کانال تلگرام هفته‌نامه پیرامون بپیوندید.

قرآن در جایی دیگر می‌گوید، همه موجودات برای انسان خلق شده و سپس خداوند به ساختن هفت آسمان همت گماشته است: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ ۚ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» (او خدایی است که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد پس از آن به خلقت آسمان نظر گماشت و هفت آسمان را بر فراز یکدیگر برافراشت و او به همه چیز داناست. بقره، ۲۹). این‌جا باید پرسید، حیوان‌های وحشی و خزندگان مضر به چه درد انسان می‌خورند که خداوند آن‌ها را برای ما خلق کرده است. دیگر این‌که هدف از هفت آسمان چیست؟ اگر هدف گازات اتمسفیر زمین است، که به هفت تا نمی‌رسند. اگر هدف از سیارات نزدیک به زمین است، آن‌ها یازده سیاره‌اند؛ نه هفت تا.

از داستان معراج بر می‌آید که منظور قرآن از آسمانْ طبقاتی دارای عرض و طول‌اند. چون در هر طبقه پیامبری از محمد پذیرایی می‌کند. در این‌جا هم کم‌دانشی و بومی‌بودن خدای قرآن ثابت می‌شود. زیرا شاید باور بومیان عرب زمان محمد بر این بوده است، که در منظومه‌ی خورشیدی هفت سیاره وجود دارد. اما منجمان یونانی باور به یازده سیاره در این منظومه داشته‌اند. تا همین چند سال پیش باور به این بود، که منظومه‌ی خورشیدی ۹ سیاره دارد تا آن‌که ناسا دو سیاره‌ی دیگر را کشف کرد که یونانیان باستان حتا برای آن‌ها نام هم گذاشته بودند.

فیسبوک پیرامون را دنبال کنید.

«أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ ۗ وَمَا یَتَّبِعُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَکَاءَ ۚ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ» (او خداوندی است که شب تار را برای آسایش وروز روشن را مقرر فرمود که در آن نشانه‌های قدرت خدا برای مردمی که سخن حق را بشنوند پدیدار است. یونس. ۶۶). این آیه نشان‌دهنده‌ی آن است که خدا به جز جزیرهالعرب با جاهای دیگر، مثلاْ قطبین، آشنا نبوده است. چون در کشورهای نزدیک قطب‌های شمال و جنوب، شش ماه شب و شش ماه روز است و مردم برای خواب، در خانه‌های‌شان شب مصنوعی می‌سازند.

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.