تأملی بر اندیشه‌های کارل مانهایم

جامعه‌شناسی شناخت

جامعه‌شناسی شناخت یکی از جوان‌ترین شاخه‌های جامعه‌شناسی است. این جامعه‌شناسی به‌طور کلی جامعه‌شناسی موجی و نوسانی است میان دوگانه‌های ایده‌آلیسم و ماتریالیسم، سوسیالیسم و کاپیتالیسم. جامعه‌شناسیِ تابع سرمایه‌داری و جامعه‌شناسی منافع توده‌های در نوسان است. این اهتزازی‌بودن از یک‌سو به جامعه‌شناسی شناخت او انعطاف‌پذیری بخشیده است و از سوی دیگر از صلابت و استحکام برخی از اصول معرفتی او کاسته است (مانهایم، ۱۳۸۴). به این دلیل، هرکسی که بخواهد برای فراگرفتن شیوه‌ی منظم و سامان‌یافته جامعه‌شناسی شناخت به مانهایم رو بیاورد، زود نومید می‌شود؛ زیرا تناقضات و دوگانه‌های زیادی در جامعه‌شناسی شناخت او وجود دارد.

مانهایم در جامعه‌شناسی معرفت، به بررسی رابطه‌ی جامعه و اندیشه می‌پردازد و معتقد است که اندیشه‌ورزیدن نوعی فعالیت است که می‌باید همانند سایر فعالیت‌ها در درون یک ساخت اجتماعی شناخته و تعبیر شود. شناخت از دل فعالیت‌های جمعی و کنش‌های اجتماعی بیرون می‌آید نه از تجارب و مفروضات شخصی. به باور مانهایم، «شناخت، از همان آغاز، یک فراگرد تعاونی زندگی گروهی است که در آن، هرکسی در چارچوب یک سرنوشت مشترک و یک فعالیت مشترک و برای از میان برداشتن دشواری‌های مشترک، دانش خود را بروز می‌دهد» (کوزر، ۱۳۸۷: ۵۶۴). شناخت محصول اجتماعی و مولود تکامل تاریخی است؛ بدین معنا که شناخت راکد و ایستا باقی نمی‌ماند؛ بلکه در فرایند تکامل قرار دارد. آنچه فرد می‌بیند چشم‌انداز فرد نیست؛ بلکه برآیند رویدادهای گذشته و کنش‌های متقابل فعلی است.

مراحل تکوین تکاملی بشر

کارل مانهایم با تکیه بر روش تاریخی، مراحل تکوین تکامل بشر را چنین مشخص می‌سازد:

• مرحله‌ی اول تکوین شناخت (دوره‌ی ابتدایی): انسان میمون‌نما و انسان دوران پارینه‌سنگی، دوره‌ی شکار و گردآوری؛

• مرحله دوم تکوین شناخت (دوره‌های بعدی دانش علمی): مرحله‌ی گسترش مرزهای دانش است که زندگی شهری، اقتصاد شهر، دولت-شهرها و نظام تجاری پدید می‌آید.

• مرحله‌ی سوم/آخر مرحله‌ی تکوین شناخت (دانش عملی در سرمایه‌داری صنعتی): منظور از سرمایه‌داری صنعتی همان پیشرفت سریع در مهارت‌های تکنولوژیکی است؛ نظیر: ارتقای فزاینده‌ی سطح تولید، جایگزینی وسیع ماشین به‌جای کار یدی، رشد طبقه‌ی متوسط، رشد شهرنشینی و….

ایدئولوژی و اتوپیا

کارل مانهایم در «ایدئولوژی و اتوپیا» تمرکز بر این دارد که «افراد به‌واقع چطور می‌اندیشند؟» مانهایم با تکیه بر سنت مارکسیستی، که بر اساس آن «وجود اجتماعیِ» انسان، تعیین‌کننده‌ی «آگاهی اجتماعی» او دانسته می‌شود، اظهار داشت که افراد در گروه‌های سازمان‌یافته‌ی متفاوت، علیه یکدیگر عمل می‌کنند و در خلال آن، به‌جای یکدیگر و علیه یکدیگر می‌اندیشند؛ بنابراین موقعیت اجتماعی افراد بر رفتار آنان تأثیر می‌گذارد. افرادی که از موقعیت اجتماعی مساعد برخوردارند، خواهان حفظ وضع موجودند و کسانی که در موقعیت اجتماعی نامساعد قرار دارند، پشتیبان تغییرات اجتماعی‌اند.

ایدئولوژی مجموعه‌ای از ایده‌ها، آموزه‌ها و عقاید است که ساختار اجتماعی موجود را تأیید و توجیه می‌کند.  ایدئولوژیست‌ها گذشته‌نگر استند و با دستکاری گذشته، در پی کنترل آینده‌اند.

انواع ایدولوژی

۱) ایدئولوژی به‌مفهوم عام: نظام‌های شناخت هستند که حقایق را پنهان و تحریف می‌کنند. این نظام‌های اجتماعی ممکن است آگاهانه در پی گمراه‌کردن عامه‌ی مردم باشند. نظیر: صنعت سیگارسازی که تلاش می‌کند مردم را متقاعد نماید که سیگارکشیدن برای سلامتی ضرر ندارد.

۲) ایدئولوژی به‌مفهوم خاص: نظام‌های شناخت‌اند که به وضعیت اجتماعی و تاریخی تعلق می‌گیرد؛ نظیر «تفکر محافظه‌کارانه»، «لیبرالیسم بورژوا»، «راست مذهبی»، «چپ لیبرال».

اتوپیا

اتوپیا شبکه‌ی پیچیده‌ای از ایده‌هاست که حامی تغییرات اجتماعی‌اند و شامل فانتزی‌ها، تخیلات، آمال و آروزها می‌شود. اتوپیا آینده‌نگر است و چون از وضعیت موجود فراتر می‌رود از ایدئولوژی متمایز می‌شود.

چهار مرحله‌ی شکل‌گیری ذهنیت اتوپیایی

۱) جنبش هزاره‌گرایی سرمستانه‌ی آناباپتیست‌ها  :(Anabaptism)در این مرحله طبقات پایین جامعه و فرودستان به اهمیت سیاسی و اجتماعی خویش پی می‌برند. هزاره‌گرایی با نیازهای جدید طبقه‌ی ستمدیده پیوند داشت و پیروان آن به رهبری توماس مونتسر با قدرت تمام در برابر کلیسا ایستاد.

۲) ایده‌ی آزادی‌خواهانه-انسان‌دوستانه: در این مرحله ایده نقش بارز در پیشرفت ذهن بشر دارد. طبقه‌ی بورژوا و روشنفکر بازیگران اصلی این مرحله هستند.

۳) ایده‌ی محافظه‌کارانه: برای تداوم وضع موجود و ساخت اجتماعی گذشته به‌وجود آمد که از دید مانهایم قابلیت نظریه‌پردازی را ندارد.

۴) اتوپیای سوسیالیستی-کمونیستی: هدف نهایی این مرحله عبارت از براندازی ساختار اجتماعی موجود و ایجاد جامعه‌ی برابر و بی‌طبقه است.

تشخیص درد زمانه

کارل مانهایم به‌عنوان یک جامعه‌شناس دغدغه و دلبستگی خاص به تغییرات اجتماعی داشت. در اثر خود به‌نام «تشخیص درد زمانه‌ی ما»، جامعه‌اش را «بیمار» توصیف می‌کند و در پی دریافت پاسخ به این سوال است که «چگونه می‌توانیم این بیماری را درمان نماییم؟». به باور او جامعه‌ی ما در عصر گذار قرار دارد؛ گذار از جامعه‌ی مبتنی بر بازار آزاد به جامعه‌ای مبتنی بر برنامه‌ریزی. در آینده جامعه‌ی مبتنی بر برنامه‌ریزی امکان دارد دو سناریوی متفاوت داشته باشد. یا اقلیتی بر اساس شیوه‌ی دیکتارتوری بر آن جامعه حکومت خواهد کرد (منظور دیکتارتوری نازی و هتلر) و یا این‌که شکل نوینی از دولت مبتنی بر شیوه‌ی دموکراسی به‌میان خواهد آمد (دیلینی، ۱۳۹۷).

بازسازی اجتماعی مبتنی بر برنامه‌ریزی

مانهایم در زمان جنگ جهانی دوم، در پی بازسازی جامعه برآمد و نوشت «زمانی که دوزخ فاشیسم تمدن بشری را به نابودی تهدید می‌کند، دیگر شایسته نیست که اندیشمندان در برج عاج دانشگاهی‌شان باقی بمانند» (کوزر، ۱۳۸۷). او در کتاب «انسان و جامعه: در عصر بازسازی» شرح می‌دهد که جهان را بحران فزاینده به نابودی می‌کشاند که درمان‌کردن این بیماری هم دشوار است. یکی از راه‌های آن، بازسازی اجتماعی است که آن‌هم از طریق ایجاد تغییر در تفکر و عمل به‌وجود می‌آید. در جامعه‌ی مبتنی بر برنامه‌ریزی، انتقادات نباید سرکوب شود. جامعه نباید ایستا و راکد باشد. رویکرد عقلانی بر جامعه حاکم گردد.

زندگی‌نامه کارل مانهایم

کارل مانهایم در ۲۷ مارچ ۱۸۹۳ در مجارستان زاده شد. پدر و مادرش یهودی و از طبقه متوسط بودند. در رشته‌ی فلسفه در دانشگاه «بوداپست» تحصیل کرد و بعد از دانشگاه برلین آلمان رساله‌ی دکترایش را با عنوان «تحلیل ساختاری شناخت‌شناسی» گرفت. در مارچ ۱۹۲۱ با پولیشکا لانگ، دختری از خانواده‌ی ثروتمند ازدواج کرد. او با تأثیرپذیری از همسرش علاقمند روان‌شناسی و روان‌کاوی گردید. مانهایم در سال ۱۹۲۷ به‌عنوان استاد جامعه‌شناسی و اقتصاد دانشگاه فرانکفورت تعیین شد. کلاس‌های درسی او پرشور و مملو از دانشجو بود.

آثار

ایدئولوژی و اتوپیا، انسان و جامعه در عصر بازسازی، تشخیص درد زمانه‌ی ما (مجموعه مقالات)، جامعه‌شناسی آموزش و پرورش، تاریخ و آگاهی طبقاتی.

تأثیرپذیری فکری

مانهایم از متفکران زیادی تأثیر پذیرفت که به‌صورت فشرده به آن‌ها اشاره می‌شود:

۱) گئورگ لوکاچ: در دو اثر مهم مانهایم؛ یعنی «تاریخ و آگاهی طبقاتی» و «ایدئولوژی و اتوپیا»، تأثیرپذیری مانهایم از لوکاچ قابل مشاهده است. مانهایم از لوکاچ آموخت که میان زیربنا و روبنا رابطه‌ای دیالکتیکی و دو-سویه وجود دارد؛ نه رابطه‌ی مکانیکی و علّی. این رابطه‌ی دیالکتیکی میان سوژه و ابژه (ذهن و عین) در فرایند تاریخی شکل می‌گیرد.

۲) گئورگ زیمل: از تمایز میان فرهنگ عینی و ذهنی که زیمل قایل بود، مانهایم نیز متأثر شد. در ضمن همانند زیمل از این ایده حمایت می‌کرد که نسل کنونی روشنفکران باید جامعه را در بحران‌های ناشی از تزلزل‌های سیاسی هدایت کند.

۳) ماکس وبر: از روش تفسیری وبر تأثیر پذیرفت. این تأثیرپذیری فکری بیشتر در جامعه‌شناسی شناخت مانهایم نمایان می‌شود.

۴) کارل مارکس: مانهایم بینش‌های اتوپیایی مارکس را که مبتنی بر تفوق نهایی کمونیسم بود و جهانی سرشار از برابری را جایگزین جهانی بی‌معنا می‌کرد، پذیرفت. بدین‌سان از رابطه‌ی دیالکیتکی روساخت و زیرساخت مارکس نیز متأثر شد.

منابع و مآخذ

۱) مانهایم، کارل. (۱۳۸۴). جامعه‌شناسی شناخت. ترجمه: منوچهر آشتیانی. تهران: نشر قطره

۲) دیلینی، تیم. (۱۳۹۷). نظریه‌های کلاسیک جامعه شناسی. ترجمه: بهرنگ صدیقی و وحید طلوعی. تهران: نشر نی.

۳) کوزر، لیوئیس. (۱۳۸۷). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: نشرنی.

* ارایه‌شده در انجمن تحقیقات علوم اجتماعی

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.