درد بی‌درمان نابرابری

نابرابری در همه‌جا است و باعث سرکوب بلندپروازی‌ها و استعدادها می‌شود و اگر تشدید شود مردم را به سرک‌ها می‌کشاند. نابرابری به جامعه و نظام اقتصادی آسیب می‌رساند
نابرابری در همه‌جا است و باعث سرکوب بلندپروازی‌ها و استعدادها می‌شود.

پیتر سینگر، فیلسوف اخلاق، گفته بود: «حمایت‌نکردن از کودکان فقیر در حال مرگ، به‌لحاظ اخلاقی با کشتن انسان‌ها تفاوت چندانی ندارد و یا زیستن در فراوانی درحالی‌که دیگران از گرسنگی رنج می‌برند، از نظر اخلاقی غیر قابل دفاع است». فقرا، فقیرند چون در دام فقر گرفتار شده‌اند. فقرا توان مالی لازم برای تغذیه‌ی کافی ندارند؛ چنین وضعیتی بهره‌وری آن‌ها را کاهش داده، موجب فقیرماندن آن‌ها می‌شود. افراد بسیار فقیر نمی‌توانند غذای کافی را جهت تأمین نیروی مورد نیاز خود برای انجام کاری چشمگیر تهیه کنند، اما کسانی که می‌توانند به‌اندازه کافی مواد مورد نیاز خود را تهیه و مصرف کنند، توانایی انجام کارهای سخت را دارند. در صورتی‌که افراد نتوانند حداقل‌های زندگی خود را آماده کنند، در دام فقر گرفتار می‌شود: فقرا فقیرتر می‌شوند، ثروتمندان ثروتمندتر و این چرخه‌ی شوم همچنان ادامه پیدا می‌کند.

فقر را نباید تنها به مواد غذایی خلاصه کرد چون این اپیدمی ابعاد گسترده‌تر از آن دارد. همان‌طوری‌که آمارتیاسن، برنده‌ی نوبل اقتصاد، درباره‌ی فقر می‌گوید «فقر سبب هدر رفتن تحمل‌ناپذیر استعدادها می‌شود. فقر تنها کمبود پول نیست؛ فقر عدم توانایی برای تحقق تمامی قابلیت‌های یک شخص به‌عنوان یک انسان است».

دنیای نابرابری اساساً دنیای است درهم‌تنیده. امروز نابرابری، چه به‌لحاظ مکانی و چه به‌لحاظ زمانی، گسترده و قابل‌بحث شده‌ است. این‌یک واقعیت ترسناک است که باید بپذیریم که در چنین وضعیتی، زیستن برای یک‌تعداد رنج‌آور شده است. نابرابری به‌لحاظ پیامدهایی که دارد، باعث شده که کشورها برای جلوگیری‌اش به‌دنبال استراتژی‌های مشترک باشند تا بتوانند قبل از این‌که به فجایع بزرگ‌تر تبدیل شود از آن جلوگیری کند؛ اما می‌بینیم که دولت‌ها هم از درمان آن درد عاجز مانده‌اند؛ چون این درد بی‌علاج در هیچ ایدئولوژی و در هیچ مکانی مرهمی ندارد. یک تعداد از افراد نابرابری را پیامد نظام‌های دست‌ساخته‌ی بشر می‌دانند اما می‌بینیم که این تنها در نظام‌های ساخته‌ی بشر نبوده بلکه در نظام‌های الهی هم وجود دارد.

نابرابری در همه‌جا است، نابرابری باعث سرکوب بلندپروازی‌ها و استعدادها می‌شود و اگر تشدید شود مردم را به سرک‌ها می‌کشاند. نابرابری به جامعه و نظام اقتصادی آسیب می‌رساند. مفهوم توسعه‌ی انسانی به معنی بهره‌مندی از آزادی تصمیم‌گیری است. به این مفهوم که افراد خود انتخاب کنند که کی باشند و چگونه زندگی کنند. شاخص توسعه‌ی انسانی دربرگیرنده‌ی مؤلفه‌هایی چون عمر طولانی همراه با سلامتی، آموزش مطلوب و کیفیت زندگی شایسته می‌باشد. در پژوهش‌های گزارش توسعه‌ی انسانی ۲۰۱۹، درباره‌ی نابرابری و توسعه‌ی انسانی پنج نتیجه‌ی مهم آشکار شده است:

اول. توسعه‌ی انسانی در سال‌های اخیر رشد چشم‌گیر داشته است. تعدادی بیشتری از مردم جهان در حال نزدیک‌شدن به حداقل معیارهای زندگی است. اکنون فقر شدید و گرسنگی به‌مراتب کمتر شده و دسترسی به آموزش ابتدایی بسیار رشد کرده است. همچنان لازم است که اوضاع بهتر شود.

دوم. اوضاع نابرابری در حال تغییر است. سی سال قبل نابرابری شدید در اکثر جنبه‌های اساسی زندگی بین مردم دیده می‌شد. بسیاری از کودکان به دومین سال از زندگی خود نمی‌رسیدند. یا هیچ‌گاه به آموزش دست پیدا نمی‌کردند. این فاصله‌ها به‌شدت در حال کم‌شدن است. ولی انواع جدیدی از نابرابری در حال ظهور است. مثلاً اکنون طبقات ثروتمند بیش از دیگر طبقات به آموزش دانشگاهی و همین‌طور مراقبت‌های بهداشتی‌ بهتر در سنین سالمندی دسترسی دارند.

سوم. نابرابری در بین افراد قبل از تولد آغاز می‌شود؛ و تا رسیدن کودکان به سن مکتبْ دایم تشدید می‌شود. افزایش نابرابری ناشی از فقدان توازن قدرت سیاسی و اقتصادی بین طبقات است. این موضوع در موقعیت نسبی زنان و مردان در برخی کشورها مشهود است. برای سنجش نابرابری‌های جدید به روش‌های جدید نیاز داریم، دالرها و روپیه‌ها لزوماً نمی‌توانند معیارهای لازم برای درک نابرابری در سلامت و آموزش را برای ما فراهم کند. پس باید از اعداد و ارقام فراتر رفت تا بتوان تصویر واقعی نابرابری را دید.

پنجم. هرچه زودتر باید برای غلبه بر نابرابری اقدام کرد و سیاست‌هایی را باید روی دست گرفت که برای تمام گروه‌های سنی مفید باشد. مثلاً فراهم‌کردن آموزش در سال‌های اولیه‌ی زندگی کودکان در بهبود کل زندگی آن‌ها اثرگذار خواهد بود. البته دولت‌ها نباید تنها به نشانه‌ها توجه کند. چرا که راه‌حل‌های دیرپا از پرداختن به علل و ریشه‌های نابرابری حاصل می‌شود. آن علل اغلب با تاریخ و فرهنگ هر کشور درآمیخته‌اند. تنها در این مورد است که می‌توان رشد اقتصادی را رونق داد و در عین‌حال از میزان نابرابری کاست.

در آخرین گزارش شاخص توسعه‌ی انسانی، افغانستان در میان ۱۸۹ کشورِ جهان، جایگاه ۱۶۹ را به خود اختصاص داده است. در جدول رتبه‌بندی این شاخص، افغانستان کنار کشورهای صحرای آفریقا قرار گرفته است. این نشان می‌دهد که افغانستان کار سختی در پیش‌رو دارد تا بتواند از این وضعیت نجات یابد. خوبست که از همین حالا دست به کار شود چون هیچ‌گاه برای شروع دیر نیست.

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.