وضعیت سیاسی زنان؛ از جنبش مشروطیت تا حکومت مجاهدین

برای پی‌بردن به حق و تعیین حدود آن؛ گاهی لازم است تا به تاریخ مراجعه شود. تاریخ تمدن بشریت، ترازویی است که می‌تواند معیار رعایت حق در گذشته و حال را اندازه بگیرد. هرگاه رعایت حق انسان‌ها در بستر تاریخ مطالعه شود حقوق زن در بستر تاریخ بشریت از جایگاه نامتوازن بر خوردار بوده است. زنان در طول قرون متمادی رنج‌ها و ستم‌های فراوانی را متقبل شده‌اند که حقیقتاً بسیار درد‌آور و سنگین است.

جامعه افغانستان یک جامعه سنتی و بسته است. هنجارها و بایسته‌های قومی و بومی که بیش‌تر مولفه‌ها و سنت اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده است، ریشه در زندگی قبیله‌ای برخی اقوام دارد. از همین‌رو ما افغان‌ها سپهر زندگی اجتماعی خود را از همین پنجره می‌بینیم.

در فرهنگ عشایری مردم افغانستان زن به عنوان یک موجود خردمند، آزاد ومستقل شناخت نشده بلکه موجودی وابسته وطفیلی به‌شمار می‌رود. وقتی دختری در خانواده افغانی به‌دنیا می‌آید نام دینی بر او می‌نهند، اما دختران هیچ‌گاه در افغانستان با نام خود زندگی نکرده‌اند. تا وقتی پدرش زنده است، دختر فلانی، وقتی پدرش می‌میرد؛ خواهر فلانی، وقتی ازدواج می‌کند زن فلانی، وقتی زایمان می‌کند مادر فلانی و هنگام که نوه‌اش به‌دنیا می‌آید مادربزرگ فلانی می‌شود. همچنان اگر مردی همسرش را با نامش صدا بزند؛ در فرهنگ خانوادگی مردم افغانستان، هنوز پذیرفته نشده است.

در گذشته اکثر تمدن‌ها و کشورها، به‌خصوص در نظام حقوقی افغانستان زنان از حقوق  و جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار نبودند. زنان همانند اشیا دیده می‌شدند و موجودی بسیار حقیر و پست شمرده می‌شدند. همچنان حقوق و آزادی‌های اساسی آن‌ها نادیده گرفته می‌شد. در این‌جا به بررسی وضعیت سیاسی زنان در چند حکومت قبل از طالبان می‌پردازم.

 پادشاهی امان الله خان (۱۹۱۹ تا ۱۹۲۹م)

قبل از دوره امان الله سرنوشت زنان با دست مردان رقم زده می‌شد. زنان همواره در انزوای تلخی به سر می‌بردند و از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی و اسلامی خویش برخوردار نبودند. پس از به قدرت رسیدن امان الله، محمود طرزی اندیشمند و روزنامه نگار افغانی برای نخستین بار مطالبی در باره آزادی، حقوق و نقش اجتماعی وسیاسی زنان در نشریه‌ی سراج‌الاخبار نوشت.

طرزی سراج‌الاخبار را ستونی برای «بی‌بی‌های مستورات و بیگم‌های مخدرات وطن عزیز» اختصاص داد. او در مقدمه ستون «زنان نام‌دار جهان» نوشت: «یک زن و یک مرد جدا جدا یک یک انسان گفته نمی‌شود؛ بلکه یک زن و یک مرد یکجا یک انسان گفته می‌شود؛ یعنی یک انسان را دو نیم کنیم؛ نیم آن زن و نیم آن مرد است، زیرا بقا و حیات نوع انسان به وجود هر دوی آن‌ها قایم و دایم است، نه تنها برای یک فرد آن‌ها. حالا که می‌بینیم زنان در عالم بشریت یک رکن مهم و تا چه درجه یک عنصر لازم می‌باشد، پس اگر آن‌ها را از حق تعلیم وتربیت محروم کنیم گویا نصف وجود خود را بیکار و معطل گذاشته‌ایم».

با وجود این کارگزاران، امان الله علاقه‌مند مشارکت سیاسی زنان در کنش‌های اجتماعی و سیاسی شد. روحانیون را فرصت نداد تا به گذشته برگردند. همچنان سر و صداهایی از طرف روحانیون برآمد. همسر امان الله دختر محمود طرزی اولین مدرسه دخترانه را برای آموزش وپرورش زنان به‌نام «مستورات» درسال ۱۹۲۰م. در کابل پایه‌گذاری کرد. در این مدرسه بیش از چهل دختر شروع به آموزش کردند.

ثریا همسر امان الله به عنوان بازرس و ناظر به‌همراه تعدادی دیگر از زنان به‌عنوان مدیر و معلم استخدام شدند. در روز بازگشایی مکتب مستورات، ثریا سخنرانی کرد و به همه مردم معلوم کرد که آموختن علم بر مرد و زن فرض است و این مکتب برای زنان تاسیس شده است. پس از بازگشایی مدرسه مستورات، دومین مدرسه دختران را ثریا و مادرش با هزینه شخصی خود تاسیس کردند که با نام لیسه عصمت و بعدها لیسه ملالی یاد می‌شد. امان الله برای آموزش زنان زمینه‌سازی فراوان کرد. براساس ماده ۶۸ نخستین قانون‌اساسی مصوب ۱۳۰۲ه.ش، گذراندن دوره ابتدایی برای دختران اجباری شد. صدها دانش آموز به کشورهای اروپایی برای ادامه تحصل فرستاده شدند. در این دوره اولین هفته‌نامه به‌نام «ارشادالنسوان» در سال ۱۳۰۰ به کار آغاز کرد. این هفته‌نامه ویژه زنان، به آزادی و استقلال زنان، لغو اسارت زنان و نظر اسلام در باره آزادی و کرامت انسان می‌پرداخت.

 پادشاهی نادرخان (۱۳۰۸ تا ۱۳۱۲ ه.ش)

با سقوط امان الله، مدت چند ماه حبیب الله کلکانی حکومت کرد، گرچه مدت حکومت وی کوتاه بود، باز هم هیچ‌گونه کاری جهت پیشرفت زنان انجام نداد، بلکه اصلاحات امان الله را هم نادیده گرفت. نادر خان اصلاحاتی که در زمان امان الله به‌وجود آمده بود را لغو کرد. اقدامات نادر خان لغو آزادی مدنی زنان، بستن مکاتب دخترانه، انجمن نسوان کابل، هفته‌نامه ارشاد‌النسوان، بازگرداندن دختران از ترکیه و حتی زندانی کردن نه نفر از آن‌ها و بازداشتن تعدادی از دانش آموزان مکتب امانیه وحبیبیه از تحصل بود. در این دوره سخن گفتن درباره مشارکت سیاسی زنان کدام معنا و مفهوم نداشت.

 دوره ظاهرخان (۱۳۱۲تا۱۳۵۲ ه.ش)

ظاهرخان طولانی‌ترین حکومت را در تاریخ سیاسی افغانستان به‌نام خود ثبت کرد. پادشاه در این مدت جنبه نمادین داشت. قبل از دهه مشروطیت هیچ گونه مشارکت سیاسی زنان به‌طور رسمی دیده نمی‌شد. در آستانه دهه‌ی چهل مواردی از مشارکت زنان دیده می‌شد.

در سال ۱۳۳۷ که نخستین هیأت زنان در کنفرانس آسیا شرکت کردند؛ یک زن به عنوان نماینده هیأت افغانستان در سازمان ملل و دیگری در سفارت افغانستان در واشنگتن فرستاده شد. با تصویب قانون‌اساسی توسط جرگه بزرگان، حق رای شهروندان به رسمیت شناخته شد و زمینه را برای حضور سیاسی و قانونی زنان فراهم کرد. در انتخابات مجلس در سال ۱۳۴۴ برای اولین بار چهار زن؛ دو زن از کابل ( اناهیتا راتب‌زاده و رقیه حبیب)، یک زن از هرات (خدیجه احراری) و یک زن از قندهار (معصومه عصمتی) به‌عنوان نماینده در مجلس راه یافتند. حمیرا سلجوقی و عزیزه گردیزی توسط ظاهر شاه به‌عنوان نماینده مجلس برگزیده شدند.

در ادامه این فرایند خانم کبرا نوروزی به عنوان اولین وزیر زن برای وزارت بهداشت برگزیده شد و همچنان خانم شفیقه ضیایی به عنوان وزیر مشاور برگزیده شد. می‌توان این را یک انبساط به نفع شهروندان دانست.

سرانجام با کودتای داوود خان دهه دموکراسی به پایان رسید و حکومت شکل استبدادی و قبیله‌ای پیدا کرد.

 دوره داوودخان (۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷)

بعد از ظاهر شاه داوود خان به قدرت رسید. داوود خان به نظام شاهی پایان داده و نظام افغانستان را جمهوری اعلام کرد. تبدیل عنوان شاهی به جمهوری را می‌توان تبدیل نظام مشروطه به خودکامه تعبیر کرد. نمی‌توان این‌چنین دموکراسی را تمثیل کرد.

در این دوره هیچ‌گونه تغییر واصلاحاتی دیده نمی‌شد. در این دوره مشارکت سیاسی زنان چه، که اصولاً سطح مشارکت شهروندان به پایین‌ترین حد رسید. داوود خان در زمان کودتای خود تهیه و تصویب قانون‌اساسی را بر مبنای دموکراسی واقعی وعده داد و چهار سال طول کشید تا در سال ۱۳۵۵ پیش‌نویس قانون را تهیه کرد. از میان ۴۱ نفر هیأت پیش‌نویسی؛ دو نفر زن حضور داشتند.

 دوره حکومت‌های کمونیستی (۱۳۵۷تا۱۳۷۱)

کودتای گروه طرفدار اتحاد جماهیر شوروی سابق، برضد حکومت داوود در سراسر افغانستان با واکنش‌های منفی مردم روبرو شده و قدرت حاکم با بحران مشروعیت مواجه شد. نورمحمد تره‌کی رییس جمهور و دبیرکل حزب دموکراتیک خلق اعلام شد. وی خواستار پیاده شدن اصلاحاتی در عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی بود، از جمله حقوق مساوی زنان، آموزش زنان بزرگسال، ممنوعیت شیربهای دختران در ازدواج  از جمله اصلاحاتی بود که با مخالفت عموم مردم روبرو شد.

در این دوره وزارت جدیدی بنام «امور اجتماعی» تشکیل شد و آناهیتا راتب‌زاده و ثریا برلیکا در راس آن قرار داشتند. دولت سیاست وسیعی را با حزبی ساختن زنان آغاز کرد. در دهه ۱۹۸۰م. شاهد رشد نقش زنان هستیم. زنان از لحاظ کار و دستمزد با مردان برابر بودند، چنان‌که برای نخستین بار شماری زیادی از زنان در فابریکه، موسسه‌های تولیدی وخدماتی با مزد برابر با مردان استخدام شدند و بیش از نیمی از محصلان تحصیلات عالی را زنان تشکیل می‌دادند.

***

چاپ کنید
ایمیل کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مدیر مسوول: رقیه صادقی

سردبیر: علی جلالی تمرانی

مسوول وب‌سایت: علی محبی

ویراستار: محمد محمدی

صفحه‌آرا: سیف‌الله فیروزی

© تمام حقوق مطالب این وب سایت برای هفته‌نامه پیرامون محفوظ می باشد.